English Version
This Site Is Available In English

فقط نور را دریافت نکن خودت نوری برای دیگران باش

فقط نور را دریافت نکن خودت نوری برای دیگران باش

جلسه لژیون ویلیام‌وایت همسفران کنگره۶۰ پارک مادر دولت آباد به استادی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر فاطمه با دستور جلسه « هفته دیده‌بان » و تولد یک‌سال رهایی مسافر نیکوتین فاطمه روز جمعه ۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۷:۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر به بهانه آموزش و تولد در کنار یکدیگر قرار گرفتیم. این تولدها و لژیون‌ها همگی بهانه‌ای هستند تا من فراخوانده بشوم و در این جمع قرار بگیرم و نکته‌ای را آموزش بگیرم. این موضوع بسیار ارزشمند است که همه ما زمانی همسفر تاریکی بودیم و امروز به شکر خداوند و با لطف آموزش‌های آقای مهندس دژاکام ما مسافران نیکوتین در جایگاه مسافر قرار داریم و سفری را از تاریکی به نور انجام می‌دهیم.

در ابتدا از پارک همسفر مریم، گروه مرزبانی و همسفر شیما تشکر می‌کنم که اجازه دادند امروز این جشن تولد را در لژیون ایشان برگزار کنیم. همچنین از مسافر نیکوتین همسفر فاطمه تشکر می‌کنم که با مستدام بودن در این مسیر و رسیدن به رهایی باعث شدند امروز در این جشن تولد در کنار یکدیگر جمع بشویم.

عزیزانی که سفر می‌کنند خودشان بهتر می‌دانند و عزیزانی که رها شده‌اند نیز به خوبی آگاه هستند که گریز در سفر نیکوتین بسیار آسان است؛ اما مسافران نیکوتین به‌خصوص زمانی که وارد سفر دوم می‌شوند، باید مستدام‌تر از قبل در لژیون حضور داشته باشند و به نظر من این مسئله جزء واجبات است و نباید در سفر دوم غیبت داشته باشند؛ چراکه گریز در هر لحظه می‌تواند اتفاق بیفتد.

ممکن است در هر جمعی که قرار می‌گیرید بساط قلیان و سیگار وجود داشته باشد و فرد بدون اینکه جهان‌بینی یا نیاز خود را در نظر بگیرد، شروع به مصرف کند. به همین دلیل رها ماندن در سفر نیکوتین به‌خصوص برای قشر بانوان سخت است.

اگر امروز یک نفر را می‌بینید که می‌ماند و یک سال رهایی خود را جشن می‌گیرد؛ یعنی توانسته است مغلوب نیروی بازدارنده نشود و توانسته گره‌ای را که در وجودش بوده، مهار کند. بنابراین باز هم جا دارد که این روز را به مسافر نیکوتین فاطمه تبریک بگویم.

ما در هفته دیده‌بان قرار داریم. این هفته را به آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و همه عزیزانی که در جایگاه دیده‌بانی عاشقانه خدمت می‌کنند تبریک و خدا قوت عرض می‌کنم. آنقدر خدمت دیده‌بانی محترم است که اگر ما در طول سال بخواهیم هر هفته درباره این عزیزان صحبت کنیم باز هم زمان کم می‌آوریم.

این افراد انسان‌های برگزیده‌ای هستند. هجده انسان برگزیده و عاشق خدمت در کنگره۶۰ که تفاوتشان به قول دیده‌بان لژیون سردار مسافر علیرضا زرکش با سایر افراد کنگره۶۰ این است که دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کرده‌اند. آن‌ها این نقطه تفکر را درون هر کدام از ما به وجود می‌آورند که در مسیر حرکت اگر خدمتی نباشد انسان در جا می‌زند.

مسئله‌ای که برای ما مهم است، حرکت است. اگر حرکتی نباشد و من هدفی نداشته باشم مانند این است که دورهمی‌ای را در نظر بگیریم که همه افراد هنگام ورود، کفش‌های خود را از پا درآورده و وارد شده‌اند. اگر این کفش‌ها مرتب نباشند و در جای مخصوص خود قرار نگیرند یک لنگه کفش یک طرف باشد و لنگه دیگر طرف دیگر، با رفت‌وآمد افراد این کفش‌ها به این طرف و آن طرف می‌روند.

