جلسه دوازدهم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران نمایندگی لواسان با استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر عهدیه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۱۴۰۵/۷/۷ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم در این شعبه حضور دارم و میتوانم خدمت کنم؛ شعبه خیلی خوبی دارید آرام و در دل طبیعت و من خیلی خوشحالم که اینجا حضور دارم. از نگهبان عزیز و دبیر محترمشان و همینطور از خانم طاهره ایجنت محترم، مرزبانان و از خانم رعنا تشکر میکنم که اجازه خدمت به من دادند.
دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد»، یکی از کلیدیترین دستور جلسات کنگره60 است که در اول سال تحصیلی این صورت مسئله مطرح میشود. به همه شما شروع سال تحصیلی کنگره که آغازگر آن این دستور جلسه است را تبریک میگویم. یکی از مسائلی که در کنگره ما همیشه یاد گرفتهایم این است که راه حل مشکل را در دل مشکل پیدا کنیم و جای دیگر نرویم، چون جناب آقای مهندس دژاکام در سال ۱۳۷۸ در دل مشکل اعتیاد، راه حل مشکل را برای ما پیدا کردند و تنها پکیجی که کامل و جامع هست مثلث صورت مسئله اعتیاد است؛ چون گروههایی هستند که مسئله اعتیاد را یا جسمی میدانند یا معنوی. تنها NGO که باور داشت مشکل اعتیاد هم در جسم و هم روان و هم نوع نگرش که همان جهانبینی است کنگره60 بود و اینجا بیماری اعتیاد به درمان رسید.
گروههایی هستند که آمدند راهحلهایی برای ترک اعتیاد دادند، اما تا امروز جهان هم باور ندارد که اعتیاد درمان دارد. همیشه میگویند: اعتیاد یک بیماری مرموز، پیشرونده و لاعلاج است و تنها ما میتوانیم اعتیاد را در یک سطح کنترل کنیم و در یک مقطع نگه داریم و نمیتوانیم درمان کنیم، چون هنوز برای آنها این موضوع که اعتیاد هم در جسم شخص اثر گذاشته و هم در روانش، غیر قابل باور است. جناب آقای مهندس با سفری که انجام دادند هم توانستند صورت مسئله اعتیاد را روشن کنند و هم روش DST را کشف کنند و هم داروی اوتی را در سطح سازمان بهداشت ایران به ثبت برسانند. این نشان میدهد که راه چقدر عمیق و درست است راهی که در ورودی و خروجی کنگره به اثبات رسیده است، چون قبل از آن روشهایی که به عنوان روشهای علمی هم مطرح میشد مثل یو آردی و روشهای دیگر آمد، ولی به جای اینکه شخص را به مرغزار ببرد به مسلخ برد و چه انسانهایی که در این راه نادرست جان عزیزشان را از دست دادند.
تکتک ما شاهد این روشهای ترک بودیم و هستیم. خود من چه روشهایی را که رفتم به عنوان مثال ماه محرم که میشد به من میگفتند: روش ابوالفضل درمانی، یعنی شخص مصرفکننده در اتاقی در بسته فقط راز و نیاز کند و نماز بخواند تا ابوالفضل به کمک شخص بیاید و اعتیاد او را درمان کند! یا بعد از آن روشی بود که عطاریها ارائه میدادند؛ کپسولهایی را میفروختند که از محتوای داخل آن اطلاعی نبود، تا مصرفکننده موادمخدر مصرف کند و به درمان یا همان ترک برسد یا وقتی که پیش پزشک میرفتیم مصرفکننده میبایست پیش پزشک اعصاب و روان برود که ما هم رفتیم و با چه داروهایی مواجه شدیم! مسافر من بعد از مصرف این داروها در زمین و هوا بند نمیشد، شیشه بود که شکست، مبل بود که شکست! و بعدها فهمیدیم درون این کپسولها و داروها چقدر ماده مخدر شیشه بوده است!
