English Version
This Site Is Available In English

صورت‌مسئله اعتیاد که شناخته شد، مسیر درمان، آموزش، تغییر جهان‌بینی و رسیدن به تعادل برای من آشکار شد

صورت‌مسئله اعتیاد که شناخته شد، مسیر درمان، آموزش، تغییر جهان‌بینی و رسیدن به تعادل برای من آشکار شد

سیزدهمین جلسه از دوره چهل‌ ونهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی حر، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر اسماعیل ، با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد »، روز دوشنبه ششم مهر ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، علی هستم، مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت را پیدا کردم تا در این جایگاه بنشینم و از شما آموزش بگیرم. در ابتدا لازم می‌دانم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر کنم و تشکر ویژه‌ای داشته باشم از راهنمای عزیزم، آقا هاشم؛ چراکه اگر تلاش و زحمات ایشان نبود، بدون شک امروز در این جایگاه قرار نداشتم.


امروز ذهنم بسیار درگیر یک خاطره تلخ از گذشته بود و با خودم فکر می‌کردم اگر صورت‌مسئله اعتیاد در کنگره ۶۰ کشف و آشکار نمی‌شد، امروز من کجا بودم و چه سرنوشتی داشتم؟ حتی گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر جناب مهندس پس از رسیدن به درمان، مسیر را ادامه نمی‌دادند و مانند بسیاری از افراد، راه خودشان را می‌رفتند، امروز برای ما چه اتفاقی می‌افتاد؟
چند سال پیش، در اثر مصرف یک ماده، اتفاق بسیار بدی برای من افتاد. بعدها در کنگره متوجه شدم که مصرف مواد چه تغییراتی در سیستم‌های درونی و مغز من ایجاد کرده بود. در آن زمان هر چیزی که تصور می‌کردم مصرف کردم، اما نه‌تنها نشئه نشدم، بلکه فقط احساس خماری داشتم. آن اتفاق برای من یک هشدار بسیار جدی بود.
روز بعد تصمیم گرفتم هر اتفاقی که افتاده، باید مسیر زندگی‌ام را تغییر دهم. مدتی بعد با یک کمپ آشنا شدم، اما تنها حدود بیست دقیقه پس از ورود، از من خواستند آنجا را ترک کنم و گفتند شرایط من به‌گونه‌ای است که نمی‌توانند مرا نگه دارند. آنجا بود که فهمیدم مسئله من بسیار عمیق‌تر از چیزی است که تصور می‌کردم.
خدا را شکر که بعد از آن، به‌تدریج با کنگره ۶۰ آشنا شدم. زمانی که وارد درمان با روش DST و داروی OT شدم، چیزی که برای من بسیار عجیب بود این بود که تنها سه روز سختی و عذاب کشیدم و بعد، درمان به شکل واقعی برایم آغاز شد. آن زمان برای درمان من هزینه بسیار زیادی درخواست می‌کردند و من فقط آرزو داشتم دوباره به همان علی گذشته برگردم؛ حتی اگر قرار بود مصرف تریاک ادامه داشته باشد. اما کنگره ۶۰ به من نشان داد که مسئله، فقط قطع مصرف مواد نیست؛ مسئله، شناخت صورت‌مسئله اعتیاد و پیدا کردن راه صحیح درمان است.
به اعتقاد من، کنگره ۶۰ زمانی که یک سفر اولی وارد این مسیر می‌شود، یک پکیج کامل را در اختیار او قرار می‌دهد. از گوش دادن و نوشتن سی‌دی‌ها گرفته تا مصرف منظم OT، حضور به‌موقع، خواب و بیداری منظم، ورزش، آموزش، سفر سیگار و در ادامه، اصلاح بسیاری از رفتارها و نگرش‌ها.
گاهی می‌شنوم گفته می‌شود «OT داروی شفابخش است»، اما برداشت من این است که خود دارو به‌تنهایی درمان‌کننده نیست؛ چیزی که درمان را ممکن می‌کند، روش DST و مجموعه‌ای است که در کنار دارو قرار گرفته است. سال‌ها تریاک وجود داشت، اما درمانی با این شکل و نتیجه وجود نداشت. زمانی تحول ایجاد شد که روش DST و آموزش صحیح در کنار دارو قرار گرفت.
در کنگره با مثلث جسم، روان و جهان‌بینی روبه‌رو می‌شویم. جسم با دارو، خواب مناسب، تغذیه و ورزش به‌تدریج به تعادل نزدیک می‌شود؛ اما بخش مهم دیگری از مسیر، مربوط به جهان‌بینی و روان انسان است.


من خودم بارها از خودم پرسیده‌ام: اگر سیگار هیچ لذتی نداشت، چرا سال‌ها آن را مصرف می‌کردم؟ اگر مواد مخدر چیزی به من نمی‌داد، چرا به سمت آن می‌رفتم؟ اما در کنگره فهمیدم چیزی که مواد مخدر به من می‌داد، در مقابل آنچه از من می‌گرفت، بسیار ناچیز بود. با آموزش جهان‌بینی، نگاه من به مواد، زندگی و خودم تغییر کرد و همین تغییر نگاه، به‌تدریج روان من را نیز به سمت تعادل برد. یکی از نکات مهمی که در سفر اول برای خودم تجربه کردم این بود که وقتی درمان درست و طبق برنامه انجام می‌شود، دیگر آن خماری و وسوسه‌ای که در گذشته وجود داشت، موضوع اصلی زندگی نیست. چون درمان بر اساس نیاز فرد و با برنامه مشخص انجام می‌شود. از طرف دیگر، وقتی صورت‌مسئله اعتیاد برای من روشن شد، متوجه شدم بسیاری از مشکلات دیگر هم صورت‌مسئله دارند؛ از سیگار گرفته تا دروغ گفتن، قضاوت کردن و بسیاری از رفتارهای نادرست. قبلاً فکر می‌کردم برای کنار گذاشتن دروغ باید کارهای سخت و عجیب انجام دهم، اما در کنگره یاد گرفتم که باید مسئله را بشناسم و با روش درست و به‌تدریج آن را اصلاح کنم. بحث سیستم ایکس و بیان ژن‌ها نیز برای من بسیار جالب بود. وقتی مواد مخدر وارد زندگی انسان می‌شود، تعادل سیستم‌های درونی بدن و بیان ژن‌ها دچار اختلال می‌شود. وقتی این موضوع برای من توضیح داده شد، فهمیدم چرا سال‌ها بدن و روانم از تعادل خارج شده بود و چرا برای بازسازی این سیستم، زمان و آموزش لازم است.
در پایان، چیزی که امروز بیشتر از همیشه به آن باور دارم این است که کسانی که در کنگره به رهایی می‌رسند و در ادامه به جایگاه‌های مختلف خدمت می‌کنند، لزوماً انسان‌هایی متفاوت از دیگران نیستند؛ آن‌ها قوانین و آموزش‌ها را جدی گرفته و در مسیر اجرا کرده‌اند. به نظر من، اگر انسان قوانین را بشناسد، به آن‌ها ایمان داشته باشد و در طول زمان به آن‌ها عمل کند، می‌تواند به جایگاهی که برایش در نظر گرفته شده برسد.
از همه شما ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

 

تصویر ،تایپ و ویرایش : مسافر بهروز

مرزبان کشیک : مسافر بهروز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...