وادیهایی که من در کنگره۶۰ یاد میگیرم، درواقع قوانینی هستند که با فراگرفتن آنها شرایطی برایم فراهم میشود تا بتوانم از عمق تاریکی خارج و به سمت روشنایی حرکت کنم، در فایل صوتی «کج» دکتر امین دژاکام میفرمایند: «اگر انسان هر کدام از این قوانین را یاد نگیرد، تغییر و تبدیل شدن او به موجودی دیگر یا عملاً غیرممکن میشود یا با مشکلات بسیار زیادی همراه خواهد بود».
وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم». من میدانم حقیقت چیزی است که بوده، هست و خواهد بود؛ همچنین در طول زمان متوجه شدهام که علم از حقیقت جدا نیست، علم قوانین تغییر، تبدیل و ترخیصی است که در کل هستی جاری هستند، اگر انسان بخواهد تغییر کند؛ باید علم و آگاهی لازم را بیاموزد و برای یادگیری نیز باید حقیقت یک موضوع را به درستی درک کند در غیراینصورت مسیر تغییر سخت خواهد شد، قوانین هستی بر پایه راستی و درستی هستند، زمانی که انسان در این مسیر قرار میگیرد، توان و قدرتش افزایش پیدا میکند و همین موضوع باعث میشود انسان در صراط مستقیم حرکت کند در کلامالله نيز به این موضوع اشاره شده است که اختلاف و جنگ زمانی شکل گرفت که به انسانها علم و آگاهی داده شد؛ اما پس از آن رقابت و حسادت به وجود آمد و در نتیجه مشکلات و اختلافات شکل گرفت.
یکی از مسائلی که در کنگره۶۰ مطرح میشود این است که انسان در مرحله اول جهانبینی و علم اعتیاد را میآموزد و یاد میگیرد چگونه با دیگران رفتار کند، مرحله دوم حسادت و رقابتی است که ممکن است بین انسانها به وجود بیاید، اگر انسان بتواند از این مرحله عبور کند، میتواند به بسیاری از حقایق و مسائل پیببرد.
انسان در کنگره۶۰ یا آموزش میدهد یا خدمت میکند؛ البته اگر معلمی تصور کند که فقط آموزش میدهد، ممکن است در کارش اشکالی وجود داشته باشد؛ چون معلم نیز در جايگاه آموزش دادن خود نیز مطالب جدیدی میآموزد، گاهی میتوانیم از زاویه استاد به موضوع نگاه کنیم و گاهی از زاویه شاگرد در هر دو جايگاه امکان دریافت آموزش وجود دارد، اگر انسان در جایگاه آموزش دادن مطلب یا علمی را نمیداند، باید با صداقت آن را بیان کند و بگوید نمیدانم یا اینکه بگوید پاسخ این مطلب را پیدا خواهم کرد و بعد آن را در اختیار او قرار دهد، بهنظر من همین صداقت میتواند یکی از راههای رسیدن به حقیقت باشد؛ زیرا کسی که میگوید نمیدانم در واقع راه را برای یادگیری و کشف حقیقت باز میگذارد.
معلم دانا کسی است که مطالبی را که میداند به سادهترین و قابلفهمترین شکل ممکن به دیگران منتقل کند؛ وقتی من در جايگاه شاگرد یا رهجو قدردان باشم، اگر معلم یا راهنما از من ایرادی میگیرد نباید خوبیها و زحمات او را فراموش کنم؛ زیرا این تذکرها و ایراد گرفتنها برای رشد، تعالی و پیشرفت من است، به نظر من کسی که میتواند در مسیر آموزش مرا متوجه اشتباهاتم کند، معلم یا راهنمای من است؛ چون کمک میکند راه درست را پیدا کنم و در مسیر صحیح حرکت کنم.
من زمانی میتوانم رشد کنم که بتوانم منیت خود را کنار بگذارم و برای شناخت و درک حقیقت، جایگاه خودم را به درستی مشخص کنم، زمانی انسان جایگاه خودش را بشناسد بهتر میتواند آموزش بگیرد و از تجربه و دانش دیگران استفاده کند، در ادامه با طیکردن مسیر راستی و درستی، قدرت و توانایی درک حقیقت را به دست میآورد.
حقیقت چیزی نیست که فقط با شنیدن یا خواندن به دست بیاید؛ بلکه باید در مسیر زندگی آن را تجربه و درک کرد، انسانها تا زمانی که در این بعد از زندگی هستند در حال آموزش گرفتن یا در حال آموزش دادن هستند؛ بنابراین باید مراقب رفتار و کردار خود باشند و در هر جایگاهی که قرار میگیرند براساس تفکر و آگاهی خود حرکت کنند.
انسان باید تلاش کند از زاویه درست به مسائل نگاه کند و از آموزشها و مطالب علمی که در اختیار او قرار میگیرد به بهترین شکل استفاده ببرد، چراکه هر آموزش میتواند راهی برای شناخت بهتر خود، پیدا کردن مسیر درست و نزدیک شدن به حقیقت باشد.
منبع: فایل صوتی کج
نویسنده: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون یکم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
5