خداوند را بینهایت سپاسگزارم که اجازه خدمت را در اختیار من قرار داد خدایی که با تمام وجودم حسش میکنم، خدایی که از خصوصیاتش درون فردی دمید که امروز به وجودش افتخار میکنم، آقای مهندس علمش بینقص است علم را به راستی و درستی گسترش و انتقال میدهند. آقای مهندس گره کور اعتیاد را پیدا کردند و آن را شکافتند، اعتیاد دروازه ورود نیروهای شیطانی به جهان جسم است، سالها زندگی من در تاریکی و ناامیدی گذشت؛ هر بار که مسافرم تصمیم میگرفت ترک کند انگار دنیا را به من دادهاند در دل من امیدی تازه روشن میشد؛ اما خیلی زود دوباره همهچیز فرو میریخت و من ناامیدتر از هر بار در تنهاییام اشک میریختم.
در ذهنم هزار بار از خودم میپرسیدم چرا با اینکه میخواهد، نمیتواند؟ چرا با وجود تمام مشکلات باز هم به سمت مواد برمیگردد؟ پاسخی نداشتم تنها پاسخی که داشتم اراده ندارد و دیگر هیچ و همین ندانستن رنجی بسیار زیاد برای من ساخته بود؛ وقتی به کنگره۶۰ آمدم اولین بار که صورتمسئله اعتیاد را شنیدم گویی پرده از روی حقیقت کنار رفت. متوجه شدم درد و رنج بشر از جهل و نادانی او نیست بلکه از دانشهای کشف نشده است. تشخیص ایمان را قوی میکند فهمیدم مسافرم اسیر ضعف یا بیارادگی نیست؛ بلکه بیمار است، بیماری که نه تنها جسم بلکه روان و جهانبینی او را درگیر کرده است؛ تازه فهمیدم چرا ترکهای ناگهانی نتیجه نمیدهد و چرا بعد از هر بار تلاش دوباره به نقطه اول برمیگردیم.
فهمیدم اعتیاد یک مسئله پیچیده است و برای حل آن اول بایست صورت آن آشکار شود، بعد مسیر درمانی درست و علمی طی شود این آگاهی برای من مثل جرعهای آب زلالی بود در کویر ناامیدی که گلویم را تازه کرد من فهمیدم به جای قضاوت و سرزنش باید همراهی کنم، یاد گرفتم اعتیاد مثل زخمی عمیق است و درمان آن به زمان، صبر و دانایی میخواهد. امروز وقتی به مسافرم و خودم نگاه میکنم؛ میبینم روش DST و آموزشهای کنگره۶۰ چه معجزهای کرده است جسم او و خودم آرامآرام بازسازی شده، روان متعادل و آرامتر شده و نگاه او به زندگی تغییر کرده است و من شاهد تولدی دوباره هستم؛ تولد انسانی که روزی در تاریکی اعتیاد گم شده بود و امروز در روشنایی حقیقت نفس میکشد.
بهعنوان یک همسفر صورتمسئله اعتیاد برای من فقط یک موضوع آموزشی نیست؛ بلکه چراغی است که مسیر زندگی من را روشن کرده است چرا که همین موضوع برایم مطرح بود که چرا من نمیتوانم قلیان را کنار بگذارم؟ چرا بعد از هر مدت کوتاهی او را مصرف نمیکنم؛ ولی باز برگشت میکنم؟ عدم شناخت و آگاهی نسبت به صورتمسئله اعتیاد، تنها جوابی بود که سالها به دنبالش میگشتم. صورتمسئله اعتیاد به من یاد داد همسفر بودن یعنی عجله نکردن. این دستور جلسه به من یاد داد زندگی را از دریچهای دیگر نگاه کنم و به جای ناامیدی و شکایت، امید و عشق را انتخاب کنم، یاد داد مسافرم را به چشم یک بیمار ببینم نه یک مجرم و مهمتر از همه یاد داد من هم باید تغییر کنم و درمان شوم.
اگر من آگاهی و شناخت نسبت به صورتمسئله اعتیاد و چگونگی درمان بیماری اعتیاد پیدا نمیکردم دائماً در مسیر مانع او میشدم و او را از مسیر دور میکردم، امروز میدانم اگر آن روزها صورتمسئله اعتیاد را نمیآموختم شاید همچنان در گرداب ناامیدی دست و پا میزدم؛ اما حالا دلم آرام است، میدانم که فرد بیمار به دلیل مصرف موادمخدر از بیرون سیستم تولیدکننده موادمخدر درون جسمش را از کار انداخته و جسمش در دو حالت آشکار و پنهان از تعادل طبیعی خارج شده، یاد گرفتم اعتیاد مسمومیت مزمن نیست بلکه جایگزینی مزمن است.
میدانم علت شکستهایی که در بقیه روشها وجود دارد همین مسئله است آنها بدون اینکه صورتمسئله را داشته باشند به دنبال جواب میگردند. صورتمسئله اعتیاد خشت و بنای درمان کنگره۶۰ است. صورتمسئله اعتیاد برای من فقط یک موضوع آموزشی نیست؛ بلکه چراغی است که مسیر زندگی من را روشن کرده. کنگره۶۰ اول ریشه را قوی میکند بعد شاخهها را، صورتمسئله اعتیاد در کل زندگی من مطرح است. خداوند را شاکرم بابت مسیر سبز و نعمت کنگره۶۰ از راهنمایان عزیزم خانم سمیه و خانم اعظم سپاسگزارم.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر بتول (لژیون سردار)
رابط خبری و ویراستاری: همسفر مریم.(ر) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
130