English Version
This Site Is Available In English

مسئله برای کسی حل می‌شود که از روی صورت مسئله حرکت کند

 مسئله برای کسی حل می‌شود که از روی صورت مسئله حرکت کند

جلسه اول از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صالحی ۲، روز چهارشنبه ۸ مهرماه ۱۴۰۵، با استادی دیده‌بان محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر مجتبی، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علیرضا هستم یک مسافر. توفیق شده امروز دوباره در کنگره دور هم جمع شویم. بعد از مدت‌ها وارد شعبه شما شدم و تغییراتی را در اینجا دیدم که بابت آن به شما و ایجنت محترم تبریک می‌گویم. این تغییرات خوب است و حس و حال شعبه را تغییر می‌دهد. در این شعبه حدود سی سفر اولی تحت آموزش هستند؛ البته مهم نیست یک شعبه مثل سلمان فارسی چهارصد سفر اولی داشته باشد یا یک شعبه چهل سفر اولی داشته باشد، مهم این است که ما در کنگره حضور داریم و می‌توانیم اتصال پیدا کنیم. ما در جایی قرار گرفته‌ایم که می‌توانیم مثل کشتی‌هایی که در یک بندر پهلو می‌گیرند، در کنگره پهلو بگیریم. محیط و فضای کنگره مانند یک محیط امن است، اما صرفاً قرار گرفتن در این محیط به معنای پهلو گرفتن نیست. کسی در کنگره می‌تواند پهلو بگیرد که خودش را به اضلاع کنگره وصل کند. یکی از مهم‌ترین اضلاعی که می‌توانیم خودمان را به آن متصل کنیم، ضلع معرفت کنگره است؛ یعنی جایی که آموزش می‌گیریم، دانش کسب می‌کنیم و اطلاعات لازم را به دست می‌آوریم. بعد از اینکه این اطلاعات را دریافت کردیم، تکلیفمان با خودمان روشن می‌شود که آیا می‌خواهیم تغییر کنیم و آیا می‌خواهیم از این اطلاعات و آموزش‌ها استفاده کنیم یا نه. کسی که وارد کنگره می‌شود، از همان جلسات اول آموزش را آغاز می‌کند و یکی از قوی‌ترین قسمت‌های کنگره، راهنمای تازه‌واردین است که اطلاعات و مسیر سفر اول را به یک تازه‌وارد منتقل می‌کند. در همین مسیر است که صورت مسئله اعتیاد برای ما توضیح داده می‌شود. کنگره می‌گوید اعتیاد یک جایگزینی مزمن است؛ یعنی چیزی جای چیز دیگری قرار گرفته که جایگاه اصلی آنجا نبوده و همین مسئله باعث به وجود آمدن تخریب شده است. اگر قرار است این جایگزینی را از سر جای خودش برداریم، باید چیز دیگری را در جایگاه اصلی خودش قرار دهیم. کنگره می‌تواند این کار را انجام دهد و با کمترین کنش و کمترین آسیب، اطلاعات، آموزش و راهنمایی لازم را در اختیار یک سفر اولی قرار دهد. ما در سفر اول یازده ماه زمان داریم که به‌صورت تدریجی با روش DST روی صورت مسئله اعتیاد حرکت کنیم تا در نهایت بتوانیم فرمان رهایی خودمان را بگیریم.

