راهنما همسفر فاطمه.خ
در ابتدای سیدی صورتمسئلهٔ اعتیاد، آقای مهندس راجع به این موضوع توضیح میدهند که مدتی شعبهٔ انقلاب به تعویق میافتد و تعطیل میشود. میفرمایند آنجا با NGO دیگری در دو طبقه مجزا بودند، به علت مسئلهای که برای آن NGO پیش آمده بود، از طرف ستاد برای جمع کردن آن آمده بودند. ما در آن ساختمان در طبقهٔ دیگر بصورت مجزا فعالیت میکردیم، به این دلیل ما باید ساختمان را ترک میکردیم، آنها به افراد کنگره ۶۰ گفتند: با اینکه از شما راضی هستیم اما فعلا یک مدتی بروید؛ در آن شرایط که بچهها در حال آمادهسازی افطاری بودند، سریع ساختمان را ترک کردند. برداشت من از این قسمت سیدی این بود: در هر مکان و موقعیتی، فرمانبرداری از مراجع بالاتر، ادب و شخصیت من را نشان میدهد و بهتر است همیشه این را در رفتارهایم لحاظ کنم.
آقای مهندس دژاکام در این سیدی میفرمایند: مشکلات راه را به ما نشان میدهند، خیال نکنیم مشکلات لعنت خداوند هستند؛ بعضیهایشان رحمت خداوند هستند. خب، این متن به چه معناست؟ چه برداشتی میتوانم از آن داشته باشم؟ این جمله قطعاً به من یاد میدهد مشکلات امروزم به خاطر این است که من از آن موضوع درس بگیرم. باید بفهمم چه کاری کردم؟ چرا امروز آن مشکلات را دارم و حالا به دنبال یک راهحل درست و عملی برای حل آن مشکلات باشم.
آقای مهندس دژاکام میفرمایند: بعدها متوجه میشویم در صورتمسئلهٔ اعتیاد چه کارهایی انجام گرفته و این روش به چه نحوی توانسته سیستمهای تخریبشدهٔ داخل بدن را دوباره بازسازی کند و بدن را به حالت اولیه، انرژی اولیه و چهبسا بهتر برگرداند.
آقای مهندس دژاکام میفرمایند: ما در این مسیر «درمان اعتیاد» را هموار کردیم، فهمیدیم مشکل کجاست و چگونه باید حل شود ما اعتیاد را نه یک بیماری مرموز شناختیم و نه وابستگی دارویی؛ بلکه گفتیم مواد مخدر جایگزین سیستم شبه افیونی بدن شده و برای درمان آن باید بازسازی انجام شود. این بازسازی را در قسمت جسم، روان و جهانبینی میدانیم. جسم بیمار با توجه به شرایط فرد مصرفکننده در چندماه سفر و استفاده از شربت OT به سلامت خودش میرسد.
جهانبینی فرد نیز با نوشتن سیدی ها، وادیها و شرکت در دستور جلسات تا حدودی آماده میشود. در صورتمسئلهٔ اعتیاد یکسری مسائل مطرح میشود، فرد را نسبت به جسم خودش آگاه میکند و مسیر چگونگی درمان را بیان میکند. آموزشها از نظر روانی او را به فردی متعادلتر تبدیل میکند و از منظر جهانبینی، دنیای فرد مصرفکننده با دنیای فردی که در کنگره در حال سفر است، زمین تا آسمان فرق میکند؛ نوع نگاه و نوع نگرش در این افراد متفاوت است. پس حتی در اینجا هم، صورتمسئلهٔ اعتیاد به خوبی عمل کرده و همهٔ مسئلههای روحی و روانی را در بر میگیرد.
بعضیها معتقدند اعتیاد ژنتیکی است؛ اما به راستی کجای این ژن مشکل دارد؟ آقای مهندس میفرمایند: بله، ما هم در کنگره ۶۰ به این معتقد هستیم، اما میگوییم مثلاً اندورفین شخص خوب تولید نمیشود؛ ژنش جوری است که نمیتواند اندورفین را تولید کند. یا دوپامین بهخوبی ترشح نمیشود، یا بهگونهای است که سروتونین تولید نمیشود و هورمونها درون فرد بهخوبی عمل نمیکنند. کمبود مواد بیوشیمیایی در بدن فرد باعث میشود به شخصی تا متعادل تبدیل گردد. در صورتمسئلهٔ اعتیاد، این موضوع کاملاً باز میشود و راههای رسیدن به آن حال خوب و درمان مشکلات مطرح میشود و مسائل بهطور ریشهای درمان میشوند. مثلاً مشکلات گوارشی، میگرن و هر بیماری دیگری به خاطر این است که سیستم ایمنی بدن خوب کار نمیکند اما اگر تولید این سیستم خوب باشد و مواد بیوشیمیایی به اندازه تولید شوند، شخص اگر بیمار هم شود، در زمان کوتاهی بدن خودش را بازسازی و درمان میکند.
