امروز در خدمت یکی از عزیزانی هستیم که مسیر حضورشان در کنگره۶۰، از درمان و آموزش آغاز شده و در ادامه به خدمت و پهلوانی رسیده است؛ مسیری که در آن «بخشش» فقط یک عمل مالی نیست، بلکه میتواند بخشی از نگاه انسان به زندگی و مسئولیت اجتماعی او باشد. خوشحالیم که امروز در خدمت پهلوان خندان عزیز هستیم تا از تجربههایشان در کنگره۶۰، تغییر نگرش، ماندگاری در مسیر خدمت و البته مفهوم پهلوانی و بخشش برایمان بگویند.
همسفر خندان به همراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی هروئین و شیشه وارد کنگره۶۰ شدند، به روش DST و داروی OT به مدت ۱۱ ماه و ۲۶ روز با راهنمایی مسافر سعید میرزایی و همسفر فریده سفر کردند، ورزش مسافر تنیس روی میز، ورزش همسفر دارت، رهایی ۳ سال و ۶ ماه میباشد.
در ابتدای حضورتان در کنگره۶۰، نگاهتان به اعتیاد، مسافر و خودتان چگونه بود و کنگره چه تغییری در این نگاه ایجاد کرد؟
من با حالی بسیار خراب و شاکی از اعتیاد وارد کنگره شدم، تنها با دو بچه و بدون مسافر. عزیزی که من را به کنگره وصل کردند به من گفتند که دو سال کفش آهنین بپوش و تنها برو و بیا، بلکه نقطه تفکری در مسافرت ایجاد شود و راه برای او باز شود. آن دو سال شد ۵ سال و ۵ ماه و ۱۷ روز تنها سفر کردم در ادامه اذن ورود مسافرم صادر شد. من اوایل برای رهایی مسافرم آمدم و روز شماری میکردم تا وارد کنگره۶۰ شود؛ اما متوجه شدم، هدف من هستم، مسافرم و اعتیاد بهانه هستند؛ برای اینکه متوجه خودم بشوم، وقتی این موضوع را فهمیدم و اعتیاد و رهایی را رها کردم، سفر و حرکت برای من شکل دیگری پیدا کرد، اشتیاقم بیشتر شد. کنگره من را دوباره از نو ساخت. من با پوچی کامل در ناامیدی مطلق وارد کنگره۶۰ شدم، هیچ چیز و هیچ کسی را باور نداشتم، تنها باورم این بود که من آفریده شدم؛ برای اینکه عذاب بکشم؛ اما به لطف آموزشهای کنگره، کلام آقای مهندس دژاکام و راهنمایی راهنمای عزیزم متوجه شدم این نگاه کاملاً اشتباه است، انقدر در تاریکی هستم که اختیارم به جبر تبدیل شده و همین باعث حال بد من شده است و زمانی که آموزشها را دریافت کردم و سعی کردم به آنها عمل کنم، ورق زندگی من برگشت و روزهای خوب فرا رسید.
کنگره۶۰ میگوید برای حل هر مسئله، ابتدا باید صورت مسئله را درست بشناسیم. شناخت صورت مسئله اعتیاد چه تغییری در رفتار و نگرش شما نسبت به مسافرتان ایجاد کرد؟
قبل از کنگره۶۰ نگاه من به اعتیاد این بود که فرد مصرفکننده خوشگذران است، از زیر بار مسئولیتهایش بیرون میآید و به خاطر خوشی این کار را انجام میدهد، تصور کنید این نگاه چه آسیبهایی به آن همسفر و مصرفکننده بزند. زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم مصرف کنندهای که فکر میکردم مجرم است، بیمار است و اگر به فرمایش آقای مهندس ضریب بیماری سرطان یک است، ضریب اعتیاد سه است. کمکم با آموزشها متوجه شدم که مصرفکننده متعادل نیست، مصرف میکند که متعادل شود تا بتواند مسئولیتهایی که به او محول شده است را انجام دهد. حساب کنید این دو نگاه چه تفاوت و عملکردی را رقم میزند، وقتی آموزشهای کنگره را دریافت کردم، فرق نگاه ایجاد شد، رفتار من متفاوت شد. مهر، بخشش و امید جایگزین قهر، کینه و ناامیدی شدند.
