English Version
This Site Is Available In English

اعتیاد ۹۵ درصد مربوط به جسم و ۵ درصد روان است

اعتیاد ۹۵ درصد مربوط به جسم و ۵ درصد روان است

جلسه سیزدهم از دوره‌ پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بندرعباس به استادی پهلوان همسفر سمانه، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه:«صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از ایجنت همسفر زهره و مرزبانان عزیز سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم. از شما انرژی زیادی گرفتم، آموزش دیدم و لذت بردم. در دیدگاه کنگره۶۰، صورت مسئله اعتیاد یعنی قبل از اینکه برای درمان اعتیاد راه‌حلی ارائه بدهیم، باید آن مسئله را درست و به‌خوبی بشناسیم، آن را درک کنیم و در ابتدای مسیر، راه و ریشه آن را پیدا کنیم؛ چراکه بسیاری از مشکلات ما ناشی از دانش‌های کشف‌نشده هستند.

یکی از همین مسائل، اعتیاد بود که سال‌ها به‌درستی شناخته نشده بود و انسان‌های زیادی را به بیراهه و باتلاق کشاند. تمامی روش‌هایی هم که تا آن زمان برای درمان اعتیاد ارائه شده بود، به دلیل نداشتن شناخت صحیح از صورت مسئله اعتیاد، بی‌فایده یا حتی مخرب بودند. آقای مهندس حسین دژاکام با پیدا کردن و شناخت صورت مسئله اعتیاد، انقلابی در این حوزه به وجود آوردند و توانستند راهی برای درمان قطعی اعتیاد پیدا کنند.

دیدگاه آقای مهندس این بود که اعتیاد صرفاً یک ضعف اراده، مشکل اخلاقی یا بی‌غیرتی نیست؛ بلکه مسئله‌ای چندبُعدی است که در جسم، روان و جهان‌بینی انسان تخریب و اختلال ایجاد می‌کند. صورت مسئله اعتیاد یعنی چه؟ یعنی بدانم مشکل من کجاست، چه کاری باید انجام بدهم، چه قسمت‌هایی از بدن من دچار تخریب شده و چه قسمت‌هایی از تعادل خارج شده‌اند.

در جامعه ما بر این باور هستند که اعتیاد یک بیماری یا یک مسمومیت مزمن است و این دیدگاه کاملاً اشتباه است. شخصی که اعتیاد دارد، وقتی مواد مصرفی خود را قطع می‌کند، حالش بسیار بد می‌شود و درد و ناراحتی زیادی را تحمل می‌کند؛ اما وقتی دوباره مصرف مواد مخدر را شروع می‌کند، بدن‌درد و حال خراب او از بین می‌رود. در اینجا، مواد برای آن شخص حکم دارو را دارد. ولی کسی که سابقه مصرف مواد مخدر ندارد، اگر مقدار زیادی مواد را به یک‌باره مصرف کند، در اینجا آن ماده می‌تواند برای او حکم سم داشته باشد؛ اما به گفته آقای مهندس، برای مصرف‌کنندگان مواد مخدر، ماده مصرفی حکم دارو را پیدا می‌کند. آقای مهندس با پیدا کردن صورت مسئله اعتیاد، به سیستم ایکس انسان پی بردند.

سیستم ایکس همان سیستم شبه‌افیونی بدن است؛ سیستمی که بدن انسان به‌صورت خودکار، یک‌سری مواد شبه‌افیونی طبیعی را تولید می‌کند. در واقع، می‌توان گفت در بدن ما چشمه‌هایی وجود دارند که این مواد را تولید می‌کنند. ما شاهد این موضوع بوده‌ایم و حتی در فیلم‌ها دیده‌ایم که افراد در اوایل شروع مصرف مواد مخدر، انرژی زیادی دارند، حالشان خوب است و احساس سرخوشی می‌کنند. اما چرا بعد از مدتی دیگر آن حال خوب را ندارند و حتی نمی‌توانند کارهای روزمره خود را انجام دهند؟ دلیلش این است که بدن انسان خودش مواد شبه‌افیونی طبیعی تولید می‌کند. وقتی شخص شروع به مصرف مواد مخدر می‌کند، در واقع از بیرون نیز به‌صورت مصنوعی این مواد را وارد بدن خود می‌کند. در نتیجه، مقدار این مواد در بدن افزایش پیدا می‌کند؛ یعنی هم به‌صورت طبیعی در بدن وجود دارند و هم به‌صورت مصنوعی از بیرون وارد می‌شوند. بنابراین، شخص در ابتدا انرژی زیادی دارد و حالش خوب است.