ما سفر خودمان را از بازسازی جسم شروع کردیم و تا رسیدن به خود و جهانبینی آن را ادامه میدهیم. برداشت من از این جمله این بود: تا زمانیکه نتوانم جسم خودم را درمان کنم، اصلاً درمان در قسمت روان یا جهانبینی من صورت نخواهد گرفت. تا زمانیکه من جسم بیمار و وابسته دارم، نمیدانم مشکل چیست و چرا به این ماده اعتیاد پیدا کردهام و نمیدانستم نیکوتین دقیقاً چه بلایی به سر زندگی من آورده، به فکر درمان خودم نبودم؛ زمانی متوجه شدم تخریب نیکوتین چیست و چرا اینقدر من را اذیت میکند که؛ صحبتهای استاد عزیز خانم بهاره را شنیدم، ایشان از تخریبهای نیکوتین میگفتند و انگار داشتند از مسائل من صحبت میکردند؛ از مشکل خواب در زمان مصرف نیکوتین صحبت کردند. خواب من ساعت چهار و پنج صبح بود و تا یازده، دوازده ظهر میخوابیدم و زمانیکه بیدار میشدم حال بسیار بدی داشتم. اما اکنون وقتی خودم را مقایسه میکنم، معنای درمان حقیقی را میفهمم؛ یک سال است رهایی ویلیام دارم و همینکه سر را بر روی بالشت میگذارم، خوابم میبرد و این به خاطر بازسازی سیستم تخریبشدهٔ جسم من است و هنر صورتمسئلهٔ اعتیاد است که آن را به رخ جهانیان میکشد.
من خود این مسئله را درک کرده بودم و بعد از رهایی متوجه شدم چه اتفاقی درون بدن من میافتد. شاید اگر بخواهم این موضوع را برای فرد دیگری بگویم که وارد کنگره نشده، سیدیها را گوش نکرده و آن جهانبینی برایش شکل نگرفته، او اصلاً نفهمد که چه میگویم و فکر کند دارم یک سری مسائل خیلی خوشبینانه را مطرح میکنم. اما میتوانم تشویقش کنم تا به جلسات بیاید، او را تشویق کنم تا در جلسات عمومی و خصوصی شرکت کند، فضای کنگره را بشناسد، با سیدی نوشتن آشنا شود، با مفهوم جهانبینی آشنا شود تا بتواند به عمق صورتمسئلهٔ اعتیاد پیببرد و بداند درمان واقعی و حقیقی چیست؛ و فقط به فکر انجام دادن یک ترک که شاید در اکثر مواقع ناموفق هم باشد نباشد و بتواند موضوع را ریشهای حل کند.
از این سیدی اینطور برداشت کردم که حلقهٔ گمشدهٔ اعتیاد همان سیستم شبهافیونی بدن است که توسط آقای مهندس دژاکام کشف شد و با توجه به متد Dst برنامهریزی شد؛ سپس توسط داروی OT و با تیپر کردن، بدن بهطور شگفتانگیزی، تخریبهایی که در آن صورت گرفته را بازسازی میکند، ولی نکتهٔ مهم این است که در مسئله اعتیاد به غیر از جسم، باید روی جهانبینی و روان خودمان هم کار کنیم.
در مشارکتها گفته میشود، ما تا این لحظه برای شناخت اعتیاد فقط یک اسلحه در دست داشتیم و در تاریکی شلیک میکردیم. اصلاً امکان نداشت به هدف بخورد. میخواستیم با سمزدایی، URD، کمپ، سقوط آزاد، ضربه، شلاق و خیلی مسائل دیگر این مشکل را حل کنیم، ولی هر بار با شکست و تخریب بیشتری برمیگشتیم. اما متد Dst دقیقاً همان تیری بود که به هدف خورد و هیچ درمانی بالاتر از این درمان وجود ندارد.
استاد امین در یکی از سیدیهایشان میفرمایند از الآن تا انتهای دنیا، هر مادهٔ مخدری که بوده، هست و خواهد آمد، با متد Dst، داروی OT و روشی که کنگره ارائه میکند قابل درمان است. این جمله برای منِ همسفر یعنی گرهگشایی از چندین هزار خانواده و نجات جامعه از طریق درمان اعتیاد؛ و این همان معجزهٔ صورتمسئلهٔ اعتیاد است.
آرزوی من این است که کنگره روزی جهانی شود و اگر عمرم قد بدهد، ببینم در سراسر دنیا مردم با متد Dst سفر میکنند و من مشارکتهای اعضا را از سایتهای خارجی میخوانم و خوشحال باشم که در این اصل شرکت داشتم.
به امید جهانی شدن کنگره ۶۰
منبع: سیدی صورت مسئله اعتیاد
نویسنده: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر طاهره رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
98