به نظر شما شناخت صورت مسئله اعتیاد چگونه میتواند باعث رشد و تغییر خود همسفر شود؟ آیا در زندگی خودتان تجربهای در این زمینه داشتهاید؟
صورت مسئله اعتیاد یک شاه کلید برای باز کردن قفلهای زنگزده زندگی من است. ظاهراً صورت مسلئه اعتیاد بهانه اعتیاد است؛ ولی در ادامه اگر مصرف کننده سیگار یا قلیان هستم با این شاه کلید آن قفل من باز میشود، اگر اضافه وزن دارم یا درگیر انواع بیماریها هستم با این شاه کلید آن قفل پوسیده باز میشود، اگر نمیدانم با فرزندم و همسرم چطور رفتار کنم، میتوانم اینجا آموزش بگیرم. در کل متوجه شدم زندگی کردن را بلد نبودم و صورت مسئله اعتیاد برای من صورت مسئله زندگی است.
چه چیزی باعث شد حضورتان در کنگره۶۰ از یک حضور برای درمان به ماندگاری و خدمت تبدیل شود؟ چه چیزی شما را در این مسیر نگه داشت؟
من با حالی بسیار آشفته و ناامید وارد کنگره۶۰ شدم، خیلی دوست داشتم خودکشی کنم؛ ولی با ترسی که در وجودم بود، جرأت آن را نداشتم. وقتی پیام کنگره را دریافت کردم و از پلههای نمایندگی در یک روز بارانی پایین میرفتم با خدای خودم عهد بستم باتوجه به اینکه همه راهها را امتحان کرده بودم، اگر اینجا واقعاً همان جایی است که به من گفته شده است، دستم را بگیرد و کمکم کند. ما همه راهها را به جز کمپ امتحان کرده بودیم. اوایل فقط چشم به در میدوختم تا مسافرم بیاید، ناامید بودم که امروز هم گذشت، ایشان کی میآید؛ ولی بعد از مدت کوتاهی سعادت حضور در لژیون مالی را پیدا کردم، حمایت از قانون یازدهم و زمین ذرهذره نگاه من را کاملاً از روی مسافرم به سمت خودم معطوف کرد. وقتی تاریکیهای وجودم را دیدم؛ قضاوت، غیبت، ناامیدی، منیت، گمانبد، پیمانشکنی و ترس شهر وجودی من را پر از زباله کرده بود، خیلی شرمگین شدم، مسافرم فقط اعتیاد داشت. از خداوند خواستم کمکم کند تا بتوانم کمکم این تاریکیها را از شهر وجودی خارج کنم و همین انگیزه ماندن من شد، متوجه شدم که آموزش و خدمت کردن است که میتواند به من کمک کند.

روزی که اذن دریافت شال پهلوانی را گرفتید، چه احساسی داشتید؟ اگر بخواهید فقط یک تصویر یا یک حس از آن لحظه را برای ما به یادگار بگذارید، آن چیست؟
باوری در ناباوری حس آن روزم بود. من در یکی از نمایندگیها در حال خدمت بودم با من تماس گرفتند که به عنوان اولین همسفر امسال میتوانید شال پهلوانی را روز چهارشنبه در شعبه آکادمی دریافت کنید، آیا میتوانید حضور داشته باشید؟ آن لحظه من حس پرواز داشتم با خود فکر کردم چرا چهارشنبه؟ مگر روز دیگری نمیشد، روز چهارشنبه روز تولدم بود و من همیشه دوست داشتم یک تولد ماندگار در ذهنم داشته باشم که نقطه عطف زندگی من باشد به لطف آقای مهندس و اجازهای که دادند آن روز همیشه در گوشه قلبم حک شد و حس باوری در ناباوری داشتم، مثل بوی گل که باید حسش کنید قابل وصف نیست.
