English Version
This Site Is Available In English

چون ریشه مسئله حل نشده بود، دوباره برمی گشتم.

چون ریشه مسئله حل نشده بود، دوباره برمی گشتم.

دهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر رمضان علی،نگهبانی مسافر هادی ودبیری مسافر قاسم علی با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد »در روز سه‌شنبه مورخه 1405/7/7رأس ساعت 17آغاز به کار نمود

سلام دوستان، رمضانعلی هستم یک مسافر.
خدا را سپاس که یک‌بار دیگر اینجا نشسته‌ام و آموزش می‌گیرم. از مهندس دژاکام سپاسگزارم که این مسیر را فراهم کرد تا بتوانم درمان شوم. از لژیون نهم، نگهبان دبیر و ‌همه کسانی که امروز اجازه دادند اینجا خدمت کنم و بیاموزم، صمیمانه تشکر می‌کنم.
صورت‌مسئله اعتیاد.
من همیشه می‌گفتم «معتاد نمی‌شوم»، اما سخت معتاد شدم. آمدم شعبه و ترک‌های گوناگونی کردم. چرا؟ چون ماده‌ای از بیرون وارد بدنم کردم؛ ماده‌ای که جسمم خودش تولید می‌کرد. این‌گونه بود که معتاد شدم.
هفت‌هشت سال پیش آمدم و رها شدم. آن رهایی خیلی شیرین بود. از زندگی لذت می‌بردم، خدمت می‌کردم و دو سه سالی آمدم. به مرور حضورم کمتر شد. حالا دوباره آمده‌ام؛ این‌بار می‌خواهم معتادِ کنگره شوم. تا جایی که بتوانم می‌آیم تا حالم خوش باشد.
بعد از پنج سال و دو ماه، پزشکان گفتند بیمارم. با استاد راهنما تماس گرفتم و گفتم «بکش بیا». روزی که آمدم، دست‌هایم روی زانوهایم بود. می‌خواهم بگویم مهندس دژاکام چه کارها کرده، فقط در مورد مواد نبود. امروز راست راه می‌روم، سر کار می‌روم و از زندگی‌ام لذت می‌برم. خدا را شکر. وگرنه نمی‌دانستم امروز کجا بودم.
اعتیاد سی سال از عمرم را گرفت. بارها ترک کردم، اما چون ریشهٔ مسئله حل نشده بود، دوباره برمی‌گشتم. روش‌های قبلی مثل خوردن قرص، بعد از مدتی بی‌اثر می‌شد و استخوان‌درد و حال خراب از سر گرفته می‌شد.
کسی که باعث آمدنم شد (خدا حفظش کند) همیشه می‌گفت: «این سیگاری که می‌کشی، به‌جای کم شدن بیشتر می‌شود.» خودش بیش از یک سال مواد نزده بود، سرحال بود و کار می‌کرد. گفتم یک روز می‌آیم. در چادر برای تماشا. وقتی گفتند تازه‌واردها دست بلند کنند، دستم را بلند کردم. از پشت کشیدم و پرسید: «می‌مانی؟» گفتم بله. ماندگار شدم.
سپاسگزار شعبهٔ خودم هستم؛ شعبه‌ای که با یک چادر کوچک شروع شد و امروز به این جایگاه رسیده. سپاسگزار استادان بزرگ، راهنمای خوبم آقا رضا و همهٔ راهنمایان، مرزبانان و ایجنت شعبه. ممنون.

عکس وتایپ: مسافر سبحان 

بارگذاری: مسافر بابک 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...