جلسه یازدهم از دور اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا در نمایندگی شاهینشهر، با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جواد، با دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد در تاریخ ۱۴۰۵/07/07 رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
به نظر من، اعتیاد زمانی قابل حل شد که صورت مسئله اعتیاد پیدا شد و متوجه شدیم اعتیاد چه تأثیراتی بر جسم، روان و جهانبینی ما گذاشته است، با مطرح شدن مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهانبینی، بسیاری از مجهولات برای ما روشن و مشخص شد. روش DST و داروی OT باعث شد بسیاری از مجهولات در زمینه اعتیاد شناخته شود و برای مشکلاتی که پیش از آن راه درمان مشخصی نداشتند، مسیر درمان پیدا شود، در کنگره60 آموختیم که اعتیاد یک مسمومیت مزمن نیست، بلکه یک جایگزینی است.
وقتی شخص برای اولین بار مواد مصرف میکند، معمولاً حالت تهوع به او دست میدهد؛ چون بدن انسان دارای سیستم شبهافیونی است و بهصورت طبیعی موادی مانند مورفین تولید میکند. زمانی که مواد از بیرون وارد بدن میشود، بدن در ابتدا واکنش نشان میدهد و به نوعی هشدار میدهد، اما با گذشت زمان و ادامه مصرف، هرچه مواد بیشتری از بیرون وارد بدن شود، سیستم شبهافیونی بدن تولید طبیعی خود را کاهش میدهد و به سطح پایینی میرساند. در نتیجه، بدن به مصرف مواد وابسته میشود، من خودم روشهای زیادی را برای ترک اعتیاد امتحان کردم و تقریباً بیشتر روشها را تجربه کردم. در بعضی از این روشها، پزشک دارویی را جایگزین ماده مصرفی من میکرد، اما بعد از یکی دو ماه نهتنها ماده مصرفی من کنار نمیرفت، بلکه آن قرص یا دارو هم به مصرف من اضافه میشد، در بیشتر روشهایی که تجربه کردم، هدف این بود که تست اعتیاد من منفی شود؛ در حالی که ریشه اصلی مشکل همچنان باقی میماند، برای من این موضوع شبیه دیوار خانهای بود که نم زده باشد. اگر فقط قسمت نمزده را بتراشیم، گچ کنیم و دوباره رنگ بزنیم، ممکن است برای مدتی ظاهر دیوار درست شود، اما بعد از یکی دو ماه دوباره نم خودش را نشان میدهد؛ چون ریشه اصلی مشکل پیدا و برطرف نشده است، من هم در روشهایی که قبلاً تجربه کرده بودم، بیشتر ظاهر مسئله را تغییر میدادم و ریشه اصلی اعتیاد را نمیشناختم، تا اینکه خدا را شکر، لطف خدا شامل حالم شد و با کنگره ۶۰ آشنا شدم و وارد کنگره شدم. البته من یک سفر ناموفق هم داشتم. دلیل ناموفق بودن آن سفر این بود که سیگارم را درمان نکرده بودم و در جهانبینی من نیز تغییر اساسی ایجاد نشده بود.
اگر بخواهم مثالی بزنم، چون مصرف من صنعتی بود، وقتی کسی را میدیدم که داخل یک ماشین و در سایه نشسته بود، با خودم میگفتم دارد مصرف میکند و حالم بد میشد. حتی بعد از رهایی، چون جهانبینی من تغییر نکرده بود، وقتی فندک اتمی میدیدم، حالم بد میشد و به هم میریختم، در نهایت، حدود شش ماه و خردهای بعد از رهایی، دوباره برگشت زدم، اما زمانی که صورت مسئله اعتیاد را شناختم و در کنگره درست سفر کردم، شرایط کاملاً تغییر کرد. فکر میکنم الان حدود پانزده ماه است که از مواد رها شدهام، امروز حتی در جمعهایی قرار میگیرم که افراد مصرفکننده حضور دارند؛ حتی در فامیل هم چنین شرایطی پیش میآید، اما تا این لحظه حتی یک سر سوزن وسوسه مواد به سراغم نیامده و فکر مصرف مواد در ذهنم ایجاد نشده است.
این حالی که امروز دارم، مدیون جناب مهندس دژاکام، خانواده بزرگ کنگره۶۰ و راهنمای عزیزم هستم، من امروز به این نتیجه رسیدهام که درمان واقعی زمانی اتفاق میافتد که جسم، روان و جهانبینی با هم رشد کنند، جسم با داروی OT و در یک بازه زمانی مشخص، با میزان مناسب و طبق برنامه، طی حدود ده تا یازده ماه فرصت بازسازی پیدا میکند. همزمان با بازسازی جسم، روان نیز به تعادل میرسد و جهانبینی از طریق آموزشهایی که در کنگره60 دریافت میکنیم و با استفاده از منابع علمی کنگره60، تغییر و رشد پیدا میکند.
.png)
عکاس و ضبط صدا: مسافر ابراهیم بهرامی لژیون4
تهیه و تنظیم: مسافر علی فدایی
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
126