English Version
This Site Is Available In English

همسفر فقط یک همراه نیست

همسفر فقط یک همراه نیست

من همسفرم؛ نه مسافرِ آن جاده تاریک، اما همراه کسی هستم که در آن جاده گم شده بود. صورت‌مسئله‌ اعتیاد را من هم از نزدیک لمس کردم؛ نه با بدنم، بلکه با قلبم این حس را تجربه کردم من تماشاگرِ شب‌هایی بودم که او با خودش می‌جنگید و من فقط می‌توانستم دست‌هایش را بگیرم و بگویم: «من هستم».

بارها نظاره‌گر ترک او بودم و بارها دیدم که شکست، هر بار که بر می‌گشت، من هم با او می‌شکستم. هر بار که می‌گفت؛ «دیگر نمی‌توانم»، من در سکوت اشک ریختم و صبح فردا با لبخندی ساختگی گفتم: «دوباره شروع کن». ترک‌های ناموفقش، فقط زخم او نبود؛ زخم من هم بود من هم خسته شدم، ناامید شدم، هم یک‌بار به خودم گفتم: «شاید دیگر فایده‌ای ندارد.»

اما کنگره۶۰ به من آموخت که همسفر بودن، فقط صبر کردن نیست؛ همراه شدن است. آموختم که اعتیاد، مسئلهٔ او بود، اما یافتن راه‌حل آن، مسئلهٔ ما بود. در کنگره‌60 متوجه شدم که من نمی‌توانم جای او ترک کنم، اما می‌توانم او را تنها نگذارم و همین کافی بود تا او دوباره برخیزد. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، آن ترک‌های ناموفق را دیگر شکست نمی‌بینم؛ آن‌ها پله‌هایی بودند که ما را به این لحظه رساندند. لحظه‌ای که او پاک است و من، در کنارش، نفس می‌کشم. کنگره۶۰ به من آموخت که همسفر، فقط یک همراه نیست؛ نیمه‌ای دیگر از یک رهایی است و من امروز، با تمام وجودم، از این نیمه بودن خوشحالم. با احترام و سپاس از همه همسفران.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون دهم) دبیر سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...