جلسه اول از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشان به استادی پهلوان همسفر اعظم، نگهبان همسفر فهیمه و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه 6 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت 16:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اعظم هستم همسفر، باز هم خدا را شکر میکنم و خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان، در نمایندگی تازهتأسیس کاشان هستم. تأسیس این نمایندگی را خیلی تبریک میگویم؛ انشاءالله رهجوهای خیلی زیادی در این نمایندگی به درمان و رهایی برسند و شاهد حال خوب تکتک عزیزان باشیم. سپاسگزارم از خدای خودم که لایق دانست امروز در این جایگاه باشم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
ممنونم از نگهبان جلسه، دبیر جلسه، ایجنت و مرزبانی که اجازه دادند و این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم. سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که چنین بستری را برای ما همسفران برقرار کردند تا در کنار همدیگر آموزش بگیریم، خدمت کنیم و بهترین حال را در کنار هم داشته باشیم.
در مسیری که میآمدم، مروری به گذشتهام کردم. یاد عکسی افتادم که روی یخچال ما آویزون است؛ عکسی که شاید برای پانزده یا هفده سال پیش باشد. همیشه وقتی این عکس را میبینم، واقعاً برای خودم تعجببرانگیز است که ببینم کنگره با «من اعظم» چه کرده است! چه حال خوب و خوشی و چه چهرهای نسبت به پانزده سال پیش برایم رقم زده است. آن روزها افسرده و پژمرده بودم و چهرهای بههمریخته داشتم، ولی امروز میبینم چقدر سرحال، قبراق و واقعاً شفافتر شدهام؛ چهرهام زیباتر شده است (البته اگر خیلی از خودم تعریف نکنم!)؛ یعنی نسبت به آن موقع مقایسه میکنم و واقعاً خدا را شکر میکنم که این مسیر برایمان باز شد و لایق دانست ما هم در این مسیر قرار بگیریم تا از آموزشهای کنگره بهرهمند شویم و آرامش بیشتری را در زندگیمان تجربه کنیم.
خیلی از شما عزیزان جلوی در آمدید و جملاتی گفتید؛ خیلی ممنونم که قبول زحمت کردید و تشریف آوردید. اولاً ممنون از شما که این اجازه را به من دادید و دوماً، این حال خوب واقعاً بیشتر به خودم برمیگردد. روزی که خانم فخری ایجنت نمایندگی شدند، داشتم غبطه میخوردم و میگفتم چطور میخواهد این مسیر را هفتهای حداقل یک روز بیاید و برود؛ ولی امروز که آمدم، میبینم واقعاً غبطه میخورم به حالش؛ به اینکه خوشبهسعادتش که چنین لیاقتی پیدا کرده که شریک حال خوب اعضای نمایندگی کاشان باشد. انشاءالله از خدا میخواهم خیر و برکت خدمت در زندگی خانم فخری و همه عزیزانی که تلاش میکنند این بستر برای همسفران فراهم شود، جاری و ساری باشد.
خب، میرویم سراغ دستور جلسه. هر چیزی که میگوییم، تجربیاتی است که طی این چند سال از آموزشهای کنگره، صحبتهای آقای مهندس و صحبتهای دکتر امین عزیز برداشت کردهایم. امروز باز دوباره چیزی را میگویم که در لژیون سردار هم گفته بودم؛ داشتم کتاب «چهارده مقاله» را مرور میکردم و هر چه میگویم، گفتههای همین چهارده مقاله است که برای یادآوری دوباره تکرار میشود.
دستور جلسه: «صورت مسئله اعتیاد». شاید ما قبل از کنگره، چیز زیادی درباره صورت مسئله اعتیاد نمیدانستیم؛ اما الان به گفته آقای مهندس میبینیم عزیزانی که در کنگره آموزش میگیرند، (در این زمینه) کمتر از پزشکان بیرون از کنگره نیستند. چرا؟ چون میبینیم خیلی از پزشکان حتی در بهترین و بزرگترین کشورهای اروپایی که این همه ادعا دارند، هنوز راه درمان اعتیاد را پیدا نکردهاند و نمیدانند صورت مسئله اعتیاد چیست. اما خدا را شکر که صورت مسئله اعتیاد توسط آقای مهندس عزیز، با تلاشهای زیاد، کاوشهای خستگیناپذیر و تحقیقاتشان به نتیجه مطلوب رسید و توانست راه درمان نه تنها اعتیاد، بلکه خیلی از بیماریهای صعبالعلاج و لاعلاج را پیدا کند؛ بیماریهایی مثل چاقی، سیگار، اماس و...
شاید خود آقای مهندس هم روزی که برای اولین بار قدم در مسیر درمان گذاشتند، فکر نمیکردند که مسیری فراتر از تصورشان را طی کنند. اما خدا را شکر که امروز شاهد چنین پیشرفتی هستیم. آقای مهندس شاید روز اول که برای درمان خودش آمدند، به دنبال چالهای بودند که درخت خودشان را بکارند، اما در ادامه شاهد بودیم که به گنجی دست یافتند که منشأ و سرآغاز مسائل زیادی شد؛ مثل همین درمان تمام بیماریها و باز شدن صورت مسئله اعتیاد.
