English Version
This Site Is Available In English

صورت مسئله اعتیاد؛ تجربه‌ای از ترک تا درمان

صورت مسئله اعتیاد؛ تجربه‌ای از ترک تا درمان

سلام دوستان علیرضا هستم، یک مسافر

موضوع «صورت مسئله اعتیاد» برای من همیشه یک سؤال بزرگ بود. همیشه با خودم فکر می‌کردم چرا هر بار که مواد را ترک می‌کنم، نمی‌توانم به رهایی برسم؟ چرا با وجود اینکه مدتی مواد مصرف نمی‌کنم، باز هم شرایط جسمی و روحی خوبی ندارم و حتی نمی‌توانم درست کار کنم؟

من یک دوره ترک به صورت سقوط آزاد داشتم و چندین سال هم سمت مواد مخدر نرفتم، اما با این حال شرایط خوبی نداشتم. با کوچک‌ترین مشکلی دوباره به سمت قرص می‌رفتم و این برای خودم سؤال بود که چرا با وجود چند سال مصرف نکردن، هنوز نمی‌توانم در برابر مشکلات زندگی درست عمل کنم.

در اواخر کار، مواد مصرف نمی‌کردم، اما مصرف سیگارم زیاد شده بود و با کوچک‌ترین ناراحتی یا عصبانیت، ضربان قلبم بالا می‌رفت. تا اینکه دوباره به مصرف مواد برگشتم. این بار تخریب جسمی من بسیار بیشتر شده بود و بعد از این لغزش، جسمم به‌شدت احساس طلب مواد مخدر داشت؛ به‌طوری که هرچقدر مصرف می‌کردم، باز هم احساس سیری نمی‌کردم.

با ورود به کنگره ۶۰، برای اولین بار متوجه شدم که اعتیاد فقط مسئله قطع مصرف نیست. من همیشه تصور می‌کردم مشکل اصلی من روانم است و اگر روانم درست شود، جسمم هم درست خواهد شد؛ اما در کنگره آموختم که جسم هم در اثر مصرف مواد دچار تخریب می‌شود و برای رسیدن به رهایی، باید جسم و روان هر دو مورد توجه قرار بگیرند.

خدا را شکر می‌کنم که آقای مهندس دژاکام با کشف متد DST و شناخت سیستم X، نگاه تازه‌ای به مسئله اعتیاد ارائه کردند. اگر جسم انسان را یک شهر وجودی در نظر بگیریم، بر اثر مصرف مواد مخدر این شهر دچار تخریب می‌شود؛ ساختمان‌ها تخریب شده‌اند، سیستم لوله‌کشی و فاضلاب دچار مشکل شده و بخش‌های مختلف شهر دیگر نمی‌توانند وظایف خود را به‌درستی انجام دهند.

در کنار این تخریب‌ها، در نگاه کنگره ۶۰ سیستم تولید مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن نیز دچار اختلال می‌شود. بنابراین برای بازسازی جسم، فقط قطع مصرف کافی نیست و بدن به زمان و روش مناسب برای بازسازی نیاز دارد.

در روش DST، با کاهش تدریجی و پله‌پله داروی OT، به جسم فرصت داده می‌شود تا به مرور خود را بازسازی کند و سیستم‌های آسیب‌دیده دوباره به تعادل نزدیک شوند. این همان چیزی بود که من در ترک‌های قبلی تجربه نکرده بودم.

من در گذشته فقط مصرف را قطع می‌کردم، اما نمی‌دانستم جسمم برای بازسازی به زمان و روش درست نیاز دارد. به همین دلیل امروز تفاوت بین «ترک» و «درمان» را بهتر درک می‌کنم.

در کنگره ۶۰، در کنار درمان جسم، آموزش‌های جهان‌بینی هم وجود دارد و این موضوع به من کمک کرده است که به مسائل روحی و نگرش خودم توجه بیشتری داشته باشم. مثلث درمان در کنگره شامل جسم، روان و جهان‌بینی است و این سه ضلع در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

در مورد سیگار هم تجربه خوبی داشتم. آشنایی با روش DST، دوره تثبیت و استفاده از آدامس نیکوتین، نگاه من را به درمان سیگار تغییر داد. بابت کشف و ارائه این روش از آقای مهندس دژاکام صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم. برای من این تجربه نشان داد که در درمان سیگار هم باید به جسم فرصت داد تا به‌تدریج خودش را با شرایط جدید هماهنگ کند.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، بسیاری از سؤال‌هایی که سال‌ها ذهنم را درگیر کرده بود برایم روشن‌تر شده است. فهمیدم رهایی فقط به معنای مصرف نکردن نیست؛ بلکه باید مسیر درمان را به‌صورت اصولی طی کرد و به جسم، روان و جهان‌بینی توجه داشت.

خدا را شکر می‌کنم که با ورود به کنگره ۶۰، مسیر درمان را پیدا کردم. امروز می‌دانم چرا ترک‌های قبلی برای من نتیجه‌ای که می‌خواستم نداشتند و فهمیده‌ام که برای رسیدن به رهایی، باید صبر داشته باشم، آموزش بگیرم و قدم‌به‌قدم در مسیر درمان حرکت کنم.

مشارکت: مسافر علیرضا لژیون اول
تایپ و ویراستاری: مسافر علیرضا لژیون اول
ارسال: مسافر مسعود لژیون سوم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...