English Version
This Site Is Available In English

صورت مسئله اعتیاد؛ از کشف درمان تا گسترش ریشه‌های کنگره ۶۰

صورت مسئله اعتیاد؛ از کشف درمان تا گسترش ریشه‌های کنگره ۶۰

یازدهمین جلسه از دور ششم جلسات لژیون سردار ویژه مسافران آقا کنگره ۶۰ به نمایندگی لویی پاستور با استادی مسافر هادی و  نگهبانی پهلوان مسافر محمد رضا و دبیری مسافر رضا و خزانه داری مسافر محمود  با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در روز دوشنبه مورخ  06 مهر 1405 راس ساعت 19:15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان، هادی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین استادان ایشان، به‌خصوص استاد سردار، تشکر می‌کنم. شکل‌گیری این لژیون سردار، با آموزش‌ها و آگاهی‌هایی  می باشد که استادان آقای مهندس به ایشان منتقل کردند و امروز این امکان فراهم شده است تا در کنار یکدیگر جمع شویم.
پیش از هر چیز، به عزیزانی که توانستند تعهدهای پهلوانی خود را انجام دهند، تبریک می‌گویم؛ اگر اشتباه نکنم، آقا حسن، آقا میلاد، آقا روح‌الله و همچنین آقا جمشید، «نشانی در بی‌نشانی» را دریافت کردند. به همه این عزیزان تبریک می‌گویم.
امروز انتخابات نگهبانی، دبیری و خزانه‌داری لژیون سردار را داریم. ان‌شاءالله انتخابات پرباری باشد و بر مبنای عمل سالم انجام شود.

دستور جلسه امروز، «صورت مسئله اعتیاد» و ارتباط آن با لژیون سردار است.
آن‌طور که در صحبت‌های آقای مهندس دیده‌ام، در سال ۱۳۷۷ بود که صورت مسئله اعتیاد در سیستان و بلوچستان مطرح و کشف شد و از آن زمان تاکنون نیز تغییری در آن ایجاد نشده است. اما به‌تدریج اتفاق‌های بسیار شگفت‌انگیزی رخ داد؛ از جمله کشف روش DST و درمان‌های مختلف، حتی در زمینه‌هایی مانند سرطان و درمان سیگار. همه این موارد، در ابتدا یک صورت مسئله داشتند و زمانی که صورت مسئله آن‌ها کشف شد، مسیر درمان و حل مسئله نیز آغاز شد.
پس از کشف صورت مسئله اعتیاد، به‌تدریج اتفاقات دیگری شکل گرفت. در ابتدا هدف این بود که فقط اعتیاد درمان شود. سپس مشخص شد همان ماده‌ای که آقای مهندس از آن به‌عنوان «گیاه جادویی» یاد می‌کنند، می‌تواند در مسیر درمان نقش داشته باشد و در ادامه، روش DST شکل گرفت.
بعد از آن، موضوع سیگار مطرح شد؛ اینکه سیگار چگونه به انسان آسیب می‌زند و چگونه می‌توان آن را کنار گذاشت. مدتی بعد، مسئله اضافه‌وزن نیز مطرح شد و مشخص شد چاقی می‌تواند به انسان آسیب برساند و به همین دلیل لژیون جونز شکل گرفت.
اما نکته مهم این است که جلسات لژیون سردار و مسئله منابع مالی، در به ثمر رسیدن بسیاری از این اتفاقات نقش داشته است.
در صحبت‌های آقای مهندس شنیده‌ام که دستگاهی باید از خارج از کشور وارد کنگره شود؛ دستگاهی که بتواند برای شناخت برخی سلول‌ها یا مسائل در سطح میکروبی و سلولی مورد استفاده قرار گیرد. حتی همین حالا نیز آزمایش‌هایی انجام می‌شود که نمونه‌های آن از اینجا برای دانشگاه‌هایی مانند کمبریج و دیگر دانشگاه‌های خارج از کشور ارسال می‌شود تا نتایج آن‌ها مشخص شود.

همه این اقدامات هزینه دارد و بخش مهمی از این هزینه‌ها از همین لژیون سردار و از همین جمع‌هایی که ما در آن حضور داریم، تأمین می‌شود.
اما پایه‌گذاری و گسترش این لژیون‌ها، نیازمند آن است که هر شعبه ابتدا ریشه خودش را محکم و استوار کند تا بتواند قدم‌های بعدی را بردارد و حرکت خود را به سمت جلو ادامه دهد.
چند وقت پیش برای سرکشی به لژیون مرزبانی شعبه ابن‌سینا رفته بودم. تمام بخش‌های شعبه را بررسی کردم و دیدم که در تمام قسمت‌ها، از گچ و رنگ گرفته تا سیم‌کشی، سیستم صوتی و دیگر موارد، تقریباً هیچ ایرادی وجود ندارد.
بعد ریشه آن را نگاه کردم و دیدم که شعبه برای خودشان است و خریداری شده است. در کنار آن شعبه، شعبه حافظ شکل گرفته و در شهریار نیز شعبه پرند ایجاد شده است. این‌ها همان ریشه‌هایی هستند که باعث می‌شوند یک مجموعه بتواند رشد کند.

وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تعهدی باقی نمانده و حساب‌های عقب‌افتاده‌ای وجود ندارد. در کنار آن، کمک‌های قابل توجهی نیز به کنگره شده است.
چرا؟
چون وقتی من وارد کنگره می‌شوم، باید وظیفه خودم بدانم که این درمان هزینه دارد. باید این مسئله را درک کنم که بعد از درمان، حداقل کاری که می‌توانم انجام دهم این است که به اندازه هزینه‌ای که برای درمان من شده، در حد توان خودم برای کنگره هزینه کنم.
البته مسئله فقط پول نیست. ممکن است کسی توان مالی زیادی نداشته باشد. در این صورت، حداقل همان مقداری که پیش از ورود به کنگره برای مواد مصرفی خود هزینه می‌کرد، می‌تواند در حد توانش به کنگره کمک کند؛ چه به‌عنوان دنور و چه در هر اندازه‌ای که برایش مقدور باشد.
اما زمانی هم هست که انسان در مسیر کنگره به نقطه‌ای می‌رسد که می‌تواند هر سال پهلوان شود و هر سال «نشانی در بی‌نشانی» دریافت کند.
چون کنگره همه این‌ها را به من می‌دهد.
بیرون از اینجا، کسی چنین فرصتی را در اختیار من قرار نمی‌دهد؛ اما کنگره حتی این میکروفون را در اختیار من گذاشته است. اعضا اینجا نشسته‌اند و من در حال صحبت کردن هستم. بیرون از اینجا شاید حتی یک نفر هم پای صحبت من نمی‌نشست.
کشف صورت مسئله اعتیاد، آغاز این مسیر بود و ادامه آن، به مسائل مختلفی از جمله مسائل مالی رسید و در نتیجه، امروز ما شاهد شکل‌گیری این شعب و این مجموعه گسترده هستیم. تا جایی که بسیاری از شعب کنگره خریداری شده‌اند.

آقای مهندس در سی‌دی «توازن» نیز اشاره کرده‌اند که بسیاری از NGOها و سازمان‌ها، با وجود داشتن نیروهای بسیار، حتی نتوانسته‌اند حقوق کارکنان خود را پرداخت کنند؛ اما در کنگره ۶۰، همه به‌صورت رایگان خدمت می‌کنند.
برای مثال، صبح با دیده‌بان، آقای سلامی، صحبت می‌کنیم و ایشان می‌گویند شیراز هستند. بعدازظهر تماس می‌گیریم و می‌گویند مشهد هستند. هزینه این رفت‌وآمدها را کنگره پرداخت نمی‌کند. اگر هزینه بلیت رفت‌وبرگشت هواپیما به مشهد را در نظر بگیریم که امروز حدود بیست میلیون تومان شده است، این هزینه را خودشان پرداخت می‌کنند.
برای چه؟
برای اینکه آن شعبه نیز بتواند چراغ خود را روشن نگه دارد و شرایطی فراهم شود که لژیون سردار و درمان در آنجا نیز ادامه پیدا کند و فردی که وارد کنگره می‌شود، بتواند به درمان برسد.
این چیزی است که می‌توانم با چشم خودم ببینم. برای دیدن آن نیز کافی است کمی نگاهم را وسیع‌تر کنم و فقط کنگره را در محدوده این شعبه و این قسمت نبینم.
ممکن است بگویم من آمدم، درمانم را انجام دادم، اعلام سفر کردم، رهایی‌ام را گرفتم و هزینه‌ای هم نداشتم؛ چند برگه و مدارک گرفتم و در نهایت یک گل رهایی هم گرفتم و کار تمام شد.
اما مسئله این‌گونه نیست.
امروز فکر می‌کنم برای رهایی هر نفر، چیزی حدود هفتاد، هشتاد یا شاید صد میلیون تومان و حتی بیشتر در کنگره هزینه شده باشد. همین شعبه خودمان نیز، اگر اشتباه نکنم، حدود هشتاد تا صد میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کند.
این هزینه‌ها از کجا تأمین می‌شود؟
بخشی از آن با خدمت اعضا تأمین می‌شود، اما بخش مهمی از آن از منابع مالی می‌آید؛ از همان منبعی که حرکت آن با حضور من و امثال من در لژیون سردار ادامه پیدا می‌کند.
تا زمانی که این مسئله را درک نکنم، ممکن است یک سی‌دی را فقط از روی اجبار بنویسم. اما زمانی می‌رسد که از روی علاقه و خواست خودم سی‌دی می‌نویسم.
یک زمان رهجو با اجبار راهنمایش در اینجا می‌نشیند، اما زمانی هم می‌رسد که خودش علاقه دارد در اینجا حضور داشته باشد. تفاوت میان این دو بسیار زیاد است.
یک زمان ممکن است فقط بخواهم یک جایگاه خدمتی را انجام دهم؛ اما زمانی می‌رسد که در ذهن خودم بگویم می‌خواهم در این جایگاه کاری انجام دهم، تغییری ایجاد کنم، تأثیری بگذارم و اتفاقی رقم بخورد.
امروز ممکن است بیایم و نگهبان، خزانه‌دار یا دبیر لژیون سردار شوم، فقط به این دلیل که یک خدمت را به سرانجام برسانم یا دوره‌ای را بگذرانم.
اما نگاه دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه این جایگاه را بگیرم، چهارده ماه در آن حضور داشته باشم و از فرصت‌هایی که در اختیارم قرار می‌گیرد استفاده کنم.
جلسات ساختمان پیانو، نزد آقای زرکش، یک بلیت است؛ بلیتی که شما می‌توانید روزهای سه‌شنبه از آن استفاده کنید و از یک منبع آموزشی بهره ببرید.
در جایگاه پهلوانی نیز می‌توانید از یک منبع آموزشی استفاده کنید.

