سلام دوستان مجید هستم یک مسافر.
اعتیاد فقط زنجیری به دستوپا نیست؛ بلکه زنجیری است که ابتدا جسم را به بند میکشد بعد روان را به تسخیر درمیآورد. مثل یک دوست خیالی که فقط برای فرار از درد آمده؛ ولی کمکم جای همه چیز را میگیرد، جای خانواده، خواب، آبرو و حتی جای خود آدم را.
معتاد انسان بدی نیست. فردی است که یک روز، یک "نه" را نتوانسته بگوید یا یک "آری" را خیلی دیر گفته. آدمی است که پشت چهرهٔ خستهاش هزار بار با خودش جنگیده و هزار بار باخته. اما باختن پایان داستان نیست! فقط یک فصل تلخ از کتاب زندگی است.
به امید فردایی روشن.
نگارش: مسافر مجید از لژیون پنجم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
30