چیزی که این موضوع به من یاد داد این است که وقتی یک مصرفکننده مواد مصرف میکند، چه اتفاقاتی برایش افتاده است. شاید قبل از کنگره، نگاه «من اعظم» این بود که مصرفکننده بیاراده است، به فکر خانوادهاش نیست و فقط به دنبال خوشیها و خوشگذرانیهای خودش است؛ و دائماً این نگاه باعث میشد تنشها و تخریبهای زیادی در زندگی من ایجاد شود. اما در کنگره، با باز شدن صورت مسئله اعتیاد که آقای مهندس برای ما باز کرد، یاد گرفتیم که نه، یک سری اتفاقات در «سیستم ایکس» آن مصرفکننده افتاده است. سیستم ایکس ما برای اینکه به تعادل برسد، به خواب، استراحت، حال خوب و آرامش نیاز دارد؛ اما مصرفکننده، تمام اینها را به خاطر مصرف مواد مخدر از دست داده و بر اثر آن، سیستم ایکس از تعادل طبیعیاش خارج شده است.
حالا در کنگره، مسیری برایش باز شده است. این سؤال برایم پیش میآمد که چرا یک مصرفکننده به محض قطع مواد، سیستمش بازسازی نمیشود؟ اما با آموزشها یاد گرفتیم که حداقل زمان برای پروسه درمان، ۱۰ ماه است. همانطور که مصرفکننده یکشبه یا یکماهه به این حال نرسیده، بازگشتش هم زمان میبرد؛ حداقل ۱۰ ماه زمان لازم است تا سیستم ایکس دوباره خودش را بازسازی کند و به حالت اولیه برگردد.
متأسفانه پزشکان ما فکر میکنند با یک سمزدایی یا آزمایشهای صوری و قراردادی، خیلی راحت میتوان اعتیاد را درمان کرد. حتی در کانالهای تلویزیونی میبینیم که ادعا میکنند با یک قرص یا در یک روز، مواد درمان میشود؛ اما من با آموزشهای کنگره فهمیدم که اینطور نیست. مصرفکننده باید مراحلی را طی کند. آیا این مراحل فقط این است که در کنگره قرار بگیرد و شربت «اوتی» مصرف کند؟ خیر، شربت به تنهایی کافی نیست. در کنار آن، روان و جهانبینی فرد هم باید اصلاح شود؛ و این روان، بر اثر همان آموزشهای جهانبینی است که اصلاح میشود تا فرد خلقوخوی خود را بهتر کرده و به درمان برسد.
آموزشهای کنگره به من یاد داد که بدن انسان میتواند خودش را بازسازی کند. برای اینکه مواد شبهافیونی جایگزین مواد مخدری شوند که فرد از آنها استفاده میکند، باید زمان لازم طی شود و پروسه خودش را بگذراند تا مصرفکننده به درمان برسد. آقای مهندس برای فهم موضوع «صورت مسئله اعتیاد»، فقط از زاویه مواد مصرفی نگاه نکردند؛ بلکه با تحقیقات و تجربیاتشان، سیستم درونی بدن را در نظر گرفتند و فهمیدند که برای رسیدن به تعادل و آرامش، در اصل باید «سیستم ایکس» را به تعادل نسبی رساند.
تجربه من به عنوان یک مسافر این است که قبل از کنگره، فردی را به مرکز بهزیستی فرستادم تا از طریق «متادوندرمانی» درمان شود. از بس روی او فشار آورده بودم، گفتم باید بروی درمان شوی و خودم هم در اینترنت جستوجو کردم و دیدم متادوندرمانی پیشنهاد شده است (البته خواسته خودش هم بود). اما بعداً در اینترنت دیدم که خود متادون یکی از داروهایی است که میتواند تخریبهای زیادی را در کنار مصرف مواد ایجاد کند. خدا را شکر میکنم روزی که او برای گرفتن متادون رفت، آن مرکز بسته بود و به او گفتند شنبه برگردد.
میبینیم خیلی از عزیزان به جای اینکه در مسیر درست درمان قرار بگیرند، متادوندرمانی، ابوالفضلدرمانی یا سمزداییهای مختلف را طی کردند و آسیبهایشان بیشتر و بیشتر شد. در بحث «صورت مسئله اعتیاد» یاد گرفتیم که سمزدایی برای کسی که مواد مصرف میکند (به معنای پزشکی) نیست؛ سمزدایی برای مارگزیده یا عقربگزیدگان است. در اینجا، مواد شبهافیونی جایگزین شدهاند و باید طی آن پروسه ۱۰ ماهه، شربت اوتی سیستم را به جای خودش برگرداند تا فرد به درمان برسد.
امیدوارم با آموزشی که از «صورت مسئله اعتیاد» میگیریم، این دیدگاه را در تمام مراحل زندگیمان به کار ببریم. در هر اتفاقی که برایمان پیش میآید، فکر نکنیم کوتاهترین راه، بهترین راه است. بلکه با آموزشهایی که میگیریم، بهترین مسیر را انتخاب کنیم، پروسه زمانبر (مثل همان ۱۰ ماه) را در نظر بگیریم و به بهترین نتیجه مطلوب برسیم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم. ممنونم

تقدیر از نگهبان دوره قبل و شروع خدمت نگهبان دوره جدید

تقدیر از دبیر دوره قبل و شروع خدمت دبیر دوره جدید

مرزبانان کشیک: همسفر زهره و مسافر احمد
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فریبا (دبیر دوم سایت)
عکاس: همسفر ناهیده رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زهره
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
161