جلسه نهم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عطار نیشابوری به استادی راهنما همسفر مهدیه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه:« صورت مسئله اعتیاد » روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که بار دیگر در نمایندگی عطار حضور دارم و توفیق خدمت و آموزش در این نمایندگی را پیدا کردهام. از نگهبان، دبیر و همچنین راهنما همسفر انسیه، سپاسگزارم که این فرصت را برای خدمت و آموزش به من دادند. دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد است. هر صورت مسئلهای یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد. صور آشکار آن این است که من بفهمم این صورت مسئله چه میگوید و اطلاعات و آگاهی خود را در مورد این مسئله بالا ببرم. بعد که فهمیدم این مسئله چه میگوید، در صور پنهان آن، باید ببینم چگونه میتوانم این آگاهی را در زندگی خود کاربردی کنم. گرههای درون خودم را بیابم و ببینم که این مسئله به چه طریق به حل کردن مشکلات درونی من کمک میکند. سالیان سال است که بشر با این مشکل دستوپنجه نرم میکند و تا قبل از اینکه آقای مهندس متد DST را کشف کنند، اعتیاد قابل درمان نبود. بسیاری از متخصصان و روانپزشکان در حوزه اعتیاد به تحقیق و مطالعه میپرداختند؛ اما به جهت اینکه دادهها و اطلاعاتشان را از افراد مصرفکننده میگرفتند، خودشان هیچ تجربهای از اعتیاد نداشتند؛ بنابراین، دادههای واقعی و دقیقی نداشتند و گاهی از افراد مصرفکننده پرسوجو میکردند.
آنها به دنبال این بودند که اعتیاد چگونه به وجود میآید و چه نتایجی دارد. با افراد مصرفکننده گفتوگو میکردند و اطلاعاتی را که از آنها به دست میآوردند، مبنای تحقیقات خود قرار میدادند؛ اما همین اطلاعات ناقص و محدود باعث شد نتوانند به راهکار واقعی و مؤثری برای درمان اعتیاد دست پیدا کنند. قبل از اینکه من بخواهم صورت مسئلهای را ببینم، مهمتر از همه باید چیزی جلوی چشمان من نباشد تا بتوانم به خوبی آن را ببینم و هیچ حجاب و پردهای جلوی چشمان من نباشد تا به راحتی آن را ببینم. همچنین، خود آن مسئله باید بدون هیچ حجاب و پوششی در برابر من قرار بگیرد تا بتوانم آن را به درستی ببینم و حقیقت آن را درک کنم. حالا در مورد مسئله اعتیاد که کسی موفق به حل آن نشده بود و باعث شده بود که درمانی برای آن پیدا نشود، همان حجاب و پوششی بود که در برابر اعتیاد قرار داشت. این بود که محققین و روانپزشکان در حوزه اعتیاد میگفتند که اعتیاد یک مسمومیت مزمن دارویی است و افرادی که مصرفکننده هستند، مشکل روانی دارند. در صورتیکه ما در کنگره آموزش گرفتهایم و آقای مهندس فرمودهاند: که اعتیاد برای یک فرد مصرفکننده، مسمومیت نیست و اینکه فرد مصرفکننده را با روشهای مختلف سمزدایی کنند، اشتباه است. برای فردی که روزانه چند گرم تریاک مصرف میکند یا هر ماده دیگری، هیچوقت تریاک برای او سم نیست. مواد مخدر حکم برای چه کسانی حکم سم را دارد؟
برای افرادی که به هیچوجه سابقه مصرف مواد مخدر نداشتهاند؛ چون دادههای ما اشتباه و غلط بود، هیچوقت نتوانستند راهحل علمی برای درمان اعتیاد پیدا کنند. همانطور که میدانیم، آقای مهندس در طول سالها ترکهای مختلفی داشتهاند و روشهای گوناگونی را تجربه کرده و آزمون و خطاهای بسیاری انجام دادهاند. میدانیم که آقای مهندس یک محقق بودند و قبل از اینکه روش DST را کشف کنند، سالها در مورد انسان مطالعه میکردند. ایشان چون مهندس الکترونیک بودند، سالیانی روی دستگاههای پیچیده کار میکردند و قبل از اینکه وارد مقوله درمان اعتیاد بشوند، هدف ایشان این بود که به انسانها خدمت کنند. سالها روی این موضوع کار میکردند که دستگاهی اختراع کنند که در کارخانهها به کمک کارگران بیاید و در جاهایی که دست آنها آسیب میدید یا قطع میشد، از این اتفاق جلوگیری کند.