حتی ممکن است بعضی وقت‌ها از پله‌ها پایین بیفتند، گم شوند یا در باغچه پیدا شوند و زیر دست و پا له شده باشند. دقیقاً کسی که حرکت نمی‌کند مانند همان لنگه کفش است. کائنات یک روز نیروی بازدارنده او را به یک طرف پرتاب می‌کند، یک روز حالش خوب است و چند روز حالش بد است. یک روز نیروی الهی می‌خواهد به او کمک کند؛ اما خودش حرکت نمی‌کند.

این یعنی انسان بدون هدف مسیر را طی می‌کند و چه‌بسا در جایی وارد عرصه ناامیدی شود. بدترین ضربه‌ای که نیروی بازدارنده برای جلوگیری از حرکت و بی‌هدف کردن ما وارد می‌کند، حقه ناامیدی است. وقتی ناامید می‌شوید، درجا می‌زنید و زیر پای خود باتلاقی حفر می‌کنید که به مرور زمان در همان باتلاق فرو خواهید رفت و این یعنی تاریکی مطلق که بیرون آمدن از آن بسیار سخت است.

من همیشه در لژیون ویلیام‌وایت می‌گویم هر تصمیمی که در زندگی برای حرکت دارید، هیچ‌وقت آن را بیان نکنید. نگویید: «من از فردا می‌خواهم این کار را انجام بدهم» یا «من از فلان روز این تصمیم را دارم.» اگر این موضوع را بگویید، نیروی بازدارنده با قدرت وارد می‌شود و می‌گوید: «تصمیم به حرکت گرفته‌ای؟ حالا ببین من اجازه می‌دهم حرکت کنی؟»

نیروی بازدارنده به راحتی اجازه حرکت نمی‌دهد؛ یعنی شما شمشیرتان چوبی است و او سلاحش سلاح گرم است و اجازه نمی‌دهد تصمیم شما به مرحله اجرا برسد. آن‌قدر مشکلات بر سر راهتان به وجود می‌آورد که نتوانید حرکت خود را آغاز کنید. حرکت در کنگره۶۰ شامل خدمت هم می‌شود.

البته جمله‌ای از دیده‌بان روابط عمومی مسافر بابک لطفی خواندم که ایشان گفتند: (ما خدمت‌های زیادی در کنگره۶۰ داریم از جمله ایجنت، مرزبان، دیده‌بان، اسیستانت، راهنمایی و... . در ادامه گفتند: ما تا چه زمانی از این جایگاه لذت می‌بریم؟ تا زمانی که نیاز به شنیدن اسم این جایگاه‌ها نداشته باشیم.)

یعنی اگر من هر لحظه منتظر باشم که نام من برده شود و گفته شود من در فلان جایگاه خدمتی هستم؛ یعنی از هدف اصلی آن خدمت در حال دور شدن هستم. اگر هر جایگاه خدمتی در کنگره۶۰ دارم و منتظر شنیدن نام خود در آن جایگاه و دریافت تأیید و تشکر دیگران هستم؛ یعنی رسالت درست آن خدمت را به‌جا نمی‌آورم.

اما اگر برایمان مهم نباشد و دنبال تأیید دیگران نباشیم، می‌بینیم که رسالت خود را در آن خدمت درست انجام می‌دهیم. پس همگی ما طبق سی‌دی خانواده باید یاد بگیریم که اگر نام ما در هیچ جایگاه خدمتی گفته نشود و از ما تقدیر و تشکر نشود، برایمان مهم نباشد. اگر کاری انجام می‌دهم فقط برای رضای خداوند و آموزش خود باشد.