اگر این فرآیند اتفاق بیفتد، اتفاق بسیار بزرگی است. مسئله برای کسی حل می‌شود که از روی صورت مسئله حرکت کند. ممکن است من خیلی زیبا درباره جایگزینی یا روش DST صحبت کنم، اما اگر خودم صاحب این روش نباشم و در مسیر آن حرکت نکرده باشم، این معرفتی که دارم برای من کاربردی نخواهد داشت. وقتی عمل سالم را در سفر اول انجام می‌دهم، در پایان مسیر، عدالت درباره من حکم می‌کند. آقای مهندس می‌گوید انسان صاحب سی و شش تریلیون سلول است و در کنگره دانش و صورت مسئله‌ای باز شده که وقتی انسان از این مسیر حرکت می‌کند و به نتیجه می‌رسد، این سلول‌ها تحت فرمان قرار می‌گیرند و نیازهایشان برطرف می‌شود. شاید خیلی‌ها این مسئله را قبول نکنند، چون همه ما دنبال این هستیم که یک اتفاق دیگری بیفتد؛ می‌گوییم تریاک که نه، بیست‌ویک روز کم کنیم، برویم بخوابیم، دکتر برویم یا یک داروی شیمیایی خاص بگیریم تا اتفاقی برایمان بیفتد، در حالی که نمی‌دانیم ما یک انسان کهن هستیم و جسم ما و سلول‌های بدن ما قدمتی بسیار طولانی دارند. داروی شیمیایی را نمی‌شناسند، اما تریاک ماده‌ای است که از گذشته همراه انسان بوده و بدن نسبت به آن واکنش می‌دهد. در روش DST یک روش، یک زمان مناسب و یک مقدار مناسب وجود دارد و تمام این اتفاقات در طول یازده ماه برای یک مسافر با خواسته رهایی اتفاق می‌افتد.

ما روی وادی‌ها حرکت می‌کنیم. از وادی اول شروع می‌کنیم؛ وادی اول به ما می‌گوید تفکر کنیم و مسئولیت را به خداوند واگذار نکنیم، خودمان باید کاری انجام دهیم. امروز هم گفته شد که حرکت کنیم. در کنگره فقط حرکت کن، چون در طول مسیر می‌توانی تفکر کنی. وقتی حرکت می‌کنی، تفکر به سراغت می‌آید. این اتفاق تا وادی سیزدهم ادامه پیدا می‌کند؛ جایی که می‌گوید «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». یعنی سفر یازده‌ماهه ما یک پایان دارد، اما این پایان، نقطه شروع یک مسیر جدید است. کنگره برای ما برنامه‌ریزی کرده است؛ می‌گوید در هفته چند جلسه حضور داشته باش، سی‌دی بنویس، مشارکت کن، اعلام سفر داشته باش و به آموزش‌ها پایبند باش. این باید و نبایدها برای این است که بتوانیم از صورت مسئله و آموزش‌هایی که در اختیارمان قرار گرفته، بهره کامل ببریم.
در نهایت یک روز جمعه یا چهارشنبه یا دوشنبه، همراه با همسفرمان، فرمان رهایی را از آقای مهندس می‌گیریم؛ اما در وادی سیزدهم متوجه می‌شویم که برای رهایی دو مرحله لازم است. حالا که جسممان را به تعادل رسانده‌ایم، باید روانمان را نیز به تعادل برسانیم و صورت مسئله زندگی خودمان را حل کنیم. آن صورت مسئله‌ای که باعث شد من وارد اعتیاد شوم، آن جهان‌بینی و آن روانی که دچار تخریب شده بود، باید در مرحله دوم به تعادل برسد. کنگره همان‌طور که صورت مسئله اعتیاد را با یک داروی کهن مثل تریاک و روش DST می‌شناسد، در مرحله دوم نیز دانش و صورت مسئله زندگی را در اختیار ما قرار داده است. در سفر اول سیستم X جسم خودمان را راه‌اندازی می‌کنیم و در سفر دوم باید سیستم X زندگی، خانواده و کارمان را درست کنیم. کنگره این علم را در آموزش‌ها و سی‌دی‌هایی که در اختیار ما قرار می‌دهد، دارد و در سفر دوم باید روی این آموزش‌ها حرکت کنیم.