همانطور که استاد امین در آموزشهایشان به زیبایی بیان میکنند، سیستم هستی، سیستمی هوشمند و هوشیار است که میگردد و میجوید و آن کسی که خواسته قوی دارد، همان فرد را به خواسته خود برساند؛ اگر آقای مهندس از بین این همه محقق موفق شدند که راه درمان اعتیاد را کشف کنند، بهخاطر همان خواست قلبی ایشان است. آقای مهندس میفرمایند: قبل از اینکه اعتیادم را درمان کنم، خواستهام این بوده که به خلق خدا خدمت کنم. کلید قفل اعتیاد توسط آقای مهندس پیدا شد و ایشان صورت مسئله اعتیاد را اینطور مطرح کردهاند که اعتیاد یک جایگزینی مزمن است، یعنی مواد مخدر بیرونی آمده و جایگزین مواد مخدر درون بدن ما انسانها شده است. وقتی وارد کنگره شدم، برایم بسیار جالب بود که بدانم در وجود انسان، مواد شبه افیونی طبیعی وجود دارد؛ یعنی دقیقاً مانند مواد مخدر بیرونی، حتی بسیار قویتر و مرغوبتر از مواد مخدر بیرونی، که در بدن همه انسانها ترشح میشود. این هم معجزه حیات و لطف خداوند است که سیستم خمر را در وجود ما انسانها قرار داده است.
در مسئله اعتیاد، وقتی از جایگزینی صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که این موضوع تنها به آسیبهایی مربوط میشود که مسافران متحمل شدهاند و ارتباطی با ما ندارد. سیستم شبه افیونی به دو صورت بی سیم و با سیم تخریب میبیند: تخریب با سیم، همان آسیبی است که در اثر مصرف مواد مخدر به سیستم شبه افیونی وارد میشود؛ اما تخریب بیسیم، چیزی است که ما همسفرها نیز به نوعی با آن درگیر بودهایم و در اثر شرایط دوران مصرف مسافرمان، به سیستم شبه افیونی جسم خود آسیب زده و تعادل آن را بر هم زدهایم. گاهی با بیخوابی و تغذیه نامناسب، گاهی با کمتحرکی و گاهی نیز با افکار و اندیشههای منفی، استرس و اضطرابهایی که در آن دوران تجربه کردهایم.
زمانی که فایل صوتی صورت مسئله اعتیاد را گوش کردم، شنیدم که حتی آقای مهندس به بیماری میگرن هم اشاره کردند که آن هم از تعادل خارج شدن سیستم ایکس است؛ اگر من بخواهم سیستم ایکس خودم را به تعادل برسانم؛ باید ببینم آن را چگونه میتوانم درست کنم. اوایل که وارد کنگره شده بودم، با خودم میگفتم: خوش به حال مسافران که شربت OT میخورند و سیستم ایکسشان به خوبی بازسازی میشود و کاش آقای مهندس به ما همسفران هم OT بدهند و سیستم ایکس ما هم بازسازی بشود، ولی ما که سیستم ایکس خود را با مصرف مواد تخریب نکردهایم که بخواهیم با مواد آن را بازسازی و اصلاح کنیم. من با افکار و اندیشههای منفی، اضطراب و استرس، بیخوابی و کمتحرکی آن را خراب کردم، مهمتر از آن؛ باید این را درستش کنم.
میگویند چشمه باید خودش جوشش داشته باشد. زمانی که میخواهم بخوابم، یکسری مواد در بدن ترشح میشوند؛ مانند اسید ایئدرولین و آدرنالین که در فرآیند خواب نقش دارند و زمانی که این مواد به درستی ترشح شوند، بدن آمادگی لازم برای خوابیدن را پیدا میکند. چه میشود که این مواد در بدن من به درستی ترشح نمیشوند و بهجای اینکه بیایم و این مسئله را در درون خودم اصلاح کنم، به دنبال قرص خواب و راهکارهای بیرونی میگردم. هیچ چیز در بیرون نیست و همه چیز درون خود من قرار دارد و چشمه اگر که بخواهد بجوشد، باید از درونمان بجوشد و اگر من بیایم و داخل آن آب بریزم، که دیگر آن چشمه به جوشش درنمیآید.