به نظر شما پهلوانی فقط به بخشیدن مال در جشن گلریزان مربوط میشود یا یک نوع نگاه و سبک زندگی است؟ خودتان چه تعریفی از پهلوانی دارید؟
کنگره۶۰ یک آزمایشگاه است، هدف نیست، وسیله است، وسیلهای برای رسیدن به آرامش، حال خوش و قرار گرفتن من در صراط مستقیم است. پس اگر وسیله است من اینجا تمرین میکنم که در دنیای واقعی بتوانم زندگی کنم. من بخشش را تجربه میکنم تا بیرون از اینجا نسبت به بقیه بیتفاوت نباشم. من برای اینکه مثل یک انسان رفتار کنم، انسان بودن را یاد میگیرم و به فرمایش آقای مهندس: «خودم به مرحله انسانی برسم و اجازه بدهم که بقیه هم زندگی کنند». هدف این است. قانون یازدهم، عضویت لژیون سردار، دنوری، پهلوانی و نشانی در بینشانی همه بهانه هستند؛ برای این که خندان ذرهذره از ترسهای درونش عبور کند و کمکم قدمهای لرزان را بردارد، متوجه قدرتهای درونی خود بشود و بداند که خداوند چه توانایی در وجودش نهاده است و کمکم بتواند، کنترل ذهن خود را در دست بگیرد تا انشاءالله به مقامی برسد که روزی جایی آن را جای گذاشته است. طبق فرمودههای آقای مهندس پهلوانی به زور بازو نیست، پهلوانی یک اخلاق و منش است. من حس میکنم که بخشیدن یعنی گذشتن از خواستههای معقول خود برای اینکه دیگری به خواسته معقول خودش برسد، حس من گذشتن از خواسته خود برای اینکه نیاز یکی دیگر برطرف شود، این از خودگذشتگی میتواند شامل مال، جان، آبرو، جایگاه و هر چیز دیگری باشد.
در آستانه جشن گلریزان، اگر فردی بین بخشیدن و نبخشیدن مردد باشد بر اساس تجربهای که خودتان از بخشش و پهلوانی داشتهاید، چه حرفی با او میزنید؟
پاییز فصل ریزش و نمایش بهترین رنگها است و در کنگره۶۰ فصل گلریزان است؛ اما بخشش باید در تمام لحظات زندگی من جاری باشد، من در گلریزان بخشش را تمرین میکنم. فکر میکنم انسان در مورد چیزی باید تردید داشته باشد که عیان نباشد، من وقتی در جایگاه تازهوارد در کنگره۶۰ قرار گرفتم، دریافت کردم با چنان حال خوبی به خانه برگشتم، چنان نور امیدی در قلب من تابید که نمیتوانم آن را وصف کنم. من در مورد چیزی یا جایی که اول از من بگیرند بعد بخواهند به من چیزی بدهند؛ باید شک داشته باشم. اینجا اول به من بخشیده شد و بعد فرصت در اختیار من قرار میگیرد، اگر به ادراک رسیدم که چه اتفاقی برای من رقم خورده است؛ آن موقع با تمام وجودم میبخشم. مسئله بخشش فقط به خواست فرد بستگی دارد و به اینکه بخواهد با تمام وجود از آنچه که دارد، ببخشد. عضویت لژیون سردار، دنوری، پهلوانی یک نماد است، گاهی با یک لبخند، آغوش گرم به همسفری که وجودش یخ زده و بدنش پر از زخم است میتوانم، ببخشم و حس میکنم بخشش زبان مشترک همه آدمها و موجودات است و زمان و مکان نمیشناسد.
کلام آخر...
هیچ سخنی جز سپاسگزاری نیست، برای عظمت عملی که برای من اتفاق افتاده است. با تمام وجودم از خدای خودم بابت فرصت حیات سپاسگزارم. بابت اینکه بنده فرمانبرداری نبودم؛ ولی او هر لحظه حواسش به من بود. سپاسگزارم از دانشمند بزرگ آقای مهندس دژاکام که با کلام زیبا و چهره دلنشین امید را در دل خندان زنده کرد، دستش را گرفت و هدایت کرد، بینهایت از او و خانواده بزرگوارشان سپاسگزارم. از اعتیاد مسافرم که تاریکیهای زیادی را تجربه کرد، بلکه خندان بداند که هیچ نمیداند. سپاسگزارم از راهنمایان عزیز مسافران و همسفرانی که اگر حال خوشی دارند، نتیجه مشارکتها، آموزشها و مطالب تکتک راهنمایان عزیزان است. از اعضای لژیون سردار و همسفران نمایندگی امین قم سپاسگزارم، بابت فرصت آموزشی که در اختیار من قرار دادند و کمک کردند که خندان بلکه قدمی به خودش نزدیکتر شود. از تمام خدمتگزاران سایت با حس خوبشان بسیار سپاسگزارم.

انجام مصاحبه: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون دهم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
520