English Version
This Site Is Available In English

از شناخت صورت‌ مسئله تا درمان و تعادل

از شناخت صورت‌ مسئله تا درمان و تعادل

هشتمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزش خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس، به استادی مسافر هادی ، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر مسعود، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»، روز دوشنبه 6 مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هادی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که امروز دوباره این فرصت به من داده شد تا اینجا باشم و از شما آموزش بگیرم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم هم ممنونم که اجازه دادند من در مورد دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» صحبت کنم.
می‌خواهم یک مثال ساده بزنم. فرض کنید یک مسئله ریاضی دارید که نوشته: «عدد زیر را در خودش ضرب کنید و جواب درست را بنویسید.» مثلاً عدد سه. ما که خواندن و نوشتن یاد گرفته‌ایم، می‌دانیم سه ضربدر سه می‌شود نه. این مسئله برای ما ساده است؛ اما در مورد اعتیاد، هیچ‌کس بلد نبود صورت مسئله را بخواند. هیچ‌کس نمی‌دانست اصلاً صورت مسئله اعتیاد چیست؛ از سم‌زدایی و شوک‌درمانی گرفته تا کمپ و روش‌های مختلف، هر جا می‌رفتیم، چون صورت مسئله را نمی‌شناختند، هرکس جواب خودش را می‌داد. یکی می‌گفت حاصل سه می‌شود پنج، دیگری می‌گفت هفت و یکی دیگر می‌گفت دو، هرکس برای خودش جوابی داشت، چون کسی نمی‌دانست اصلاً سؤال چیست.
آقای مهندس دژاکام آمدند و خواندن و نوشتن  و صورت مسئله را به ما یاد دادند و ما امروز در کنگره ۶۰ به ‌راحتی می‌توانیم بفهمیم اعتیاد چیست،  اعتیاد به معنای عادت کردن نیست، اعتیاد این نیست که من هر وقت بخواهم مصرف کنم و هر وقت نخواهم، مصرف نکنم، وقتی من معتاد یا مصرف‌کننده می‌شوم، دلایل دیگری وجود دارد؛ سیستم ایکس از کار افتاده و دچار اختلال شده است و این مسئله به دلیل مصرف مواد مخدر به وجود آمده است.
این صورت مسئله در کنگره ۶۰ بررسی شد و برای همه مشخص شد که داستان چیست. مسئله در همان سال‌های ابتدایی کنگره ۶۰ توسط آقای مهندس دژاکام حل شد و در اختیار ما قرار گرفت. با این حال، هنوز جامعه پزشکی، کمپ‌ها و بسیاری از افراد نمی‌خواهند باور کنند که صورت مسئله همان چیزی است که آقای مهندس دژاکام مطرح و مشخص کرده‌اند. همچنان بر علم و روش‌های گذشته خود پافشاری می‌کنند و در نتیجه، انسان‌هایی را که نیاز به کمک دارند، به نوعی دچار مشکل می‌کنند. امیدوارم روزی بتوانند این صورت مسئله را به ‌درستی درک کنند و از آن استفاده کنند.

