دانایی در خودِ دانایی مؤثر است. مطالب مفید، از دلِ برخی مشکلات و اتفاقات ناخوشایند پدید میآیند. وقتی فردی از انرژی مثبت برخوردار باشد، باعث میشود اطرافیان نیز از آن انرژی بهرهمند شوند؛ این انرژی مثبت چندین برابر بر اطرافیان تأثیر میگذارد و محبت و احساسات آنها را افزایش میدهد. برعکس، وقتی فردی از خود نفرت، نگرانی یا انرژی منفی نشان دهد، اطرافیان نیز از این حس دور نیستند و تحت تأثیر قرار میگیرند. وقتی در یک خانواده یا میان دوستان عزیز، نگرانی و تاریکی حاکم شود، سنگینی و غصه آن فرد بهطور خودکار بر همه اثر میگذارد و اعضای خانواده نیز احساس غم میکنند؛ چرا که احساسات و محبت آنها به یکدیگر وابسته است.
به همین دلیل است که استاد فرمودند: «مسافر، همسفر خود را به کنگره بیاورد» تا به موقع، عواطف و حسهای خوبی که در یک خانواده وجود دارد، پی ببرند. در جهانبینی و حتی در جلسات کنگره، درباره این موارد صحبت میشود. گاهی انسان هر کاری میکند؛ اما به نتیجهی مطلوب نمیرسد؛ در این مواقع، جهانبینی میتواند به او کمک کند. انسان نمیتواند همه چیز را تنها با قدرت فکر و توان خود انجام دهد. گاهی هرچه دستوپا میزند تا به خواستهای برسد، کار پیش نمیرود و هرچقدر نقشه میکشد، نقشههایش نقش بر آب شده و به نتیجهای منفی میرسد.
اگر انسان خود را با جهانبینی و دانایی آشنا کند، باید بیاموزد که برای دانایی در یک کار یا پیش بردن درستِ آن، باید بر آن کار تسلط داشته باشد. او باید بفهمد که تنها «تفکر» نیست که میتواند او را به پاسخ لازم برساند؛ بلکه باید اقدامات دیگری نیز انجام دهد. در اینجا است که انسان یاد میگیرد چه باید کرد: یکی «آموزش» است و دیگری «کسب تجربه». همچنین باید با همه ارتباط داشته باشد و درک کند که تنها «نقطه قوت» ملاک نیست.
صور پنهان انسان به ما نشان میدهد که ساختار عقل چگونه است و انسان با چه نیروهایی درگیر است؛ نیروهایی که همگی میخواهند خواستههای خود را به انسان تحمیل کنند. اینجا بود که تعریف درستی از دانایی پدید آمد: «ماهیتشناسی و رونمایی از خواستهها». همیشه در تشخیص اشکال وجود دارد و انسانها دچار مشکل میشوند، زیرا نمیتوانند بهدرستی تشخیص دهند. اگر انسان بفهمد ماهیت یک چیز درست است یا غلط، آن مسئله برایش حلشده است و خود را از مسائل آسیبزا دور میکند.
اگر فرد نتواند مسئله را حل کند، باید بتواند از آن آسیب کمتری ببیند. در اینجا، سه ضلعِ «آموزش»، «تفکر» و «تجربه» باعث میشود انسان به دانایی برسد. اگر هر یک از این اضلاع بزرگتر یا کوچکتر از دیگری باشد، تعادل به هم میخورد. پس اگر هر سه ضلع با هم رشد کنند، دانایی و فهم برای انسان حاصل میشود. با رشدِ ضلعِ دانایی، انسان کمتر دچار اشتباه شده و به موفقیت بیشتری میرسد؛ اما وقتی یکی از اضلاع مثلثِ دانایی کوتاه باشد، دو ضلع دیگر به سمت ضلع کوتاهتر خم میشوند و تمرکز بر همان بخش کوچک میرود.
وقتی میخواهید دانایی کسب کنید، باید کارهای زیادی انجام دهید، همه جوانب را در نظر بگیرید، شاگردی کنید، فرمانبرداری کنید، از ضدارزشها دور باشید و منیت را کنار بگذارید؛ باید با انسانها ارتباط برقرار کنید و تجربه کسب کنید. اگر غرور، حسادت و کینه داشته باشیم، نمیتوانیم ارتباط برقرار کنیم و دائماً میخواهیم کاری کنیم که پیش آنها کم نیاوریم. در نهایت، کسی که خودش جوینده نباشد، یابنده نخواهد بود.
منبع: سی دی دانایی
نویسنده: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر صنم رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
98