اما از آنجایی که سیستم بدن، سیستمی کاملاً هوشمند است، به این تشخیص می‌رسد که وقتی مواد از بیرون و به‌صورت مصنوعی وارد بدن می‌شوند، دیگر نیازی نیست خودش به همان میزان مواد تولید کند. بنابراین، به‌تدریج تولید این مواد کاهش پیدا می‌کند و در نهایت ممکن است تقریباً متوقف شود. در این شرایط، بدن فرد به ورود مواد از بیرون وابسته می‌شود. اگر شخص مصرف مواد را قطع کند، دیگر چشمه‌های درون بدن او نیز مانند گذشته فعال نیستند و تولید کافی ندارند. خودش هم که ماده‌ای وارد بدن نکند، ماده شبه‌افیونی کافی به بدنش نمی‌رسد. اینجاست که چه اتفاقی می‌افتد؟ بدن‌درد، بی‌خوابی، عدم تعادل و حال بد به وجود می‌آید و شخص حتی نمی‌تواند کارهای روزمره خود را انجام دهد. گاهی حتی نمی‌تواند روی پاهای خود بایستد؛ چون مواد شبه‌افیونی کافی به بدنش نمی‌رسد.

در اینجا سیستم شبه‌افیونی بدن از تعادل خارج شده و جسم دچار تخریب شده است. وقتی جسم دچار تخریب شود، در ادامه روان نیز دچار مشکل می‌شود. خیلی از پزشکان و NGOها می‌گویند اعتیاد یک بیماری است؛ بعضی‌ها می‌گویند جسمی است و بعضی‌ها می‌گویند روانی است. در دیدگاه کنگره۶۰، این نگاه کامل نیست. آقای مهندس می‌گویند: اعتیاد ۹۵ درصد جسم و ۵ درصد روان است. روان نیز به این دلیل از تعادل خارج می‌شود که جسم دچار آسیب شده است. برای مثال، اگر من، دندان‌درد داشته باشم، این یک مشکل جسمی است. وقتی دوستم به من بگوید: «بیا برویم دوری بزنیم، به کافه یا گردش برویم»، یا کاری از من بخواهد، ممکن است بگویم: «حوصله ندارم؛ دندانم درد می‌کند.» در واقع، روان من در آن لحظه تحت تأثیر درد جسمی‌ام قرار گرفته و حال خوبی ندارم، بنابراین همراه او نمی‌روم؛ اما وقتی دندان‌دردنداشته باشم، قطعاً روان من هم تعادل بهتری دارد. بنابراین، این پنج درصد نیز به‌دلیل آسیب و عدم تعادل جسم ایجاد می‌شود.

برخی پزشکان می‌گویند اعتیاد یک بیماری روانی است؛ اما در دیدگاه کنگره، اعتیاد یک بیماری جسمی است که روان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. آقای مهندس به این موضوع پی بردند و متوجه شدند وقتی شخص مواد را به‌یک‌باره قطع می‌کند، تخریب بیشتری به بدن او وارد می‌شود. به همین دلیل، گاهی برای ترک اعتیاد، داروهای دیگری مانند متادون یا مواد دیگری را جایگزین می‌کنند تا فرد بتواند مصرف خود را قطع کند و درمان شود؛ اما این روش‌ها می‌توانند تخریب بیشتری ایجاد کنند. آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را پیدا کردند، سیستم ایکس را شناختند و سپس به راه‌اندازی مجدد آن پرداختند. یعنی چه کاری انجام دادند؟ دوباره به‌تدریج شرایطی ایجاد کردند که سیستم بدن شروع به تولید طبیعی خود کند. با چه چیزی؟ با داروی مناسب و روش مناسب؛ یعنی روش تدریجی یا DST که آن را کشف و اجرا کردند.

چگونه این اتفاق می‌افتد؟ بدن دوباره تولید طبیعی خود را آغاز می‌کند. فرد با استفاده از داروی مناسب، مصرف مواد مخدر خود را به‌تدریج کاهش می‌دهد و هم‌زمان داروی مناسب را مصرف می‌کند. تریاک حاوی ترکیبات و آلکالوئیدهایی است که به ترکیبات شبه‌افیونی موجود در بدن انسان شباهت دارند و در روش کنگره۶۰ از آن به‌عنوان داروی درمان اعتیاد استفاده می‌شود. با مصرف داروی OT، یعنی شربت تریاک، به‌تدریج این سیستم راه‌اندازی می‌شود. زمانی که هر ۲۱ روز مقدار مشخصی از دارو کاهش پیدا می‌کند، بدن نیز فرصت پیدا می‌کند تا به همان میزان، تولید طبیعی خود را افزایش دهد. به‌تدریج، پس از حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه، زمانی که دارو به‌طور کامل قطع می‌شود، سیستم ایکس فرد به تعادل می‌رسد و فرد می‌تواند حالتی نزدیک به یک انسان طبیعی داشته باشد.

