جلسه دوازدهم از دور اول جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی پهلوان محترم مسافر اسماعیل نگهبانی مسافر فرهاد دبیری مسافر مجید و خزانه دار مسافر فرید با دستور جلسه« صورت مسئله اعتیاد » روز سه شنبه مورخ7 مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز شد.

خلاصه سخنان استاد:
یادداشتهای رهایی: از تاریکی تا روشنایی در لژیون سردار
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر، امروز در اینجا هستم تا از تجربهای سخن بگویم که زندگی مرا دگرگون کرد ماه آینده، انشاءالله آمادگی دارم تا بار دیگر در این محفل باشم و در جلسات مربوط به صورت مسئله اعتیاد تجربیات خود را با شما در میان بگذارم.
به خاطر دارم نخستین روزی که قدم به کنگره گذاشتم، با ابهام و سردرگمی مطلق همراه بود در آن روز که وارد نمایندگی باغستان شدم، با مفهوم «صورت مسئله احتیاط» روبرو شدم؛ مفهومی که در آن زمان برایم کاملاً غریبه بود من تنها یک مصرفکننده بودم که با روحیهای آشفته و بدنی فرسوده در میان جمعی از صد نفر نشسته بودم در آن زمان، حتی نمیدانستم صورت مسئله چیست و معنای درکِ مفهوم برای من مهیا نبود.
اما با گذشت زمان و ورود به مسیر، اندکاندک دریافتم که آن مسئلهی اعتیاد، چه تخریبهای عمیقی در وجود من ایجاد کرده است تخریبهایی چنان گسترده که حتی لذت خوردن غذا برایم به یک آرزوی دور از دسترس بدل گشته بود در دوران مصرف، من در حصار تنهایی و انزوا بودم؛ گوشهگیر، پرخاشگر و همواره درگیر خشم.
خدا را سپاس میگویم که مسیر راهنمایی را برگزیدم زمانی که با راهنمای خود درباره وضعیت مصرفم سخن گفتم، او برنامهای دقیق و منظم برای من تدوین کرد آن دوران من یاد گرفتم که به دارو نه به چشم ماده مخدر، بلکه به چشم ابزاری برای بهبود ببینم؛ همانگونه که راهنمایم میگفت: «با دارو هم سخن بگو» این نگرش، تأثیری عمیق بر من گذاشت و مسیر رهایی را هموار کرد.
در آن دوران، نظم و انضباط حرف اول را میزد حضور بهموقع در نمایندگی و حتی استفاده از فعالیتهایی چون شنا، نه تنها به بهبود جسمی من کمک میکرد، بلکه باعث میشد سیستم بدنم در مسیر درمان قرار گیرد من دیگر نگران تمام شدن داروها یا فرآیند خمار شدن نبودم؛ چرا که آرامش درونی جایگزین اضطرابهای همیشگی شده بود.
پس از طی یازده ماه سفر، توانستم به «رهایی باکیفیت» دست یابم، تفاوت میان رهاییِ گذرا و رهاییِ باکیفیت در این است که من از همان ابتدا، با هدف و کیفیت بالا، بذرِ ثبات را در وجود خود کاشتم. با ورود به نمایندگی باغستان و مشاهدهی انرژی خاص آن جمع، حس متفاوتی را تجربه کردم و انرژی که در جشنهای گلریزان تجلی مییافت.
در این مسیر، من با مفهوم «لژیون سردار» آشنا شدم، دریافتم که نشانِ سردار، تنها یک عنوان نیست، بلکه نمادی از رشد و پهلوانی است من با تمام وجود به این لژیون پیوستم و با انجام تعهدات مالی و معنوی، استارتِ یک تحول بزرگ در زندگیام را زدم. آنچه در لژیون سردار به دست آوردم، فراتر از هر مادیاتی بود.
من با الهام از حکایت درختی که از میان سنگها و طوفانها بیرون آمد و با ریشههای تنومند خود استوار ماند، لژیون سردار را درک کردم این لژیون، همان ریشههای تنومندی است که باعث شده امروز من، اسماعیل بتوانم بدون استرس، بدون درد و بدون خماری، در کنار شما بنشینم و از نورِ این جمع بهرهمند شوم.
امروز، من دو سال و چند روز است که در مسیر رهایی گام برمیدارم حتی در لحظاتی که در کنار رفقای سابقم بودهام، هرگز هوسِ بازگشت به مسیر مصرف را نکردهام این برکت و آرامش را مدیون مسیری هستم که به من کمک کرد از بنبستهای زندگی عبور کنم.
لژیون سردار برای من، لژیونِ خیر، برکت، بخشش و عشق است اینجا جایی است که هر کس با هر انگیزهای وارد شود، در نهایت میتواند به یک «پهلوانی» تبدیل شود من به دنبال دیدهشدن یا کسب نشان نبودهام؛ من تنها به دنبال یافتنِ آن «حال خوب» و برکت در زندگی بودهام. و امروز با افتخار میگویم که آن برکت را در وجود خود لمس کردهام.
در پایان، از تمامی کسانی که در این مسیر یاریگر من بودند سپاسگزارم، امیدوارم جشن گلریزان پیش رو، آغازی برای پهلوانیهای تازه و درخشان باشد ما در کنگره آموختهایم که دست یکدیگر را بگیریم، نه اینکه مچ یکدیگر را بگیریم ما در پیِ حال خوب هستیم و این مسیر، هر چقدر هم دشوار باشد، با هم استواری مییابد.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه این لژیون انتخابات دور دوم نگهبان و دبیری این لژیون برگزار شد و سپس لوح تقدیر به اعضای این لژیون اهداء گردید.






باتشکر فراوان از پهلوان محترم مسافر اسماعیل که جلسه خوبی برگزار کردند و تمامی خدمتگزاران نمایندگی هشتگرد، ایجنت محترم و مرزبانان که باعث شدند تا این لژیون به خوبی برگزار شود.
عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
329