نهمین جلسه از دور چهل و پنجمین کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 شعبه نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر ناصر،نگهبانی مسافر ایرج ودبیری مسافر سبحان با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»مورخه 1405/7/5درروز سه شنبه رأس ساعت 17آغازبه کار نمود

سلام دوستان، ناصر هستم یک مسافر. امیدوارم حالتون خوب باشه.
از اجنت مرزبان بهخاطر دستور جلسه امروز ممنونم.
دستور جلسه امروز، صورتمسئله اعتیاد است. هر مسئلهای که پیش میآید، در واقع یک مشکل است و ما باید آن را حل کنیم.
ما در کنگره ۶۰ میگوییم انسان با مواد مخدر ازدواج میکند و حاصل این ازدواج، اعتیاد است. برای جدایی از این رابطه، باید هم انسان را بشناسیم و هم مواد مخدر را. این کار را با آموزشها انجام میدهیم.
همه ما ترکهای قدیمی و سمزداییهای سریع (۲۴ یا ۴۸ ساعته) را تجربه کردهایم: کمپ، آمپول، قرص گیاهی و... مشکل اصلی این روشها این بود که صورتمسئله را نمیشناختند. میگفتند شخص اراده ندارد یا غیرت ندارد. اما آقای مهندس این مسئله را حل کردند و گفتند:
وقتی مواد به شخص نمیرسد، دقیقاً مثل بیمار دیابتی است که به انسولین نیاز دارد. اگر انسولین را از او بگیریم، دچار علائم میشود. این علائم دو دستهاند:
علائم آشکار: عطسه، آبریزش بینی، سیخسیخ شدن پا و...
علائم پنهان: ناامیدی، ترس، گوشهگیری، گریه مداوم و...
این علائم پنهان با قرارداد کمپ یا داروهای گیاهی درمان نمیشوند. ممکن است شخص یک ماه در کمپ بماند و آزمایش منفی بدهد، اما بعد از مدتی دوباره به مصرف برمیگردد؛ چون سیستمهای درونی بدن بازسازی نشدهاند.
مثال خرمشهر را در نظر بگیرید: شهری که سالها بمباران شده بود، در یک یا دو سال بازسازی نمیشد. اعتیاد هم همینطور است. شخص مصرفکننده نیاز به زمان دارد (حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه)، داروی مناسب (شربت OT) و جهانبینی صحیح که از طریق آموزش بهدست میآید. کنگره ۶۰ روی همین سه محور کار کرده و توانسته صورتمسئله اعتیاد را حل کند. امروز الگوهای موفق بسیاری در کنگره داریم که این مسیر را رفتهاند.
البته این مسیر سخت است، اما شدنی است. وقتی سالها در تاریکی اعتیاد بودهایم (ترس، ناامیدی، منیت)، برای کم شدن این تاریکی به نور نیاز داریم. نور کجاست؟
در جلسات
در جزوهها و سیدیها
و مهمتر از همه، در کنار راهنما نشستن
راهنما نور دارد، چون این راه را رفته است

. وقتی کنار راهنما و در لژیون مینشینیم، آرامآرام تاریکی از ما برداشته میشود تا به درمان برسیم؛ تا از ساقی بیرونی به ساقی درونی برسیم. آنگاه بدون نیاز به مواد میتوانیم سر کار برویم و زندگی کنیم. چون وقتی حالمان خراب باشد، هیچ چیز (نه کار و نه زندگی) حال نمیدهد.
امیدوارم توانسته باشم بخشی از دستور جلسه را روشن کنم.
سپاسگزارم
عکس وتایپ: مسافر سبحان
بارگذاری: مسافر بابک
- تعداد بازدید از این مطلب :
118