English Version
This Site Is Available In English

صورت مسئله اعتیاد؛ شناخت جسم، روان و جهان‌بینی در مسیر درمان

صورت مسئله اعتیاد؛ شناخت جسم، روان و جهان‌بینی در مسیر درمان

سیزدهمین جلسه از دوره شصت‌ویکم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی مسافرایمان، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر روح اله، با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » روز سه‌شنبه  ۰۷ مهر ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.


سلام دوستان ایمان هستم یک مسافر؛

خداوند بزرگ و مهربان را شاکر و سپاسگزارم که توفیق داد دوباره روی صندلی کنگره ۶۰ بنشینم و از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همچنین از راهنمایان عزیزم، آقای مجید، آقای محسن اسکندری و آقای حامد، آموزش بگیرم. از همه این عزیزان که برای من زحمت کشیدند، تشکر می‌کنم.

به‌ویژه از آقا حامد تشکر می‌کنم که دوباره استادی این جلسه را به من سپردند تا در این جایگاه آموزش بگیرم.

در مورد دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»، طی یکی، دو روز گذشته، به سایت مراجعه کردم و مطالب مختلفی را مطالعه کردم. سخنان آقای مهندس و سی‌دی «صورت مسئله اعتیاد» را گوش کردم و مصاحبه آقای مهندس با مجله همشهری را هم خواندم.

با وجود همه این مطالب، باز هم با خودم فکر می‌کردم که قرار است اینجا از دانش و تجربه خودم برای دوستان صحبت کنم و باید ببینم تجربه شخصی من از صورت مسئله اعتیاد چه بوده است.

قبل از ورود به کنگره، هیچ آشنایی‌ای با این موضوع نداشتم که سیستم بدن چگونه کار می‌کند، چگونه دچار مشکل می‌شود و به چه صورت به ما فرمان می‌دهد. فکر می‌کردم مواد مصرف کرده‌ام و اگر چند روز مصرف نکنم، می‌توانم مصرف را تمام کنم.

اما با ورود به کنگره و یادگیری درباره سیستم X (ایکس) و سیستم بیوشیمی، متوجه شدم که در بدن من یک جایگزینی اتفاق افتاده است.

می‌خواهم یک نمونه از تجربه خودم را بگویم. امروز در خانه بودم که زنگ در را زدند. شخصی که مدتی قبل تعدادی ابزار و وسایل از من گرفته بود، آن‌ها را آورده بود. وسایل را تحویل گرفتم و برگشتم.

همسفرم گفت: «خدا را شکر که به کنگره می‌روی.»

گفتم: «چه شده؟»

گفت: «قبلاً که وارد کنگره نشده بودی، تلفنت را اصلاً جواب نمی‌دادی. اگر هم جواب می‌دادی، برخورد خوبی با مردم نداشتی. اگر کسی با تو کار داشت، حتی اگر بدهکار بود و می‌خواست پولی به تو بدهد، وقتی زنگ خانه را می‌زد، فضای خانه ما به‌نوعی دچار آشوب می‌شد. هم من و هم پسرت از طرز رفتار تو ناراحت می‌شدیم.»

آن زمان خودم نمی‌دانستم که این رفتارها به دلیل جایگزین شدن مواد مخدر بیرونی با مواد و سیستم‌های درونی بدنم بوده است. وقتی مصرف نمی‌کردم و آن ماده‌ای را که بدنم به آن وابسته شده بود دریافت نمی‌کردم، خلق‌وخو و روحیاتم تغییر می‌کرد.

با ورود به کنگره، آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را برای ما شکافتند و آموزش دادند که در سه بخش جسم، روان و جهان‌بینی، اتفاقاتی افتاده و جایگزینی‌هایی صورت گرفته است.

اگر می‌خواهی به حال خوب و رهایی برسی و درمان اعتیاد را تجربه کنی، باید روی هر سه بخش جسم، روان و جهان‌بینی کار کنی.

در بخش جسم، طی حدود ده تا یازده ماه، با روش "DST (دی۰اس۰تی) و همراه با داروی "OT (اوپیوم تینکچر)، سیستم بیوشیمی بدن و سیستم‌هایی که باعث نشاط، شادی و تحرک بدن می‌شوند، به من آموزش داده شد. این آموزش‌ها باعث شد دیگر ضعف بدنی و درد پا نداشته باشم.

