دهمین جلسه از دور پانزدهمین سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ملایر، با استادی مسافر ناصر، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مجتبی، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۷/۰7 رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، ناصر هستم، یک مسافر.
خدای خودم را شاکرم که این فرصت و جایگاه نصیبم شد تا در خدمت شما باشم، از شما آموزش بگیرم و خدمت کنم.
در ابتدا تشکر میکنم از آقای مهندس، بابت بستری که برای همه ما فراهم کردند تا بتوانیم به درمان برسیم. از راهنمای محترمم، آقا مجتبی، تشکر میکنم که زحمتهای زیادی برای من کشیدند. همچنین از دوستانی که باعث شدند من با کنگره آشنا شوم، بهخصوص آقای دشتی تشکر میکنم که برای اولین بار من را با کنگره آشنا کردند.
از همه شما دوستان هم تشکر میکنم که با همراهی و حمایتتان در طول سفر و در نمایندگی و لژیون، باعث شد من هم به درمان برسم و امروز در این جایگاه قرار بگیرم.
در مورد دستور جلسه امروز، یعنی «صورت مسئله اعتیاد»، میتوانم اینطور بگویم که در هر کار فنی، اگر بخواهیم حتی یک دستگاه را تعمیر کنیم، ابتدا باید عیب دستگاه را پیدا کنیم و بعد سراغ رفع آن برویم.
در پزشکی هم به همین صورت است. اگر بخواهیم بیماری را درمان کنیم، ابتدا باید تشخیص درست داشته باشیم و بعد سراغ تجویز دارو و درمان برویم.
در درمان اعتیاد هم، تا قبل از اینکه جناب مهندس به صورت مسئله اعتیاد برسند، افراد زیادی روشهای مختلفی را امتحان کرده بودند؛ از طب سوزنی و تعویض خون گرفته تا داروهای مختلفی که ادعا میکردند در سه روز، ده روز یا سه ماه فرد را به درمان میرسانند. اما بیشتر این روشها فقط روی جسم انسان تمرکز داشتند و برای روان و وضعیت بعد از قطع مصرف، راهکار مشخصی نداشتند.
این آقای مهندس بودند که آمدند و این طرح و این کشف را به ما معرفی کردند؛ ابتدا خودشان این مسیر را تجربه کردند و بعد آن را در اختیار ما قرار دادند.
مثلاً در مورد «سمزدایی» میگویند: مگر مار کسی را زده که میخواهیم سم بدنش را بگیریم؟
دارویی که یک ماده مصرفی است، ممکن است برای یک فرد عادی مضر باشد، اما برای فردی که سالها مصرفکننده بوده، همان ماده میتواند در دورهای نقش یک داروی حیاتی را داشته باشد.
در عملهای جراحی، اگر مورفین استفاده نشود، آیا میتوان درد بیمار را کنترل کرد؟ در زایمان هم وقتی سیستم خمر درونی مادر بهدرستی کار نکند، درد میتواند بسیار شدید شود. بنابراین میبینیم که سیستمهای طبیعی بدن چه نقش مهمی در کنترل درد و ایجاد تعادل دارند.
یکی دیگر از مسائلی که مطرح میشد این بود که اعتیاد یک بیماری ژنتیکی است؛ یعنی اگر پدر به فرزندش منتقل کند، دیگر فرد تا آخر عمر گرفتار خواهد بود.
اما آقای مهندس با تحقیقاتی که انجام دادند و آزمایشهایی که در این زمینه صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که بخشی از مشکل به سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدن مربوط میشود؛ سیستمهایی که باید دوباره راهاندازی و بازسازی شوند و این کار زمان میبرد.
در روش درمان کنگره ۶۰، با استفاده از زمان مناسب و سفر ایکس، این سیستم بهتدریج بازسازی و راهاندازی میشود.
یک زمانی هم در مورد افراد مصرفکننده میگفتند که اگر کسی معتاد شد، دیگر تا آخر عمر همینطور باقی میماند؛ حتی اگر تمام مواد از بدنش خارج شود، دوباره به مصرف برمیگردد، چون به قول خودشان اعتیاد در وجود او سرشته شده است.
اما من امروز خودم دارم خلاف این موضوع را تجربه میکنم.
حدود دو ماه و نیم است که از زمانی که به تهران سفر کردم و زیر نظر آقای مهندس قطع مصرف را شروع کردم، میگذرد و این را بهعنوان تجربه شخصی خودم میگویم که احساسی که امروز نسبت به مواد دارم، با گذشته کاملاً متفاوت است.
قبلاً بعد از مصرف مواد، خماری و بیقراری سراغم میآمد. در طول سفر هم گاهی کلافگی و مشکلاتی داشتم و تصور میکردم همه این مسائل به خاطر قطع مصرف است.
یک مورد هم پرش پا داشتم که با آقا مجتبی صحبت کردم. ایشان گفتند ممکن است اصلاً ارتباطی با مسئله مصرف و درمان نداشته باشد و شاید علت دیگری داشته باشد. وقتی به پزشک مراجعه کردم، مشخص شد پتاسیم بدنم پایین است و علت پرش پا هم همین موضوع بوده است، نه چیزی که من تصور میکردم.
امروز خدا را شکر میکنم که آن مشکل هم کمتر شده و هم خوابم بهتر شده و هم هنگام فعالیت، دیگر مشکلات گذشته را ندارم.
این تجربه شخصی من است.
وقتی آقای مهندس میگویند اگر سیستم ایکس بهدرستی راهاندازی شود، فرد دیگر آن حس و نیاز گذشته نسبت به مواد را ندارد، من امروز دارم بخشی از این موضوع را در زندگی خودم تجربه میکنم.
من افرادی را دیدهام که سالهاست از مصرف دور هستند و خودشان میگویند پنج یا ده سال پاکی دارند، اما وقتی صادقانه با آنها صحبت میکنید، میگویند هنوز خماری و آن درد همراهشان است؛ فقط آن را عقب میاندازند.
برای من این موضوع شبیه این است که یک هندوانه را با یک دست برای مدت طولانی نگه داریم. ممکن است مدتی بتوانیم تحمل کنیم، اما بالاخره دست خسته میشود و آن را زمین میگذاریم.
حتی در خود کنگره هم افرادی بودند که سالها به رهایی رسیده بودند، اما هنوز مشکلاتی داشتند و نزد آقای مهندس آمدند و مسئلهشان را مطرح کردند. آقای مهندس برای آنها سفر ایکس را در نظر گرفتند تا سیستم بدنشان بتواند به تعادل و بازسازی برسد.
اینها تجربههایی است که من امروز دارم میبینم و لمس میکنم.
در پایان از همه شما که به صحبتهای من گوش دادید، تشکر میکنم.

در ادامه:
دریافت نشان سه ماه رهایی آقا میثم
امروز در نمایندگی ملایر کنگره ۶۰، مسافر آقا میثم موفق به دریافت نشان سه ماه رهایی شد.
این موفقیت ارزشمند را به ایشان بابت حرکت و تلاش در مسیر درمان و همچنین به راهنمای محترمشان، آقا سهراب تبریک و خداقوت عرض میکنیم.
امیدواریم در ادامه این مسیر، شاهد موفقیتهای هر چه بیشتر ایشان باشیم و این حرکت همچنان با قدرت و استواری ادامه پیدا کند.
مرزبان خبری: مسافر بهرام
عکاس : مسافر محمد لژیون پنجم
تنظیم، تایپ و ارسال گزارش : مسافر رسول لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
444