من قبل از اینکه با مسئله اعتیاد از نزدیک روبهرو شوم تصورم این بود که فرد معتاد حتماً باید گوشهی خیابان افتاده باشد، بیپول و بیکار یا برای تهیه مواد دست به دزدی بزند؛ اما زندگی به من نشان داد که اعتیاد بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از تصویری است که من در ذهنم داشتم. همسرم چندین سال با مسئله اعتیاد درگیر بود. سالهاست که در کنگره۶۰ حضور دارد و همین مسیر باعث شد نگاه من نسبت به اعتیاد، درمان و حتی خود انسان کاملاً تغییر کند. امروز میدانم اعتیاد فقط یک عادت یا ضعف اراده نیست؛ بلکه مصرف طولانی مدت مواد میتواند عملکرد طبیعی مغز و بدن را تغییر دهد و سیستمهای مرتبط با لذت، پاداش، انگیزه و تنظیم هیجانات را تحت تأثیر قرار دهد؛ به همین دلیل درمان اعتیاد فقط با قطع مصرف مواد تمام نمیشود و بازگرداندن تعادل جسم و روان اهمیت زیادی دارد.
در دیدگاه کنگره۶۰ صورتمسئله اعتیاد با سه مؤلفه جسم، روان و جهانبینی بررسی میشود و این نگاه برای من بسیار آموزنده بود؛ چون فهمیدم برای درمان یک مشکل چندبعدی باید تمام ابعاد آن را در نظر گرفت. جسم فرد مصرفکننده در اثر مصرف مداوم دچار تغییر میشود و سیستمهای طبیعی بدن که مسئول ایجاد تعادل و آرامش هستند ممکن است عملکرد طبیعی خود را از دست بدهند. از طرف دیگر روان انسان نیز در طول دوران مصرف تحتتأثیر قرار میگیرد و احساسات، افکار، انگیزهها و رفتارهای او ممکن است تغییر کند. در کنار جسم و روان، جهانبینی نیز اهمیت دارد؛ یعنی نوع نگاه انسان به خودش، دیگران، مشکلات و زندگی. من یاد گرفتم که اگر فقط مواد از زندگی فرد حذف شود، نگرش و سبک زندگی او تغییر نکند هنوز بخش مهمی از مسئله باقی ماندهاست.
یکی از مفاهیم مهم کنگره۶۰ تفاوت میان ترک و درمان است، ترک میتواند قطع مصرف باشد؛ اما درمان فرایندی است که در آن جسم و روان فرصت بازسازی پیدا میکنند و فرد با آموزش و تغییر نگرش، زندگی خود را دوباره سازمان میدهد. در کنگره۶۰ روش DST یا درمان تدریجی مطرح شدهاست که بر کاهش تدریجی مصرف و استفاده از زمان برای بازسازی سیستمهای آسیبدیده تأکید دارد. این موضوع برای من بسیار قابل توجه بود؛ چون فهمیدم چیزی که سالها بهتدریج تخریب شده برای بازسازی نیز به زمان نیاز دارد و نمیتوان انتظار داشت همه چیز یک شبه درست شود. در این مسیر، آموزش نقش اساسی دارد و فرد یادمیگیرد خودش را بهتر بشناسد، مسئولیت رفتارهایش را بپذیرد و برای ساختن زندگی سالمتر قدم بردارد.
خانواده نیز بخش مهمی از این فرایند است و من به عنوان همسر، خودم نیاز داشتم آموزش ببینم تا بدانم چگونه رفتار کنم و چگونه بهجای قضاوت و سرزنش مسئله را بهتر درک کنم. امروز میدانم حمایت از فرد در مسیر درمان بهمعنای نادیده گرفتن اشتباهات نیست؛ بلکه حمایت باید همراه با آگاهی، مرزبندی و مسئولیتپذیری باشد.
یکی دیگر از موضوعاتی که در کنگره برای من ارزشمند است، اهمیت خدمت و ارتباط سالم با دیگران است. امروز وقتی میبینم همسرم بعد از سالها حضور در کنگره حال خوبی دارد و در حال خدمت کردن است، برای من فقط یک تغییر در زندگی او نیست؛ بلکه نشانهای است که انسان میتواند از شرایط سخت گذشته عبور کند و به جایی برسد که خودش برای دیگران مفید باشد. این مسئله نگاه من را نسبت بهمفهوم بهبودی عمیقتر کرده است. بهبودی فقط این نیست که فرد دیگر مواد مصرف نکند؛ بلکه میتواند به معنای بازگشت تدریجی مسئولیتپذیری، سلامت، ارتباط با خانواده، هدفمندی و حضور مؤثر در جامعه باشد. ورزش و فعالیت بدنی نیز در این مسیر میتواند به ایجاد نظم، تقویت جسم، بهبود روحیه و شکلگیری سبک زندگی سالم کمک کند.
نویسنده: همسفر مینو رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر عالمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
203