بعد از آن، در طول سفر، کم‌کم متوجه می‌شدم راهنمایم چه چیزی به من می‌گوید و برداشت‌هایی از آموزش‌ها داشتم. متوجه شدم روان من هم به واسطه مصرف مواد مخدر، همان‌طور که جسمم دچار تخریب و آسیب شده بود، دچار مشکل شده است.

اینکه همسرم، یعنی همسفرم، می‌گفت نمی‌شد با من صحبت کرد، واقعاً همین‌طور بود. مواد و سیستم بیوشیمی بدنم به‌درستی کار نمی‌کرد. خوشحال نبودم، فکر می‌کردم دنیا به آخر رسیده است و برای مشکلاتم هم راه‌حلی نداشتم.

واقعاً من و بسیاری از کسانی که وارد کنگره شده‌اند، نمونه‌های واقعی همین موضوع هستیم؛ ما نمی‌دانستیم مشکل چیست. به جاهای مختلف رفته بودیم و کارهای مختلفی انجام داده بودیم، اما روان ما هم به‌درستی کار نمی‌کرد. طرز برخورد ما و قول‌هایی که در زمان مصرف مواد می‌دادیم، تعادل نداشت.

یکی دیگر از مباحث، جهان‌بینی است؛ یعنی نگاه من به جهان و اینکه چگونه جهان اطرافم را ببینم.

آقا حامد خیلی وقت‌ها در لژیون می‌گویند که ممکن است از لحاظ درآمدی دچار مشکل شده باشیم. ممکن است منبع درآمد ما همان مقدار قبلی باشد، اما تورم و افزایش قیمت کالاهایی که مصرف می‌کنیم، با درآمدمان همخوانی نداشته باشد.

ایشان می‌گویند ما به این مسائل کاری نداریم و باید کار خودمان را انجام دهیم. این نوع نگاه، چیزی است که من اکنون نسبت به مسائل پیرامون خودم پیدا کرده‌ام.

این موضوع فقط درباره درآمد و مسائل اقتصادی نیست. دیشب در جمعی بودم و یکی از دوستان می‌گفت: «من در زمان مصرف اعتیاد، درباره هیچ شخصی نمی‌توانستم خوب صحبت کنم و نمی‌توانستم پشت سر کسی بگویم که این آدم خوبی است.»

همین دوست دیشب می‌گفت: «ایمان، در این یکی، دو سالی که با او برخورد داشته‌ام، یک حسن اخلاق پیدا کرده است؛ پشت سر هیچ‌کس بد نمی‌گوید و فحش هم نمی‌دهد.»

من این تغییر را نتیجه جهان‌بینی و آموزش‌هایی می‌دانم که در کنگره به من ارائه شده است؛ آموزش‌هایی که به‌صورت رایگان در اختیار من قرار گرفته و من دارم از آن‌ها استفاده می‌کنم.

برای اینکه این آموزش‌ها کامل شود و به حال خوب برسم، صورت مسئله اعتیاد را یاد گرفتم. آقای مهندس این موضوع را برای من شکافتند و توضیح دادند و برای کامل شدن این مسیر، در ادامه باید با خدمت‌هایی که انجام می‌دهم، آموزش‌هایم را کامل کنم.

آقای مهندس در سی‌دی «صورت مسئله اعتیاد» می‌گویند که خدمت در کنگره باید از روی عشق باشد؛ باید عاشق باشی، دیوانه باشی یا مجنون باشی. اینجا قرار نیست در ازای خدمت، مزد و چیزی دریافت کنیم.

ما خدمت می‌کنیم تا حال خودمان بهتر شود و روزبه‌روز بتوانیم به کسانی که بیرون از کنگره ۶۰ هستند و هنوز به این جایگاه نرسیده‌اند یا نتوانسته‌اند به درمان برسند، کمک کنیم.

با خدمت کردن می‌توانیم حال خودمان را بهتر کنیم و نمونه و الگویی برای دیگران باشیم تا آن‌ها ما را ببینند، تشویق شوند و وارد کنگره شوند.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، متشکرم.


ضبط صدا: مسافر محمد (لژیون سوم)
تایپ و عکس: مسافر جهانگیر ( لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین

مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی، اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...