وقتی جسم آسیب می‌بیند، گفتیم که روان نیز دچار تخریب می‌شود. روان یعنی چه؟ روان یعنی خلق‌وخو و حالات روحی. می‌بینیم که بسیاری از مصرف‌کنندگان مواد مخدر اصلاً حوصله و اعصاب درست‌وحسابی ندارند، حوصله هیچ کاری را ندارند و دائماً به دنبال بحث و بهانه هستند. دلیلش این است که سیستم ایکس و جسم آنها آسیب دیده و دچار اختلال شده است. ضلع دیگر این مسئله، جهان‌بینی است. جهان‌بینی یعنی چه؟ یعنی این‌که من جهان اطرافم و جهان درونم را چگونه می‌بینم. دیدگاه من نسبت به خودم، دیگران، مشکلاتم و جهان هستی چگونه است؟ کنگره می‌آید و دیدگاه من را به‌تدریج تغییر می‌دهد و تفکر من را اصلاح می‌کند. یکی از دلایلی که افراد در کنگره برگشت ندارند، این است که جهان‌بینی آنها تغییر می‌کند. در کنگره گفته می‌شود که بعد از اینکه جسم درمان شد، فرد باید حداقل یک سال بیاید و آموزش جهان‌بینی ببیند و زمان آموزش جهان‌بینی نیز نامحدود است.

این‌طور نیست که بگویید: «من دو سال آمدم، پس جهان‌بینی من کامل شد» یا «پنج سال آمدم، پس دیگر کامل شده است.» این آموزش نامحدود است و انسان باید همیشه به‌روز باشد؛ اما حداقل زمان آن یک سال است. کسی که به کنگره بیاید، درمان و رهایی را تجربه کند و بعد از آن یک سال در کنگره حضور نداشته باشد، ممکن است دوباره به سمت مواد برگردد؛ چون جهان‌بینی او به اندازه کافی رشد نکرده است؛ اما افرادی که حضور خود را ادامه می‌دهند و بعد از سفر اول، آموزش‌های خود را دنبال می‌کنند، با تغییر جسم، روان و جهان‌بینی، شرایط بسیار مناسب‌تری برای ادامه مسیر بدون بازگشت به مصرف مواد پیدا می‌کنند. ما ماه آینده جشن گلریزان را هم داریم و این جشن خیلی نزدیک است. اگر اجازه بدهید، می‌خواهم درباره جشن گلریزان صحبت کنم. آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌هایشان درباره استادهای خودشان می‌گویند که به ایشان گفته‌اند: «حسین عزیز، تو برو؛ در این مسیر افرادی هستند که به کمک تو خواهند آمد و تو را یاری خواهند کرد.» امروزه این افراد، تک‌تک ما هستیم. آقای مهندس در این مسیر تنها نیستند.

روزی که برای دریافت شال پهلوانی رفته بودیم، من خودم خبر نداشتم و پدرم مرا سورپرایز کرد. آقای مهندس گفتند: «مجتبی امروز دو تا پهلوان با خودش به میدان آورده است.» واقعاً ما می‌توانیم سربازانی باشیم پشت سر آقای مهندس و ایشان فرمانده ما باشند. چقدر خوب است که در روز جشن گلریزان در کنار آقای مهندس باشیم و پشت سر ایشان قدم برداریم. خیلی‌ها فکر می‌کنند برای اینکه بتوانند ببخشند، یا کسانی که در کنگره می‌آیند و سردار، دنور یا پهلوان می‌شوند و یا به «نشانی در بی‌نشانی» می‌رسند، حتماً انسان‌های بسیار ثروتمندی هستند و مال و اموال زیادی دارند. من در کنگره متوجه شدم که ثروت فقط به مال نیست؛ بلکه به این است که انسان دل بزرگی داشته باشد. واقعاً هم ثروت فقط به مال نیست. ما خودمان شخصاً قبل از کنگره به جایی رسیده بودیم که حتی توان خرید یک نان را هم نداشتیم وضعیت مالی ما واقعاً تا این حد بد شده بود.

