جلسه دوازدهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی اندیشه با استادی همسفر فرحناز، نگهبانی راهنما همسفر فرشته و دبیری راهنما همسفر فاطمه با دستور جلسه: «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
از ایجنت، مرزبانان و نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که این جایگاه را به من دادند تا بتوانم تجربه کنم و آموزش بگیرم.
در مورد صورتمسئله اعتیاد، آقای مهندس جمله بسیار زیبایی دارند و میگویند: «درد و رنج بشر از نادانی و جهالت او نیست، بلکه از دانشهای کشفنشده است.»
آقای مهندس در این مسیر، ابتدا بیماری اعتیاد را برای ما مشخص کردند و راهحلهایی را که در این صورتمسئله وجود دارد، برای ما بازگو کردند و شکافتند که یک انسان چرا باید به این درد دچار شود.
ما مثلث درمان را داریم که شامل جسم، روان و جهانبینی است در اینجا فیزیولوژی بدن توضیح داده میشود؛ مسیری که انسان باید طی کند تا در مدت ۱۰ الی ۱۱ ماه به درمان برسد. قسمت روان و جهانبینی هم با حضور در کنگره و آموزشهایی که دریافت میکنیم به ما کمک میکند تا این مسیر را طی کنیم. همچنین داروی OT را داریم که از طریق روش DST و پلههای ۲۱روزه، میتوانیم مقدار دارو را پلهپله کاهش دهیم.
در قسمتی از این مسیر گفته میشود که وقتی مسافر میخواهد پله کم کند با کم کردن دارو، آن را میبخشد. این بخشش از همانجا شروع میشود و در مسافر شکل میگیرد. همین موضوع در صور پنهان او هم بهتدریج تأثیر میگذارد.
وقتی من از ترس و فقرم عبور میکنم، از منیتم میگذرم و به بخشش میرسم، در نهایت میتوانم به وادی عشق و محبت، یعنی وادی چهاردهم، برسم؛ وقتی این مسیر را باور کنم در صور پنهانم تغییرات زیادی اتفاق میافتد و این تغییرات باعث میشوند به آرامشی که میخواهم، برسم.
وقتی من در این مسیر قدم گذاشتم و وارد لژیون سردار شدم، فهمیدم که با بخشش، فقط مسائل مالی را نمیبخشم؛ بلکه گرهها و مشکلات درونی خودم هم بهتدریج باز میشوند. صورتمسئله اینجاست که من متوجه میشوم قرار گرفتن در مسیر بخشش میتواند به من کمک کند تا منیت خودم را کنار بگذارم و به تسویه و پالایش درونم کمک کنم.
صورتمسئله اعتیاد، ابتدا از مبدأ میگوید، بعد مسیر حرکت را مشخص میکند و در نهایت به مقصد میرسد. در مبدأ مشخص میشود که حرکت را چگونه آغاز کنم، دوره استفاده از دارو و مسیری که پیش رو دارم چگونه است و با استفاده از آموزشها و جهانبینی، چطور میتوانم بهتدریج مقدار دارو را کاهش دهم تا در نهایت به مقصد، یعنی رهایی، برسم.
وقتی خواستم در دنوری شرکت کنم، ترس داشتم و همین ترس در ابتدا مانع قدم گذاشتن من در این مسیر میشد؛ اما خودم خیلی دوست داشتم که وارد این راه شوم. اکنون هم هدفی که برای آینده دارم، پهلوانی است. ترس اولیه اجازه نمیداد در این مسیر قدم بگذارم، اما وقتی دیدم که میتوانم، تصمیم گرفتم به دنور بودن برسم و خودم را پیدا کنم.
مطمئناً در دنور بودن آموزشهای بسیاری وجود دارد که میتوانم دریافت کنم و به کمک آنها مسیرم را مشخص کنم. خیلی خوشحالم که توانستم بر ترس درونیام غلبه کنم، در این مسیر قدم بگذارم و وارد جایگاه دنوری شوم.

تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکس: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش : همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
106