تا پیش از این، در گوشه و کنار جهان، پزشکان، اساتید و حتی بسیاری از ما بر این باور بودیم که اعتیاد بیماریای لاعلاج و درمانناپذیر است. اما در کنگره ۶۰، این گره کور گشوده شد و ما توانستیم به درمان قطعی دست یابیم؛ مسیری که در آن، بینهایت مدیون دیدگاههای روشنگرانه جناب مهندس دژاکام هستیم.
«صورت مسئله اعتیاد» دقیقاً به چه معناست؟ صورت مسئله این است که اعتیاد را نباید صرفاً یک مسمومیت ساده یا وابستگی دارویی بدانیم؛ بلکه حقیقت آن است که مواد مخدر، جایگزین یکی از سیستمهای حیاتی و ترشحاتی بدن شدهاند. بنابراین، برای درمان واقعی، ابتدا باید سیستم از دست رفته را بازسازی کرد. برخی بر این باورند که اعتیاد ریشه در ژنتیک دارد؛ به این معنا که در برخی افراد، ژنها بهگونهای هستند که انتقالدهندههای عصبی مانند اندروفین، دوپامین یا سروتونین بهطور طبیعی، ترشح یا عمل نمیکنند. اگر بپذیریم اعتیاد ریشه ژنتیکی دارد، باید بدانیم منظور از ژنتیک، انتقال صفاتی چون بدخلقی یا رفتارهای نادرست نیست، بلکه منظور این است که سیستم بیوشیمی بدن در اثر آن ژنها، تعادل طبیعی خود را از دست داده و بهدرستی عمل نمیکند.
صورت مسئله اعتیاد، به ما آموخت که بسیاری از دردهای جسمانی، از جمله سردردهای مزمن، میگرن و اختلالات معده و کلیه، ریشه در عدم تعادل سیستم بیوشیمیایی بدن دارند. هرگاه این سیستم به درستی عمل کند، سیستم ایمنی بدن تقویت شده و جسم در برخورد با هرگونه بیماری، قادر خواهد بود خود را ترمیم و درمان کند. ما شاهد نمونههای بسیاری بودیم که تنها با بازگشت و تعادل سیستم بیوشیمی؛ بدن بهطور خودکار ترمیم شده و سلامتی خود را بهدست آورده است. زمانی که سیستم داخلی بدن دچار اختلال شود، فرد برای جبران این کمبود، مواد را از بیرون وارد میکند و در نتیجه، ترشحات طبیعی بدن متوقف شده و وابستگی کامل به مواد بیرونی شکل میگیرد. در چنین وضعیتی، اگر ماده به بدن نرسد، آشفتگیهایی رخ میدهد که تمام جسم را دگرگون کرده و سیستم ایمنی را مختل میکند؛ وضعیتی که ما آن را «خماری» مینامیم.
این آشفتگی جسمانی، مستقیماً بر روان اثر گذاشته و فرد را در گرداب افسردگی شدید فرو میبرد. در برخی موارد، جهانبینی فرد چنان تخریب میشود که به ناامیدی مطلق و افکاری ویرانگر مانند خودکشی روی میآورد. از این رو نتیجه میگیریم که اعتیاد، مثلث «جسم، روان و جهانبینی» را بهطور همزمان هدف قرار داده و متلاشی میکند. ما در کنگره ۶۰ به این درک رسیدیم که برای رهایی، باید سیستم بیوشیمی بدن را بهصورت تدریجی و در بازه زمانی مشخص، حدود ده تا یازده ماه به حالت نرمال بازگردانیم؛ مسیری که بهواسطه متد DST و شربت OT میسر شد.
در حقیقت، درمان در کنگره ۶۰ تنها به معنای ترک ماده نیست، بلکه به معنای «بازگشت به فطرت بیوشیمیایی» است. هنگامی که سیستمهای داخلی بدن دوباره فعال میشوند، فرد درمییابد آرامشی که سالها در مواد جستوجو میکرد، در واقع در درون خودش نهفته بود و تنها نیاز به بیدار کردن آن داشت. این بازسازی تدریجی باعث میشود فرد نه تنها از نظر جسمانی به سلامت برسد، بلکه قدرت تفکر و تعقلش نیز بازگردد. در این مسیر، «صبر و استقامت» کلید اصلی است؛ زیرا بدن نیاز دارد تا لایههای سالها تخریب را پاک کند و دوباره بیاموزد که چگونه بدون تکیه بر مواد بیرونی، شادی و آرامش تولید کند. رهایی واقعی زمانی رخ میدهد که انسان بفهمد قدرت گسستن از هر زنجیری، ابتدا در شناخت درست صورت مسئله و سپس در پذیرش آموزشهای صحیح نهفته است.
از جناب مهندس بابت این ایده درخشان و بوجود آوردن کنگره ۶۰ که هزاران انسان را به ساحل رهایی رسانده است، صمیمانه تشکر میکنم و برای ایشان تندرستی آررومندم.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
40