در وادی سیزدهم اگر بخواهیم حرکت جدیدی را آغاز کنیم، راهی جز این نداریم که بتوانیم با جهان هستی ارتباط برقرار کنیم. آنچه باور است محبت است. کسی که صاحب محبت و بخشش باشد و عشق و محبت را بشناسد، می‌تواند آن را در زندگی متجلی کند. عشق و محبت فقط با گفتن «دوستت دارم» معنا پیدا نمی‌کند؛ محبت باید در بخشش و عمل ما دیده شود. آقای مهندس می‌گوید گریه کردن به‌تنهایی کافی نیست. همان‌طور که در کنگره سه ضلع داریم، در وادی چهاردهم نیز با اضلاع مختلفی روبه‌رو می‌شویم. گویی همان داروی کهنی که تریاک است، یک صفت کهن نیز در وجود انسان وجود دارد و آن صفت، بخشش و محبت است؛ به قدمت حضور انسان و به قدمت خود خداوند. این همان جایی است که ما در کنگره توانایی پیدا می‌کنیم از ماده و مادیات عبور کنیم. آقای مهندس می‌گوید باید سوار ماده شویم تا بتوانیم بخشی از نیروی اهریمن را تحت اختیار خودمان قرار دهیم و در مرحله دوم بتوانیم خودمان را بیشتر بشناسیم.

بخشی از این آموزش بخشش را در کنگره تجربه می‌کنیم؛ در همین جلسات، در مشارکت‌ها، در سبدهای کنگره و در لژیون سردار. وقتی در سفر اول بازی یک‌پنجم را یاد می‌گیریم، می‌توانیم بیرون از کنگره نیز مواد مصرف نکنیم و وقتی در کنگره بخشش را تجربه می‌کنیم، می‌توانیم در زندگی نیز انسان بخشنده‌تری باشیم. ما در کنگره درباره تجربیاتمان صحبت می‌کنیم؛ یک راهنما درباره چیزی صحبت می‌کند که خودش در آن مسیر حرکت کرده است و خدمتگزاران و اعضای لژیون سردار نیز درباره فرآیند بخشش صحبت می‌کنند و ما دائماً یکدیگر را به عمل سالم و خدمت دعوت می‌کنیم. چیزی که سلامتی و ادامه مسیر را در مرحله دوم تضمین می‌کند، فاصله گرفتن از اعتیاد است. وقتی من در این صندلی نشسته‌ام و رها می‌شوم، زمانی که از این صندلی بلند می‌شوم باید شرایطی را فراهم کنم تا یک نفر دیگر بتواند جای من بنشیند و سفر کند. اگر کسی روی این صندلی ننشیند، ممکن است آن صندلی آن‌قدر منتظر بماند تا من دوباره برگردم و روی آن بنشینم. این فقط یک حرف نیست؛ همه ما در کنگره این موضوع را به‌عینه دیده‌ایم، لمس کرده‌ایم و احساس کرده‌ایم.

حرفی که در کنگره می‌زنیم، باید روی آن حرکت کنیم. تمام تلاش آقای مهندس در آموزش‌ها این است که ما بتوانیم حرکت کنیم، چون در حرکت است که می‌توانیم تفکر کنیم. یک سفر اولی وقتی حرکت می‌کند، رهایی را از آنِ خودش می‌کند. وقتی از دام اعتیاد آزاد شدیم، باید از این دام فاصله بگیریم و این فاصله گرفتن با خدمت، بخشش و محبت امکان‌پذیر است. محبت را باید از کنگره با خودمان به زندگی ببریم؛ محبت را باید سر سفره زن و بچه‌مان ببریم، کنار همسفرمان ببریم، در محیط کارمان و در ارتباط با همکارانمان جاری کنیم. آن زمان است که می‌توانیم بگوییم هم جسم مناسبی داریم، هم روانی متعادل و هم جهان‌بینی سالم. جهان‌بینی ما دیگر افیونی نیست و یاد گرفته‌ایم که بخشی از راز زندگی، برطرف کردن نیاز دیگران است. خوش به حال کسی که سفره‌ای مهیا می‌کند تا سه، چهار یا پنج خانواده در کنار هم بنشینند و از آن بهره ببرند. ما این مفهوم را در کنگره می‌فهمیم و تجربه می‌کنیم. در این مسیر، همسفران محترم نیز نقش بسیار مهمی دارند و زمانی که در این بازی قرار می‌گیرند، باید بدانند که این حرکت و خدمت، پیش از هر چیز برای خودشان و رشد خودشان است.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...