ساختمان سیمرغ نیز همیشه درِ آن باز است. امروز این امکان برای تمام رهجوها و سفر دومی‌ها وجود دارد که وارد این ساختمان شوند و از آن استفاده کنند.
شاید روزی برسد که بگویند فقط راهنمایان می‌توانند وارد ساختمان سیمرغ شوند. این اتفاق قطعاً ممکن است رخ دهد؛ اما امروز که منِ سفر دوم می‌توانم وارد ساختمان سیمرغ شوم، خودش یک محبت و فرصت بزرگ است. ان‌شاءالله روزی برسد که این جایگاه و این فرصت‌ها به درجات بالاتری برسد و اتفاق‌های بیشتری در کنگره رقم بخورد.
من شعبه‌های زیادی را در کنگره دیده‌ام و به واسطه خدمتی که انجام می‌دهم، با شعب مختلف آشنا شده‌ام. اما دقت کرده‌ام شعبه‌هایی که فقط استیجاری نیستند و مالکیت دارند، حال و هوای متفاوتی دارند.
البته منظورم این نیست که شعبه ما حال و هوای خوبی ندارد؛ اما زمانی که مالکیت یک شعبه شکل می‌گیرد، واقعاً حس و حال آن شعبه تغییر می‌کند.
پول، در واقع معادله انرژی است. انرژی‌ای که در آن کار، در آن شعبه و در آن سیستم جریان پیدا می‌کند، بسیار بیشتر می‌شود و از کنار آن می‌تواند شعبه‌های دیگری شکل بگیرد.
شعبه امیرکبیر که امروز شکل گرفته، از کنار شعبه‌ای راه افتاد که خودشان مالک آن بودند. شعبه‌های دیگری نیز به همین شکل شکل گرفته‌اند.
امیدوارم این انتخابات بر مبنای عمل سالم انجام شود.
در پایان، به لژیون سردار خدا قوت می‌گویم و از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

در ادامه انتخابات دور هفتم لژیون سردار جهت خدمت در جایگاه نگهبان، دبیر و خزانه دار با مشارکت اعضای لژیون و در حضور ایجنت محترم و مرزبانان نمایندگی  انجام شد.

کاندیدهای جایگاه نگهبان
راهنمای محترم جونز مسافر سامان، مسافر میلاد، راهنمای محترم DSD مسافر مهدی، مسافر روح الله

کاندیدهای جایگاه دبیر
مسافر مهدی، مسافر وحید، مسافر جواد ، مسافر عباس

کاندیدهای جایگاه خزانه دار
مسافر مهدی، مسافر امیر، مسافر نوید

درنهایت
راهنمای محترم آقا مهدی در جایگاه نگهبان، مسافر وحید در جایگاه دبیر، مسافر نوید در جایگاه خزانه دار
با رای اعضا انتخاب گردیدند

ضمن تشکر و قدردانی از زحمات خدمتگزاران دوره ششم لژیون سردار پهلوان محمد رضا(نگهبان) ، مسافر رضا (دبیر) ، مسافر محمود (خزانه دار) برای دوستانی که در دور جدید انتخاب شدند آرزوی موفقیت داریم.

ضبط و تایپ: مسافر یاسر (لژیون 2)
عکس: مسافر یاسر (لژیون 2)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...