جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باباطاهر همدان به استادی همسفراکرم، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر سهیلا و دبیری راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه با دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد "دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد است وقتی میگوییم صورت مسئله یعنی یک مجهول بیجواب یعنی یک سوال بیجواب مسئله اسم مفعول است یعنی سوالی که جوابی برایش پیدا نشده باشد زمانی که ما مدرسه میرفتیم سوالاتی که میپرسیدند در هر مقطع به صورت مسئله بیان مینمودند و ما را وادار میکردند که دنبال جوابش بگردیم آقای مهندس در برخورد با مسئله اعتیاد که بیجواب مانده بود و در سراسر دنیا به عنوان یک بیماری لاعلاج و پیشرونده و غیر قابل درمان همه آن را میشناختند به این فکر افتاد که روشی را ابداع کند که بتواند هم خود و هم دیگران را در آینده از باتلاقی که در اثر جهالت و نادانی گرفتار شده بودند نجات دهند به همین دلیل دنبال ابداع روشی افتادند که این راه را در پیش رو دیگران هم بگذارند. در سال ۱۳۷۷ آقای مهندس این روش را ابداع کردند و کنگره۶۰ بنیانگذاری شد ما در درمان اعتیاد به دنبال یک چیز هستیم اعتیاد به هر نوع ماده مخدر یا الکل باشد همه به دنبال یک چیز هستند و آن ترمیم -سیستم ایکس است چرا که در اثر استفاده نابجا از مواد و سوءاستفاده از مواد سیستم ایکس انسان از تعادل و کنترل خارج میشود و اختلال عظیمی به وجود میآید.
مخدرهای طبیعی بدن که توسط سیستمهای بدن باید ترمیم شوند و در اثر رسیدن مواد جایگزین از خارج از کار افتادند و نیاز دارند که بازسازی شوند و بازسازی نیز نیاز به زمان دارد. زمان را آقای مهندس برای این برنامه ۱۱ ماه در نظر گرفتند اعتیاد یک شب وارد بدن فرد مصرف کننده نشده که یک شب هم بخواهد درمان شود ۱۱ ماه فرصت لازم است تا رفته رفته در قالب پلههای ۲۱ روز به درمان برسند به همین دلیل اسم این روش را دیاستی یا درمان تدریجی و پله پله گذاشتند در این روش باید حتماً تمام قسمتهای بدن که تخریب شده از جمله سلسله اعصاب، هورمونهای درونریز و برونریز، سیستم ایکس همه باید به درمان برسند اعتیاد تنها جسم را درگیر نمیکند بلکه روان و جهانبینی انسان را هم دچار مشکل میکند، به همین دلیل اول جسم را درمان میکنند بعد روان و جهانبینی؛ در جاهایی که اعتیاد را درمان میکردند درمان که نبوده بلکه به صورت ترک بوده و به ظاهر ترک میکردند ولی یک نقطه کوری وجود داشت که میدیدند مصرف کنندگانی که ترک کردند به اعتیاد برگشتند بههمین دلیل مهندس پیگیر و جویای حال آنها شدند و متوجه شدند که یک گرهای است که حتماً باید باز شود و آن این است که جهانبینی آنها دوباره بیدار شود و دیدشان نسبت به جهان، نسبت به اطرافیانشان، نسبت به مواد، نسبت به مصرف کننده عوض شود به همین جهت اسمش را نقطه کور گذاشته بودند.
نقطه کور درمان که حتماً باید آن هم درمان شود. مثلث درمان از سه ضلع جسم، روان و جهانبینی تشکیل شده است اگر این سه به تعادل نرسند درمان واقعی صورت نمیگیرد؛ در درمان اعتیاد سه گروه هستند که باید رویشان کار شود، یک سری هستند که آقای مهندس اسم آنها را نامزدهای اعتیاد گذاشته است و اینها کسانی هستند که کمکم به حلقه مصرف کنندگان اضافه میشود و دیگر حالت تفریحی ندارد و کسی مخدر را در اصل به عنوان تفریح قبول ندارد ولی آنها توجیهشان این است که ما مصرف تفریحی داریم و باید برای اینها پیشگیری کنیم و نگذاریم زیاد پیشرفت کنند و به نقطهای برسند که از دست ما کاری بر نیاید. یک عده کسانی هستند که خرسندند از مصرفشان یعنی دوست دارند و از مصرف مواد سیر نشدهاند برای آنها باید مهار کنیم که دسترسی به مواد نداشته باشند که به حالت کارتنخوابی و طرد از خانواده نرسند و یک عده خواستار رهایی از اعتیاد هستند که برای اینها باید درمان را در نظر بگیریم. به کنگره مراجعه میکنند و مسئولین که بدون منت خدمت میکنند با آغوش باز این عزیزان را قبول میکنند و به درمان میرسند از جمله مسائلی که ما در کنگره یاد گرفتیم علاوه بر درمان اعتیاد، رفتارهایمان را اصلاح کردیم
من در مورد خودم میگویم سعی کردم با دیگران برخوردم را بهتر کنم معذرت خواهی را یاد گرفتم، یاد گرفتم از چیزی که دارم چه مادی و چه معنوی در حد توانم به دیگران ببخشم؛ بخشیدن برای این است که انسان از آن چیزی که خودش دوست دارد به دیگران ببخشد من اگر پولی دارم از آن پول به دیگران ببخشم اگر محبت و سخاوتی در وجود من است ببخشم از شیره جان ببخشم شیره جان همان محبت است ولی در کنگره علاوه بر این که ما به یکدیگر محبت میکنیم و آموختیم که چگونه به یکدیگر محبت کنیم آموختیم که به کنگره کمک کنیم چون کنگره جایی است که به دست عوامل خود کنگره میچرخد و جاهایی بوده چه از خارج، چه از داخل کشور و سازمانهای دولتی ایرانی پیشنهاد کمک کردند ولی آقای مهندس قبول نکردند و گفتند: اینجا یک موسسه مردم نهاد است خود اعضا تقبل میکنند و کمک دیگران را قبول نکردند چون گفتند: توقعات بالا میرود ما در حدی که خودمان توان داریم کمک میکنیم. وظیفه تکتک ما است من اول خودم را میگویم در حدی که در توانم است و بتوانم دست کنگره را بگیرم و دست خدا روی زمین باشم و مبلغ ناچیزی که در قالب سرداری به کنگره کمک میکنم.
شاید سه عدد لامپ باشد و چراغ کنگره روشن باشد و کسی در تاریکی عبور میکند و ببیند لامپ کنگره روشن است و مراجعه کرده بیاید ماندگار شود و به درمان برسد. بخشش یکی از نعمتهایی است که ما در کنگره نحوهاش را یاد گرفتیم قبلاً بلد بودیم ولی نحوهاش را بلد نبودیم فکر میکردیم آن چیزی که اضافه دارم را بدهم شاید دلم نمیآمد پول بدهم از آن لباسهایی که قبلاً استفاده کرده بودم به دیگران میدادم ولی الآن یاد گرفتم از آن چیزی که خودم دوست دارم بدهم من محبت کردن را دوست دارم و به دیگران هم محبت میبخشم پول و مال را دوست دارم لذا به دیگران از همان ببخشم. انشاءالله با شرکت در لژیون سردار با کمکهایی که میکنیم هر کس در حد توان خودش دنور، سردار یا ماه رمضان برای افطاری از چیزی که از دستمان بر میآید کوتاهی نکنیم. امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را ادا کرده باشم.
.jpg)

تایپیست: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم) دبیر سایت همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
111