وقتی به کنگره آمدیم، پدرم در آن زمان پول نداشت که در سبد کنگره بیندازد. شنیده‌اید که می‌گویند از قدم‌های کوچک شروع می‌شود، از حرکت‌های کوچک. اگر بخواهید به «نشانی در بی‌نشانی» برسید، باید از همین قانون یازدهم شروع کنید. پدر من پول نداشت که در سبد پول بیندازد، اما می‌گفت: «اگر قرار باشد من به کنگره بیایم و سبد از کنار من رد شود و من بی‌تفاوت باشم، دیگر به کنگره نمی‌آیم.» یادم می‌آید من و خواهرم هر سال عیدی‌هایمان را جمع می‌کردیم و کنار می‌گذاشتیم. یک روز عیدی‌هایمان را آوردیم و به پدرم دادیم و گفتیم: «تو برو کنگره و عیدی‌های ما را در سبد بینداز.» آن زمان یادم می‌آید که مبالغی مثل پانصد تومان یا هزار تومان در سبد می‌انداختند و مبلغ خیلی زیادی هم نبود؛ اما ما همان مقدار را هم نداشتیم. پدرم از همان سبد قانون یازدهم شروع کرد، حمایت کرد و آن را نادیده نگرفت. می‌گفت: «اگر قرار باشد به کنگره بروم و حمایت
نکنم، پس دیگر نمی‌روم.» بعد شد پنجاه هزار تومان، صد هزار تومان و بعد به عضویت لژیون سردار درآمد، دنور شد، پهلوان شد و واقعاً کم‌کم این اتفاق برای ما افتاد. این موضوع شبیه همان نقطه تحمل است؛ وقتی انسان از نیروی کم شروع کند و به‌تدریج به درجه بالاتر و بالاتری برسد، نقطه تحملش افزایش پیدا می‌کند. ما از کم شروع کردیم و امروز به اینجا رسیدیم. پس فکر نکنید که حتماً باید خیلی ثروتمند باشیم یا مال و اموال زیادی داشته باشیم. فقط مهم این است که خواسته داشته باشیم. اگر بخواهید، قطعاً اتفاق می‌افتد. حالا از چه کسی باید بخواهم؟ از خداوند باید بخواهم.

اگر واقعاً خواسته‌ای دارید، از خداوند بخواهید و از او بخواهید که این اتفاق برایتان شکل بگیرد. اگر از یک انسان مهربان کمک بخواهید، اگر بتواند کمکتان می‌کند و اگر نتواند، می‌گوید: «من نمی‌توانم، شرمنده‌ام.» اما اگر از یک انسان بسیار مهربان کمک بخواهید، اگر بتواند کمکتان می‌کند و اگر نتواند، می‌گوید: «بگذار در قبال آن، کار دیگری برایت انجام بدهم.» او خواسته شما را نادیده نمی‌گیرد و بی‌تفاوت از کنار آن عبور نمی‌کند. حالا شما این مهربانی را هزار برابر کنید؛ مهربانی خداوند را تصور کنید. وقتی از خداوند چیزی بخواهید، بی‌تفاوت از کنار خواسته شما عبور نمی‌کند. شاید رسیدن به آن خواسته زمان ببرد؛ اما اگر ایمان واقعی داشته باشید، مطمئن باشید خداوند شما را به خواسته‌ای که به صلاح شماست نزدیک می‌کند.

هر چیزی که بخواهید، برای شما اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه در مسیر آن حرکت کنید و این موضوع به خود شما نیز بستگی دارد. بزرگ‌ترین قسم خداوند به قلم است. خداوند را به قلمش قسم بدهید و بنویسید و یادداشت کنید که چه چیزی می‌خواهید. مطمئن باشید نوشتن خواسته‌ها و حرکت در مسیر آنها می‌تواند به شما کمک کند تا برای رسیدن به آنها مصمم‌تر باشید. این را هم بدانید که تا وقتی مشت شما بسته باشد، چیزی دریافت نمی‌کنید؛ اما من وقتی مشتم را باز کنم و ببخشم، قطعاً چیزهای بزرگ‌تری دریافت خواهم کرد و این اتفاق برای همه ما می‌تواند بیفتد. امیدوارم جشن گلریزان خوبی داشته باشید و امیدوارم بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و همیشه خدمتگزار کنگره باقی بمانیم. ان‌شاءالله امسال شعبه بندرعباس پهلوان‌ها، دنورها و سردارهای زیادی داشته باشد.

مرزبانان کشیک: همسفر ساناز و مسافر مسعود
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر ساناز
همسفران نمایندگی بندرعباس
 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...