وقتی می‌خواهم خدمتی را انجام دهم نباید وارد صفت کبر بشوم که در من انتظار احترام و تشکر به وجود بیاید و اگر این انتظار برآورده نشد من را به هم بریزد. ما تا زمانی که خدمت نگرفته‌ایم نیروی بازدارنده هم خیلی کاری به کار ما ندارد و خیلی اذیتمان نمی‌کند؛ اما به محض اینکه خدمت می‌آید، گره‌ها هم به وجود می‌آیند؛ گره مسئولیت، گره قدرت، دیده شدن، کبر، منیت و...

این گره‌ها می‌آیند و نمی‌گذارند شما از آن خدمت لذت ببرید؛ اما زمانی که وارد جایگاه خدمت شدید و احساس کردید که من واقعاً به این آموزش نیاز دارم، من به این جایگاه نیاز دارم، آن خدمت صدها آموزش برای شما خواهد داشت؛ اما زمانی که مغلوب نیروی بازدارنده شدید و تاریکی در خدمتتان جلوتر از خودتان حرکت کرد، آنجا نیروی بازدارنده می‌گوید: «نوش جانت، گوارای وجودت. من همین را می‌خواستم که لذت خدمت را از تو بگیرم.»

البته این مطلب را بعدها و پس از بد شدن حال خود و اطرافیانتان متوجه می‌شوید. باید حواس من باشد که در هر لحظه نیاز به آموزش دارم. نباید این‌گونه باشد که حال من بد باشد؛ اما در برابر آموزش نیز مقاومت داشته باشم. خیلی از ما در درجه اول، وقتی وارد جایگاه خدمت یا سیستم کنگره‌۶۰ می‌شویم، نمی‌پذیریم که اشتباهاتی داریم.

یعنی با این هدف وارد می‌شویم که به فرد دیگری کمک کنیم؛ اما در گذر زمان و با گرفتن آموزش، متوجه می‌شویم که اصلاً آن فرد نیازی به کمک من ندارد و بهترین کمک من، پذیرفتن آن فرد با تاریکی‌هایش و رها کردن اوست. گاهی من به عنوان همسفر، طبق پیام سفر اول در کنگره۶۰، باید سر جای خود بنشینم تا بقیه راه و مسیر درست را طی کنند.

نکته جالب اینجاست که من نمی‌توانم نقش همسفری خود را درست ایفا کنم؛ اما زمانی که خود در نقش مسافر نیکوتین قرار می‌گیرم، انتظار دارم دیگران من را بپذیرند و بستر رهایی من را فراهم کنند. نکته آخری که بیان می‌کنم این است که اگر در جایگاه خدمت نیستید، حداقل در کارگاه می‌توانید سکوت کنید، احترام بگذارید و مرتب سرتان به گوشی همراهتان گرم نباشد و به مشارکت‌ها گوش دهید.

این کمترین خدمتی است که می‌توانید در سیستم کنگره۶۰ انجام دهید. به مرور زمان هرچه بیشتر سکوت کنیم، می‌بینیم که این قسمت فک و زبان کمتر استفاده می‌شود، قدرت شنوایی گوش بالاتر می‌رود، قدرت پذیرش و آموزش افزایش پیدا می‌کند و شما به انسانی تبدیل می‌شوید که قدرت صحبت کردنتان نصف قدرت گوش دادنتان است. نتیجه گوش دادن، برابر با تفکر و باز شدن حس است.

جالب است که تمام این مواردی که من امروز بر اساس تجربه بیان کردم در خدمت دیده‌بان‌ها دیده می‌شود؛ یعنی خودشان به دنبال دیده شدن نیستند، دنبال حرکت هستند، حرکت خودشان و در پی حرکت خودشان، حرکت دیگر انسان‌ها. این بسیار ارزشمند است. ان‌شاءالله که خداوند حافظ و نگهدارشان باشد.

دستور جلسه دوم، تولد یک سال رهایی مسافر نیکوتین فاطمه است. خواهش می‌کنم ایشان را تشویق کنید. زمانی که من وارد شعبه امام‌قلی‌خان شدم و لژیون را شروع کردم، ایشان دو سه ماه بود که سفر ویلیام‌وایت خود را آغاز کرده بود و از رهجوهای بسیار فرمانبردار بودند؛ اما یک گره کوچک داشتند و آن، نظم و حضورشان در لژیون بود. این نظم و حضور در لژیون برای من بسیار مهم بود.

