English Version
This Site Is Available In English

مواد مخدر از خود انرژی ندارد

مواد مخدر از خود انرژی ندارد

دومین جلسه از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ‌۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنمای تازه‌واردین مسافر اکبر، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان اکبر هستم یک مسافر؛ در ابتدا از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همه خدمتگزاران محترم شعبه تشکر می‌کنم. امروز سپاسگزار خداوند، مهندس دژاکام و خانواده محترمشان هستم که یک بار دیگر می‌توانم این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز صورت‌ مسئله اعتیاد است. به نظر من، درمان اعتیاد زمانی پیدا شد که صورت‌ مسئله اعتیاد توسط آقای مهندس کشف شد. یعنی سال‌های زیادی، درمان اعتیاد وجود نداشته است؛ چون نمی‌دانستیم کجای کار هستیم و تخریب در کجاست؟ در واقع صورت‌ مسئله پیدا نبود. در کتاب چهارده مقاله، در بخش تئوری ایکس می‌گوید: تخریب‌مان کجاست؟ چقدر تخریب داشته‌ایم و چه قسمت‌هایی درگیر است؟ اصلاً سیستم ایکس چیست؟ چرا معتاد می‌شویم؟ مجموعه غدد درون‌ریز و برون‌ریز و پالس‌های شیمیایی و عصبی و غیره؛ در کل این موارد سیستم ایکس را برای ما تعریف می‌کند.
تئوری ایکس می‌گوید: چه چیزی باعث می‌شود ما معتاد شویم، هر چیزی که از سد خونی مغز رد شود، این قابلیت را دارد که انسان را درگیر اعتیاد کند؛ مثل الکل، حشیش، تریاک، قرص‌ها و انواع  آنتی‌ایکس‌ها. ‌مواد فوق قابلیت دارند که از سد خونی مغز عبور و شخص را درگیر اعتیاد کنند. از نظر من مهم این است، هر موادی که از سد خونی مغز عبور می‌کند، به خودی خود هیچ انرژی ندارد، از جمله تریاک، هروئین و تمامی مواد مخدر. پس این انرژی از کجا می‌آید؟ این مواد قابلیت دارند که به انرژی‌های ذخیره‌شده بدن ما دسترسی و از آن‌ برداشت کنند. بدین صورت که یک فرد مصرف‌کننده بعد از مدتی مصرف، کم‌کم ضعیف و تخریب در او پدیدار می‌گردد. ما باید بدانیم که این تخریب کجا صورت گرفته و وقتی تشخیص بدهیم مشکل کجاست، حل می‌شود. فرض کنید مسیری را با ماشین می‌روید، بعد این ماشین یک‌دفعه خراب می‌شود، اگر آدمی که شناخت ندارد دست به سیم‌کشی و به باتری ماشین بزند؛ چون نمی‌داند مشکل کجاست، ممکن است باعث خرابی بیشتر گردد، حتی ممکن است ماشین را هل بدهد یا الکی استارت هم بزند؛ منظورم همان شناخت است. شناختی که مهندس می‌گوید: این که بدانیم فرد مصرف‌کننده چقدر تخریب داشته و بعد ابتدا باید مبدأ را بدانیم تا بتوانیم به مقصد برسیم. فرض کنید می‌خواهیم به اصفهان برویم، به دوستمان می‌گوییم: من می‌خواهم بروم اصفهان، او می‌گوید: کجایی؟ اگر ندانیم کجا هستیم، نمی‌توانیم آدرس درستی بدهیم. پس اول باید مبدأ مشخص باشد که شما کجا هستید؟ اگر جنوب کشور باشید، باید به سمت شمال بروید تا به اصفهان برسید یا ممکن است در تهران باشید و باید به سمت جنوب حرکت کنید. این است که مبدأ خیلی مهم است.

یک نکته دیگر که در کتاب چهارده مقاله به آن اشاره شده، این است که شخصی که می‌خواهد شروع به درمان کند با دو نکته روبه‌رو می‌شود، عکس‌العمل‌های آشکار و عکس‌العمل‌های پنهان. عکس‌العمل‌های آشکار چیست؟ شما از روزی که مواد را قطع می‌کنید، شاید از همان وعده اول علائم شروع می‌شود از جمله آبریزش، پادرد، عطسه، خمیازه و ..... . این‌ها به مرور، طی حدود یک یا دو هفته، کم‌کم رفع می‌شوند و از بین می‌روند؛ اما عکس‌العمل‌های پنهان بسیار مهم هستند که بار اصلی درمان اعتیاد را به دوش می‌کشند. مثل افکار و اندیشه، افسردگی، نگرانی، عدم میل به زندگی و حتی در برخی میل به خودکشی. سؤال این است کسی که با اعتیاد آشنایی ندارد، وقتی فرد دیگری مواد را قطع می‌کند، به او می‌گوید تمام شد دیگر! بیست روز، بیست‌ویک روز گذشت؛ بلند شو و برو دنبال زندگی‌ات. اما از درون این آدم خبر ندارد که فکرش و ذهنش درگیر است و نمی‌تواند کار بکند. این است که مهندس می‌گوید: زمان می‌برد تا جسم و روان ما طی یازده ماه، حدود ۹۵ درصد از این عکس‌العمل‌های پنهان را در ما درمان کند و پنج درصد آن هم به مرور درمان می‌شود، بیشتر از این وقت جلسه را نمی‌گیرم، ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: مسافر داوود رهجوی راهنما مسافر اردلان (لژیون یکم)
عکس، ویرایش و ارسال: مسافر مجتبی رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...