می‌خواهم کمی هم درباره جونز و تغذیه سالم صحبت کنم. امروز من در سفر تغذیه سالم هستم. مسئله چاقی و لاغری هم در کنگره ۶۰ برای ما بسیار ساده و روشن شد؛ اینکه غذای خود را سر ساعت بخوریم، تخم‌مرغ مصرف کنیم و به تغذیه خود توجه داشته باشیم. تخم‌مرغ به دلیل داشتن پروتئین اهمیت دارد؛ چون پروتئین در بدن ذخیره نمی‌شود. اگر آن را دریافت نکنیم، بدن دچار مشکل می‌شود و حتی پوست و عظلات صورت و بدن می‌تواند حالت شل و افتاده پیدا کند؛ سالاد و سایر مواد غذایی نیز هرکدام نقش خودشان را دارند و به گوارش و عملکرد صحیح بدن کمک می‌کنند.
آقای مهندس دژاکام درباره این مسائل کتاب نوشته‌اند و مسئله چاقی را برای ما به ‌صورت ساده و کاربردی توضیح داده‌اند. اگر طبق پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های کنگره ۶۰ پیش برویم، در مسئله چاقی هم می‌توانیم به وزن ایده‌آل و استاندارد خود برسیم، بدن انسان خودش می‌تواند ما را به وزن مناسب برساند. این موضوع، مانند صورت مسئله اعتیاد، هنوز از سوی جامعه پزشکی به‌طور کامل پذیرفته نشده است. شاید به هر دلیلی نمی‌خواهند آن را بپذیرند.
من خودم به واسطه شغلم در بیمارستان، شاهد هستم که تعداد زیادی از همکارانم از آمپول‌های لاغری استفاده می‌کنند. این موضوع در بسیاری از مراکز درمانی رایج شده است و حتی پزشکان نیز از آن استفاده می‌کنند و بعضی معتقدند که عوارضی ندارد، در صورتی که همین نخوردن می‌تواند عوارض داشته باشد. ما با خوردن مواد غذایی سالم می‌توانیم جسم خود را بسازیم. وقتی مواد غذایی سالم مصرف می‌کنیم، بدن می‌تواند مواد مورد نیازش، از جمله پروتئین، کربوهیدرات، قند و چربی را دریافت کند و فرآیند بازسازی خودش را انجام دهد. بخشی از این مواد را از طبیعت دریافت می‌کنیم و بخشی نیز در بدن ساخته می‌شود.
به نظر من، بسیاری از روش‌هایی که جامعه پزشکی امروز در دنیا، دنبال می‌کند، بدون شناخت صحیح از صورت مسئله انجام می‌شود که نتیجه خوبی ندارد و مخرب است. تمام انسان‌ها باید باور کنند که صورت مسئله چاقی هم به مانند مواد مخدر و سیگار، حل شده است؛ انسان می‌تواند با تغذیه صحیح وزن کم کند و افرادی که وزن کمی دارند نیز با درست غذا خوردن می‌توانند وزن اضافه کنند و دیگر مجبور نیستند این سختی‌ها را تحمل کنند.
یکی از همکارانم از این آمپول‌ها استفاده می‌کند و به قول آقای مهندس دژاکام ، مثل آمپول فشار می‌ماند و واقعاً هم همین‌طور است، مدتی استفاده می‌کند و بعد از ده یا دوازده روز، دوباره اشتهایش برمی‌گردد و احساس می‌کند باید دوباره از آن استفاده کند. یک روز که آمده بود، می‌گفت: «خیلی راحت شدم و دیگر از دست این غذاها خلاص شدم.» به او گفتم: «داری به خودت آسیب می‌زنی.» او می‌گفت آمپول‌های لاغری عوارض ندارند؛ اما چیزی که من خودم به چشم دیدم، این بود که موهای سرش به‌صورت سکه‌ای شروع به ریزش کرده بود؛ خودش می‌گفت نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاده است، به او توضیح دادم که بدن برای بازسازی به مواد غذایی نیاز دارد. وقتی غذا نمی‌خوری، بدن با چه مواد اولیه‌ای باید خودش را بازسازی کند؟ وقتی مواد غذایی مورد نیاز بدن را دریافت نمی‌کنی، در واقع به بدن خودت آسیب می‌زنی. درست غذا خوردن باعث می‌شود هم انرژی داشته باشی، هم حالت خوب باشد و هم بدن بتواند خودش را بازسازی کند.
سفر تغذیه برای خود من، جدا از کاهش وزن، باعث شد حال بهتری پیدا کنم و بتوانم افسار نفسم را به دست بگیرم و کنترل کنم؛ قبلاً حتی نمی‌توانستم پیاده‌روی کنم، اما امروز به‌ راحتی چهل ‌و پنج دقیقه تا یک ساعت با سرعت بالا راه می‌روم.
یک روز که نگهبان نظم پارک طالقانی بودیم، با یکی از بچه‌های مرزبانی داشتیم از محل پارکینک موتورسیکلت‌ها به سمت آلاچیق لژیون‌مان می‌رفتیم، وقتی به لژیون خودمان رسیدیم، به من گفت: «خدا لعنتت کنه، چقدر تند راه می‌ری!» گفتم: «خب، بگو یواش‌تر راه برم. من عادت کردم تند راه بروم.» اما واقعاً من قبلاً نمی‌توانستم راه بروم، شاید یکی دو دقیقه راه می‌رفتم و بعد باید می‌نشستم؛ چون هم وزنم بالا بود و هم پایم را جراحی کرده بودم. حتی شب‌ها که می‌خوابیدم، همسفرم از اتاق بیرون می‌رفت و در اتاق را می‌بست و به اتاق پسرم می‌رفت. در اتاق او را هم می‌بست. صبح که بیدار می‌شدم، می‌گفت: «خدا لعنتت کنه، تا صبح نگذاشتی بخوابم!» خروپف من نیز در کنگره ۶۰ و با این سفر تغذیه درمان شد.
وقتی به واسطه سفر تغذیه نفسم را کنترل می‌کنم، دیگر هر حرفی را در هر جایی نمی‌زنم، هر پیشنهادی که به من می‌شود، چشم‌ بسته قبول نمی‌کنم، فکر می‌کنم و با نفسم درگیر می‌شوم تا بتوانم تشخیص بدهم چه چیزی درست است و چه کاری باید انجام شود.
خدا را شکر می‌کنم که اینجا هستم. خدا را شکر می‌کنم که به کنگره ۶۰ آمدم و آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را به من یاد دادند تا بتوانم آن را بخوانم و به‌راحتی، مثل آب خوردن، اعتیادم را درمان کنم، اضافه‌وزنم را کنترل کنم، سیگارم را درمان کنم و حال خودم و خانواده‌ام را بهتر کنم.
امیدوارم همه بچه‌ها سفر اولیه خود را به پایان برسانند و همه بتوانند این حال خوب را تجربه کنند.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ و ویرایش: مسافر مهرداد لژیون چهارم
عکس: مسافر مهرداد لژیون چهارم
بارگذاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر موسی
مهر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...