یک مطلب جالب دیگری که آقای مهندس مطرح کردند، این بود که سیستم خمر که خداوند در وجود همه ما انسانها قرار داده است، از بدو تولد تحت اختیار و فرمان خداوند است و به نوعی میتوان گفت شیر فلکه آن در دست خداوند است. همانطور که اشاره کردم، این سیستم مواد شبه افیونی مختلفی مانند دوپامین و اندورفین را تولید میکند که همه شما با آنها آشنا هستید. آقای مهندس در فایل صوتی اشاره میکنند که در بدن انسان حدود هجده تا بیست و دو هزار ژن وجود دارد. اما وظیفه ژنها چیست؟ ژنها مسئولیت دارند اطلاعات لازم برای تولید مواد و ترکیبات مورد نیاز بدن را در اختیار سلولها قرار دهند. وقتی سیستم شبه افیونی فرد از تعادل خارج بشود، بیان ژن تغییر میکند؛ مانند این است که از فردی بخواهید گندم تولید کند؛ اما او به جای گندم، چغندر تولید کند؛ اگر در زمان خواب مواد لازم به درستی در بدن ترشح نشوند، خواب نیز به درستی شکل نمیگیرد. بنابراین؛ اگر امروز حال خوبی ندارم، باید علت آن را در درون خودم جستوجو کنم و ببینم در کدام بخش از این سیستم اختلالی به وجود آمده است که باعث شده حال و شرایط من اینگونه باشد.
همیشه نگاه ما به دستور جلسات باید این باشد که هر کس با دید و برداشت خودش به دستور جلسه نگاه کند. اینکه آقای مهندس سالها زمان صرف کردند تا روش DST را کشف کنند، برای من یک آموزش است؛ چراکه ما مسافران و همسفران، فرقی نمیکند، در مسیر زندگیمان با مسائل زیادی روبهرو میشویم. گاهی آنقدر بیصبر میشویم که انتظار داریم مشکلاتمان در کوتاهترین زمان ممکن برطرف شوند؛ باید بدانیم که هر قفلی یک کلید دارد و این کلید در زمان خودش برای من نمایان میشود. همانطور که برای آقای مهندس نمایان شد. من اعتیاد را به گاوصندوقی تشبیه میکنم که سالها قفل بوده است؛ اما با کشف کلید آن توسط آقای مهندس، راه درمان اعتیاد پیدا شد و درِ این گاوصندوق گشوده شد. در پرتو صورت مسئله اعتیاد، مسئله سیگار و چاقی نیز حل شد. مسئله بیماریهای صعبالعلاج و لاعلاج هم مورد بررسی قرار گرفت؛ سرطان، اماس، کولیت و بیماریهای دیگر نیز مطرح شدند و این مسیر همچنان ادامه دارد. داخل این گاوصندوق، چیزهای ارزشمند زیادی وجود دارد که در طول زمان مشخص میشود چه دستاوردهایی از این مسیر حاصل شده است. از آموزشهای آقای مهندس آموختهام که اگر سیستم ایکس من دچار اختلال و عدم تعادل شده باشد، راهی برای بازگرداندن آن به تعادل وجود دارد؛ باید جسم خودم را بهتر بشناسم، به خواب و استراحت اهمیت بدهم، ورزش را در برنامه زندگیام قرار دهم و با خدمت به همنوعان خود در کنگره، در مسیر تعادل و آرامش قدم بردارم؛ چراکه مجموعه این عوامل میتواند به بازگشت سیستم ایکس من به تعادل کمک کند.
شیر فلکه سیستم شبه افیونی من در اختیار خداوند است؛ اما اینگونه نیست که شیر فلکه خمر من بدون دلیل باز شود و حال من خوب شود یا بیدلیل بسته شود و حال من را دگرگون کند؛ بلکه این موضوع به عملکرد و رفتار خود من بستگی دارد. زمانی که امروز به فردی کمک میکنم، همان لحظه در درون خود احساس خوبی پیدا میکنم و با افزایش دوپامین در بدن، احساس سرخوشی و رضایت به من دست میدهد؛ گویی: بی می، مستِ شرابی شوریده شدهام. در مقابل، زمانی که باعث ناراحتی کسی میشوم و حال او را بد میکنم، این احساس خوب را تجربه نمیکنم و حال خودم نیز دگرگون میشود. به همین دلیل است که آقای مهندس همیشه در فایلهای صوتی میفرمایند: که بهشت و جهنم، جاری است؛ هر زمان که کار نیکی انجام میدهم، گویی در بهشت به سر میبرم و هر زمان که مرتکب کار نادرستی میشوم، گویی در جهنم هستم.
.jpg)
مرزبانان کشیک: مسافر علی و همسفر رویا
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
400