به همین دلیل امروز تکتک ما باید شکرگزار این دستور جلسه باشیم که آقای مهندس دژاکام در سیدی اخیرشان؛ سیدی «توازن» عنوان کردند «وقتی که در مسیر درست قرار میگیریم و حرکت ما حرکت سالم است نیروی الهام و القا به ما کمک میکنند تا ما به مقصد برسیم.» چون حرکت آقای مهندس به عنوان یک محقق کمک به انسان بوده و هست خداوند هم این مسیر را برای ایشان هموار کرد و الان مقالههایی که در سطح جهان منتشر میشوند و بیمارانی که به درمان میرسند و در کنار بیماری اعتیاد، بیماریهای دیگری که داشتند به درمان میرسد همه به خاطر تفکر سالم جناب آقای مهندس بوده است. جناب آقای مهندس در کتاب «۶۰ درجه زیز صفر» عنوان کردند که چقدر به مشکل برخوردند یا عزیزانی که سمزدایی شدند هنوز از بیمارستان بیرون نیامده در فکر این بودند که بروند و موادی که مصرف میکردند را تهیه کنند! تا حالشان خوب شود. استاد امین در یکی از سیدیهایشان فرمودند: «کسانی که ترک داشتند، اگر مصرف دوباره بکنند عین ثواب است.» یعنی سیستمایکس جسم در اثر مصرف مواد تخریب شده و اگر مصرف نکند، امکان فوت وجود دارد، چون با جایگزینی مواد در طی مصرف، سیستم ایکس یا همان هورمونها، نوروترانسمیترها یا سیستم عصبی به مشکل برخورد میکنند.
امروز همه شما آگاه هستید که داروی بیرونی جایگزین سیستم شبهافیونی بدن ما شده است و همین در ما تخریب ایجاد کرده است و اگر ما بخواهیم جسمی که تخریب شده است را بازسازی کنیم باید مسیر را بلد باشیم، یعنی مسیر را طوری طی کنیم که در ده ماه سفر، میزان مصرف دارو به صفر برسد. اینجا است که ما متوجه میشویم که برای حل هر مشکل، نیاز به وادی اول، یعنی تفکر داریم که باعث میشود ما پنجاه درصد راه را آمده باشیم و بتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
صورت مسئله اعتیاد فقط برای اعتیاد نیست برای پیدا کردن راه حل تمام مشکلات ما است که در دلِ هر مشکل رازی نهفته است که بتوانیم آن مشکل را حل کنیم و بیرون از آن مشکل دنبال راه حل نباشیم. جناب آقای مهندس میفرمایند: «هرکس این صورت مسئله را درک کرده باشد ۵۰ سال نسبت به درمان اعتیاد از جهان جلوتر است!» کسانی که صورت مسئله را باور دارند، میدانند که اگر جسمی تخریب شده باشد، نمیتواند روان و نگرشش سالم باشد، چون در زمان اعتیاد جسم تخریب میشود، اندیشه فرد هم افیونی است و روان او هم بهم ریخته است. خصوصا ما همسفرانی که با مسافرانی که در گذشته مصرفکننده بودند، زندگی کردیم و زندگیمان بسیار آسیب دیده است.
ما ابتدا برای مصرفکنندههایمان به کنگره میآییم، ولی بعدها متوجه میشویم که دلیل اصلی بودن ما در اینجا خودِ ما هستیم! ذهنی که شکاک بوده و حسادت داشته، ذهنی که کینهها را از طرف مصرفکنندهاش در درون خود جمع کرده است، باید بیاید و این مثلث را رسم کند. جسم و روان با نوشتن سیدیها و حضور در کلاسها و رعایت کردن زمان و ... به تعادل میرسد و به مرور زمان نگرش و جهانبینی ما هم تغییر پیدا میکند و هدیه آن به ما آرامشی است که ما روی این صندلیها داریم و مسیر را ادامه میدهیم. به همین خاطر ما باید این دستور جلسه را برای خودمان بشکافیم، مبدا ما کجا است؟ چون این دستور جلسه به ما میگوید: اول باید مبدا را بدانیم تا در طی سفر، مقصد را مشخص کنیم. وقتی من نمیدانم کجا هستم، چطور میتوانم مسیر را ادامه بدهم؟ قطبنمای کنگره همین صورت مسئله اعتیاد است؛ دانستن مقصد به شرطی که ما مبدا را متوجه باشیم و طی مسیر کنیم تا انشاءالله همه ما به آرامش و آسایش برسیم.
.jpg)
مرزبانان کشیک:همسفر بهاره و مسافر مصطفی
تایپست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون یکم)
عکس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لعیا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر بهاره
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
170