جلسه دوازدهم از دوره بیست و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی زاگرس، با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر شهرام، با دستور جلسه: صورتمسئله اعتیاد روز یکشنبه 05 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که یکبار دیگر توفیق پیدا کردم در کنگره باشم و بتوانم خدمت کنم. دستور جلسه این هفته، «صورتمسئله اعتیاد» است. یکی از مسائلی که انسان را بسیار رنج داده و بسیاری از انسانها را به نابودی کشانده است، مسئله اعتیاد است. از پیر و جوان و زن و مرد، هیچ فرقی نمیکند. سالهای سال این مسئله به قوّت خود باقی مانده بود و بسیاری از انسانها وقتی درگیر این مسئله میشدند، دیگر راه درستی برای خارج شدن از آن پیدا نمیکردند و تا آخر عمر و حتی تا زمان مرگشان درگیر این مسئله باقی میماندند. لطف خداوند شامل حال انسانها شد و بهواسطه شخصی به نام مهندس حسین دژاکام، این صورتمسئله مطرح و حل شد. وقتی صورتمسئله حل شد، راه برای حل این مسئله و درمان مشخص شد. تعریفی که آقای مهندس از اعتیاد مطرح کردند این بود: «اعتیاد، جایگزینی مزمن است.» مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی بدن شدهاند.

وقتی چنین تعریفی مطرح میشود، این سؤال پیش میآید که برای حل این مسئله چه باید کرد؟ باید فرایندی که بهصورت پلهپله اتفاق افتاده است، بهصورت معکوس طی شود؛ یعنی پلهپله مواد مخدر را از بیرون کم کنیم و این فرصت را به بدن بدهیم که خودش مواد شبه افیونی را تولید کند. سیستم جسم انسان کاملاً هوشمند است و وقتی در این شرایط قرار بگیرد، میتواند دوباره مواد شبه افیونی تولید کند. در کنگره مثلث درمان اعتیاد مطرح شد. مثلث درمان اعتیاد از سه ضلع جسم، روان و جهانبینی تشکیل شده است. برای اینکه اعتیاد برای همیشه حل شود، این مثلث باید به تعادل برسد. بیماری اعتیاد روی این سه قسمت اثر گذاشته است. جسم یک فرد مصرفکننده از تعادل خارج شده است. زمانی که مواد به او نمیرسد، علائم خماری ظاهر میشود؛ آبریزش بینی، استخواندرد و درد پا و ...
ضلع دوم، روان است. تعریفی که در کنگره از روان مطرح شد، خلقوخو بود. خلق و خوی یک فرد مصرفکننده تعادل طبیعی ندارد. یک فرد مصرفکننده، در زمان نشئگی و زمانی که اوضاعش خوب است، یک خلقوخو دارد و در زمان خماری، خلقوخوی دیگری. ضلع سوم، جهانبینی است؛ یعنی نوع نگاهی که شخص دارد. من در ده سال اعتیادی که داشتم، ندیدم یک فرد مصرفکننده امیدوار باشد، احساس خوشبختی کند یا بگوید زندگی چقدر زیباست. همیشه نوعی ناامیدی در وجودش هست این مسئله به جهانبینی او برمیگردد. آقای مهندس گفتند اگر میخواهی به تعادل برسی و اگر میخواهی به درمان برسی، این سه ضلع را باید درست کنی. برای جسم، یک زمان مشخص شد؛ ده تا یازده ماه، طبق یک پروتکل و یک متد که متد DST یا متد دژاکام نام دارد، با استفاده از یک دارو در پلههای بیستویک روزه و با ضریب هشتدهم میتوان میزان مصرف دارو را از بیرون آرامآرام کم کرد و این اجازه را به بدن داد که خودش تولید کند. روان یا همان خلقوخو، همزمان با بازسازی جسم با استفاده از دارو روان شخص نیز تغییر پیدا میکند و از یک انسان بههمریخته و دوشخصیتی، تبدیل به یک انسان متعادل میشود.
تعریفی که در کنگره از جهانبینی داریم، این است که نوع نگاه شخص به خودش، دنیای اطرافش، زندگی و هستی، جهانبینی نام دارد. چرا یک فرد مصرفکننده جهانبینیاش اینگونه است؟ چرا جهانبینیاش اینقدر پر از ناامیدی است؟ زیرا در تاریکی سیر میکند. هرچقدر دانایی انسان کم باشد بیشتر در مسیر اشتباه حرکت میکند و بیشتر وارد مسیر تاریکی میشود. هرچقدر دانایی او بالاتر باشد، کمتر دچار ضد ارزش و اشتباه میشود. این چیزی است که ما بسیار به آن نیاز داریم. ما میخواهیم این مسئله را یک بار برای همیشه حل کنیم. شخص در روز اول با یک دنیای پر از ناامیدی، دنیای منفی و دنیای تاریکی وارد میشود. چند ماه بعد، نگاهش کاملاً تغییر کرده است. نگاهش به خودش عوض شده و از خودش و زندگیاش لذت میبرد. امروز میبینیم دهها هزار نفر در کنگره به درمان رسیدهاند، دهها هزار نفر از مسئله اعتیاد بهدرستی خارج شدهاند و صدها هزار نفر در حال حرکت به سمت بهبودی هستند.
تایپ گزارش: مسافر شهزاد لژیون 2
عکس: مسافر اصغر لژیون 2
بارگزاری: مسافر محمد لژیون 8
گروه سایت مسافران کنگره 60 نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
91