English Version
This Site Is Available In English

در کنگره یاد گرفتم که اعتیاد خودش یک علم است

در کنگره یاد گرفتم که اعتیاد خودش یک علم است

جلسه یازدهم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز با استادی راهنما‌ همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در روز دوشنبه ۶ مهرماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:
تشکر می‌کنم از گروه مرزبانی و نگهبان محترم که امروز این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. در طی این سال‌ها، هر بار که دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» می‌شد و من استاد جلسه بودم، احساس می‌کردم این موضوع برای من یک پیام ویژه دارد؛ اینکه امروز دارم درباره چیزی صحبت می‌کنم که اگر صورت مسئله‌اش برای من باز نشده بود، معلوم نبود من، فاطمه امروز کجا بودیم و چه اتفاقی برای زندگی‌مان افتاده بود. خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم که گره اعتیاد به دست آقای مهندس باز شد. اعتیاد سؤال بزرگی بود که سالیان زیادی کسی پاسخ روشنی برای آن پیدا نکرده بود. عده‌ای می‌گفتند اعتیاد درمان ندارد و عده‌ای دیگر خودشان را صاحب‌نظر می‌دانستند. عطاری‌ها می‌گفتند ما درمان می‌کنیم، کمپ‌ها روش‌های مختلفی داشتند و روان‌پزشکان نیز هرکدام راهی را برای مقابله با اعتیاد پیشنهاد می‌کردند.

مسافر من هم قبل از ورود به کنگره، راه‌های زیادی را امتحان کرده بود که هیچ‌کدام نتیجه‌ای نداشت. هر بار که برگشت می‌خورد، من به او می‌گفتم: «تو خودخواهی، تو ما را دوست نداری.» اما امروز می‌فهمم که مسئله چیز دیگری بود؛ صورت مسئله‌ای وجود داشت که هنوز برای ما باز نشده بود و گره‌ای بود که هنوز آن را نمی‌شناختیم. در کنگره یاد گرفتم که اعتیاد خودش یک علم است و برای شناخت آن باید دانش داشته باشیم. وقتی وارد کنگره شدم، متوجه شدم که اتفاقاً ممکن است هر انسانی، حتی کسی که اراده زیادی دارد، مهربان است و دل پاکی دارد، گرفتار اعتیاد شود.

در کنگره آموختیم که برای شناخت اعتیاد باید سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی را در نظر بگیریم. مصرف مواد مخدر بیرونی، سیستم‌های طبیعی بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود تعادل درونی انسان به هم بخورد. سیستم بیوشیمی بدن باید به تعادل برسد تا انسان بتواند آرامش و حال خوب را در وجود خودش تجربه کند؛ همچنین با مفهوم «آنتی‌ایکس» آشنا شدیم؛ یعنی مواد و ترکیباتی که وارد بدن می‌شوند و می‌توانند سیستم‌های طبیعی بدن را از حالت تعادل خارج کنند.

اگر دندان‌درد داشته باشیم و به ما بگویند در یک هتل پنج‌ستاره همه امکانات برای شما فراهم است، اما هم‌زمان یک قرص هم به ما بدهند که درد دندانمان را آرام کند، طبیعی است که در آن لحظه قرص را ترجیح بدهیم؛ چون درد داریم و اولویت ما در آن لحظه، رهایی از درد است. این مثال برای من بسیار قابل تأمل است؛ چون گاهی ما از بیرون فقط رفتار یک فرد را می‌بینیم و فکر می‌کنیم اگر بخواهد، می‌تواند مواد را کنار بگذارد؛ اما از درون، اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است که شاید خود فرد هم از آن‌ها آگاهی نداشته باشد.

آقای مهندس درباره عکس‌العمل‌های آشکار و پنهان صحبت کردند و فرمودند که پنج درصد از عکس‌العمل‌ها آشکار و نود و پنج درصد آن‌ها پنهان هستند. همچنین آقای مهندس درباره تجربه ترک‌های خودشان مثالی زدند و فرمودند: «مثل فرشی بودم که آن را بافته بودم و فقط قسمت آخرش مانده بود؛ باید قیچی را می‌گرفتم و آن را می‌بریدم، اما جرئت نداشتم آن قیچی را بزنم. بنابراین باز مجبور می‌شدم مواد مصرف کنم.» این مثال برای من بسیار قابل تأمل است؛ چون امروز می‌فهمم چیزی که من از بیرون به‌عنوان «اراده نداشتن» یا «دوست نداشتن خانواده» می‌دیدم، در واقع ریشه و صورت مسئله‌ای داشت که ما هنوز آن را نمی‌شناختیم. وقتی صورت مسئله شناخته شد، راه درمان هم معنا پیدا کرد.

در کنگره یاد گرفتیم که سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی در ارتباط با یکدیگر هستند و زمانی می‌توان از درمان صحبت کرد که هر سه ضلع این مثلث به تعادل برسند. به همین دلیل، درمان اعتیاد فقط به قطع مصرف مواد محدود نمی‌شود، بلکه باید جسم و روان ترمیم شوند و جهان‌بینی نیز تغییر کند. برای من بسیار ارزشمند است که بدانم این مسئله که سال‌ها برای انسان‌ها ناشناخته بود، در کنگره ۶۰ مورد بررسی قرار گرفت و مسیر تازه‌ای برای درمان اعتیاد ایجاد شد.

آقای مهندس دژاکام با توجه به دانش و تجربه‌ای که داشتند و با بررسی سیستم‌های بدن و تجربه شخصی خودشان، در سال ۱۳۷۵ روش DST را مطرح کردند و این روش از دل ماه مبارک رمضان شکل گرفت. به این ترتیب، صورت مسئله اعتیاد به شکل تازه‌ای مطرح شد و مسیر درمان برای هزاران نفر فراهم گردید. در پایان، از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر می‌کنم که با تلاش و دانش خودشان باعث شدند برای این سؤال بزرگ، پاسخ و راهی برای درمان پیدا شود؛ راهی که امروز افراد زیادی توانسته‌اند با استفاده از آن به تعادل و درمان برسند. خداوند را شاکرم که من و خانواده‌ام در مسیری قرار گرفتیم که به‌جای قضاوت کردن، توانستیم مسئله را بشناسیم و به جای جنگیدن با معلول، به دنبال شناخت علت باشیم.

مرزبان کشیک: همسفر سارا
تایپیست: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...