English Version
This Site Is Available In English

کنگره مقدس است

کنگره مقدس است

از همسفر زهره، راهنمای عزیزم، که زحمت سفر از اصفهان به بندرعباس را برای آموزش ما پذیرفتند، صمیمانه سپاسگزارم. از آقای مهندس سپاسگزارم که بستری گسترده و سودمند برای کسانی فراهم آوردند که در تاریکی، امید و انگیزه زندگی را از دست داده بودند تا دوباره احیا شوند و عزت، احترام و سلامتی خود را بازیابند.

من خسته‌دل و گرفتار مشکلات، تنها به‌خاطر مسافرم اجازه ورود به این مکان را یافتم. بدون هیچ اطلاع و آگاهی و سرشار از غم، وارد محیطی ناآشنا شدم. در بدو ورود، عزیزانی را دیدم با لباس‌های سفید و لبخندهایی بر لب که با آغوش باز پذیرایم شدند. از این‌همه عشق شگفت‌زده شدم و شکوفه‌های امید در دلم جوانه زد و دگرگون شدم.

برای من که در خانه خودم نیز غریبه بودم، این برخورد بی‌منت در آن مکان شگفت‌انگیز بود و با خود گفتم هنوز افرادی هستند که مرا مورد لطف قرار می‌دهند و دوستم دارند. من در عمق تاریکی با مشکلاتم دست‌وپنجه نرم می‌کردم و به همه فکر می‌کردم جز خودم، به همه احترام می‌گذاشتم، در حالی که خودم محترم شمرده نمی‌شدم. بال پرواز همه بودم، در حالی که بال‌های خودم زخمی بود و مرهمی برای دردهایم پیدا نمی‌کردم.

کنگره مقدس است؛ زیرا در وهله اول مرا با خودم روبه‌رو کرد و متوجه شدم وقت آن رسیده که خودم را پیدا کنم، زخم‌هایم را مرهم نهم و برای زندگی‌ای سراسر امید اقدام کنم. این ممکن نمی‌شد مگر با آموزش‌های ناب کنگره که به‌واسطه راهنمای عزیزتر از جانم، همسفر زهره، برایم رقم خورد. سعی کردم رهجوی خوبی باشم، چشم‌گفتن را بیاموزم و روی خندان و زیبایی‌های زندگی را ببینم.

مریمی که هرگز به خودش فکر نکرده بود و خود را به دست فراموشی سپرده بود، اینک با نوشتن و وادی اول، تفکر کردن را آموخت و فهمید چه ظلمی به خودش کرده است. دیگر مانند گذشته نیستم؛ سعی کردم به هیچ‌چیز و هیچ‌کس وابسته نباشم، مسئولیت کارهایم را بپذیرم و خودم را دوست بدارم. با نوشتن هر سی‌دی و آموختن آموزش‌های جدید، برای پروازی باشکوه و رسیدن به اوج آماده‌تر می‌شوم.

من متحول شدم و چیزهایی به دست آوردم که در گذشته برایم آرزو بود. مفتخرم که خانه بزرگی به نام کنگره‌۶۰ و خانواده ارزشمندی با دوستانی عزیز و مهربان به دست آورده‌ام. خوشحالم که دیگر تنها نیستم و انگیزه‌ای قوی برای ادامه زندگی یافته‌ام که به هیچ قیمتی حاضر نیستم از دستشان بدهم. در پایان، از آقای مهندس و خانواده محترمتان سلامتی و طول عمر با عزت خواهانم. همچنین از همه کسانی که در این راه برای اعضای کنگره زحمت کشیده و به هر نحوی خدمت‌رسانی می‌کنند، سپاسگزارم.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی همسفر زهره (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر شیرین رهجوی همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی همسفر زهره (لژیون اول)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی همسفر زهره (لژیون اول)
همسفران نمایندگی بندرعباس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...