یعنی سفر اولی و سفر دومی ندارد. کسی که در سفر نیکوتین است، حتی در سفر دوم نیز باید در لژیون حضور داشته باشد. تا یک سال بعد از رهایی، رهجویی که سر لژیون نباشد و «چشم گفتن» را انجام ندهد و فرمانبرداری نکند، نمی‌تواند در پله‌های کنگره۶۰ پیشرفت داشته باشد.

همه باید در برابر مافوق «چشم» بگوییم؛ چشم همراه با اجرا. حتی اگر فکر می‌کنید آن «چشم گفتن» خیلی به منیت شما فشار آورده است، با این حال وقتی بگویید «چشم» و با حس خوب آن را انجام دهید؛ یعنی صور آشکار و پنهان شما بر هم منطبق شده‌اند. آنجا شما دارید ظرفیت لازم را برای جایگاه‌های بالاتر به وجود می‌آورید.

پس این «چشم گفتن» در کنگره۶۰ و انجام دادن آن معجزه می‌کند. مسافر نیکوتین فاطمه با یکی دو بار تذکر این مشکل را حل کردند. حضورشان در لژیون بسیار منظم شد و جزء کسانی شدند که نه‌تنها همیشه حضور دارند؛ بلکه سر لژیون نت‌برداری می‌کنند، مشارکت می‌کنند، با تفکر به سؤالات پاسخ می‌دهند و همیشه جزء خدمتگزاران لژیون هستند.

رهایی ایشان به دست دکتر امین دژاکام بود و روز رهایی‌شان بسیار لذت‌بخش بود. ایشان در سفر دوم نیز بسیار پرقدرت‌تر از سفر اول در لژیون حضور دارند. همیشه لبخندی بر لب دارند و با وجود مشکلات بسیار زیاد، لبخندی زیبا همیشه بر لبشان است. همسفر فاطمه را چون عمیقاً با مشکلاتشان آشنا بودم، بعضی مواقع می‌گفتم: «خداوندا، فقط صبر و تحملی به ایشان بده که پذیرششان بالاتر برود و بتوانند در رهایی نیکوتین خود مستدام باشند.» و این اتفاق افتاد.

این روز را به ایشان تبریک می‌گویم. به فرزندان عزیزشان که همسفرهای بسیار خوبی برای مادر بودند. به راهنمای جهان‌بینی همسفر نفیسه نیز تبریک می‌گویم. به هم‌لژیونی‌هایشان تبریک می‌گویم و به همه عزیزانی که در این جشن شرکت کردند تبریک عرض می‌کنم. از شما بسیار متشکرم که با سکوت زیبای خود به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان مسافر نیکوتین فاطمه:

از همه دوستانی که امروز در سالگرد رهایی مرا همراهی کردند بسیار سپاسگزارم. از راهنماهای خود نیز خیلی متشکرم. امروز فقط یک تولد برای من نیست؛ بلکه یک روز بسیار خاص و قشنگ است. من اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که یک روز بتوانم سیگار نکشم؛ اما در لژیون و در کنگره۶۰ فهمیدم که تغییر، یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه با حرکت در مسیر درست و استمرار این اتفاق به وجود می‌آید.

خیلی خوشحالم اگر راهنمایی‌های همسفر فاطمه نبود من امروز اینجا نبودم. ان‌شاءالله که من هم بتوانم مانند راهنماهای دیگری که راهنما شدند، راهنمای جهان‌بینی، راهنمای جونز یا ویلیام‌وایت بشوم. من نمی‌خواهم فقط استفاده‌کننده نور باشم، می‌خواهم خود نیز نوری برای دیگران باشم. متشکرم، ممنونم.

رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر فاطمه  از لژبون ویلیام وایت همسفران نمایندگی سلمان فارسی
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر هایده نمایندگی فردوسی مشهد  (نگهبان سایت ویلیام‌وایت )

همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...