جلسه سیزدهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی تربت حیدریه به استادی راهنما همسفر فهیمه، نگهبانی همسفر نفیسه و دیبری همسفرزهرا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز یک شنبه ۵ مهرماه ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
اعتیاد غول بیشاخودمی که یکباره چهره زشتش را به من نشان داد و باعث شد که من واقعاً احساس کنم که از درون، یک دفعه خالی شدم؛ چون هیچ آگاهی و شناختی نسبت به آن نداشتم. همین موضوع باعث میشود که لحظهبهلحظه حالم خرابتر و افسردهتر شوم تا اینکه با کنگره آشنا شدم و وارد کنگره شدم. وقتی وارد کنگره شدم، تازه فهمیدم تمام اطلاعات و آگاهیهایی که در مورد اعتیاد داشتم، مواد مخدر و فرد معتاد که ما در کنگره به نام «مسافر» میگوییم، همه اطلاعات و آگاهیهای غلط بوده؛ در واقع باعث شده بود که من احساس سردرگمی و پوچی را داشته باشم؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم، نگاهم کاملاً متفاوت شد و یک دیدگاه تازه نسبت به اعتیاد پیدا کردم.
این دیدگاه تازه چه چیزی را مطرح میکرد؟ این دیدگاه تازه این بود که اعتیاد یک بیماری است؛ اما نه یک بیماری ساده، یک بیماری چندوجهی که همزمان چند قسمت از بدن ما را تحت تأثیر قرار میدهد: جسم، روان و جهانبینی. در قسمت جسم باید بگویم که بدن ما روزانه یکسری هورمونها و مخدرهای طبیعی تولید میکند تا بدن حالت تعادل طبیعی خودش را داشته باشد و کار خودش را انجام بدهد. وقتی یک فرد، مصرفکننده مواد مخدر میشود، از هر نوع مادهای باشد فرقی ندارد؛ در واقع کاری میکند که این سیستمی که تولیدکننده مخدرهای طبیعی بدن است، روزبهروز ضعیفتر شود و از کار بیفتد و دیگر مواد مخدر طبیعی برای بدن ما تولید نشود؛ در واقع عملیات جایگزینی اتفاق میافتد؛ جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد مخدر درونی.
وقتی فرد بعد از مدتی مواد مصرف نمیکند، یکسری اختلالات و عکسالعملهایی در بدنش به وجود میآید. برای من که با یک مصرفکننده زندگی میکنم، این علائم بهوضوح دیده میشود؛ علائمی مثل عطسه کردن، آبریزش بینی، سیمکشی عضلات، اسهال و به اینها ما در کنگره «عکسالعملهای آشکار» میگوییم؛ اما موضوع به همینجا ختم نمیشود. یکسری اختلالات درونی است که اینها باز هم ریشه در جسم آن فرد دارد و در واقع از چشم فرد مصرفکننده و حتی اطرافیانش پنهان است. به این عکسالعملها «عکسالعملهای پنهان» میگوییم که در واقع میشود گفت گره کور درمان اعتیاد و عامل اصلی برای بازگشت یک فرد مصرفکننده، بعد از ترکهای متفاوتی که داشته است، همین عکسالعملهای پنهان است. حالا این عکسالعملهای پنهان شامل افسردگی، عدم میل به زندگی و کندذهنی هستند که اینها معمولاً بعد از تمام شدن عکسالعملهای آشکار، خودشان را نشان میدهند.
در قسمت روان، با مصرف کردن مواد مخدر و با توجه به اینکه سیستم تولیدکننده مخدر طبیعی بدن از کار افتاد، روان هم تحت تأثیر قرار میگیرد؛ در واقع خلقوخوی فرد تغییر پیدا میکند و میتوانیم این جوری بگوییم که کنترلکننده اصلی بدن فرد میشود مواد مخدر، نه خود آن شخص. در قسمت جهانبینی هم که بخش مهمی را شامل میشود، زمانی است که مصرفکننده دیدگاهش نسبت به خودش، جهان پیرامونش و حتی اطرافیانش متفاوت میشود. حالا برای من همسفر، این قسمت جهانبینی شاید خیلی قابل لمستر بوده. در زندگی من، زمانی که با یک شخص مصرفکننده زندگی میکردم، به یک برههای از زندگیام رسیدم که احساس میکنم دیگر در این زندگی نه دیده، نه شنیده و نه حس میشوم. آنجا است که دیگر فکر میکنم زندگی من به پایان رسیده است.
وقتی حالا ما در مورد اعتیاد شناخت پیدا کردیم، اقدام میکنیم به درمان اعتیاد. این را باید بدانیم همانطور که برای درمان هر بیماری، ما احتیاج به زمان و پروتکل خاص خودش داریم، برای درمان بیماری اعتیاد هم احتیاج به پروتکل، برنامه و زمان خاص خودش را داریم. اینجا است که اندیشه پاک و خالصانه یک مرد بزرگ، یک عارف و یک محقق، خودش را نشان میدهد؛ مهندس حسین دژاکام. شخصی که سالها خودش مصرفکننده مواد مخدر بود و ترکهای متفاوتی را داشت؛ ولی نتیجه نگرفت تا اینکه در ماه رمضان فقط خواست که مقدار مواد مصرفی خودش را تنظیم کند و با همین تنظیم کردن در واقع به کشف متد DST دست یافت. متدی که باعث شد هزاران هزار نفر مصرفکننده و خانواده آنها از این غول بیشاخودم نجات پیدا کنند. در متد DST ما برای درمان اعتیاد ابتدا با استفاده از داروی OT و در طول 10 تا 11 ماه کاری میکنیم که آن سیستم تولیدکننده مخدر طبیعی بدن که در کنگره «سیستم ایکس» نام دارد، دوباره کار خودش را شروع کند و بازسازی بشود.
در مدت 11 ماه، ما به 90 درصد از تعادل جسم میرسیم. وقتی که جسممان به درمان رسید، هماهنگ با آن، روان هم به درمان میرسد؛ ولی ضلع جهانبینی میماند، آن ضلع جهانبینی با شرکت در کارگاههای آموزشی، جلسات و آموزشها به تعادل خودش نزدیک میشود. حالا وقتی اعتیاد شناخته شد و توسط آقای مهندس درمان شد، در ادامه اتفاق بزرگتری افتاد. از آنجاکه میگویند«از ذرات جرقه میتوانیم به روشنایی وسیع برسیم»، با حل صورت مسئله اعتیاد در واقع مسئله سیگار، چاقی، اضافهوزن و انواع و اقسام بیماریهای مختلفی که در بدن فرد مصرفکننده ایجاد شده بود هم به سمت درمان رفت. این دستور جلسه به درد من همسفر چه میخورد؟ آیا به درد من میخورد یا نه؟
اولین چیزی که وجود دارد این که بخشی از آن درد و رنجهایی که من در رابطه با یک فرد مصرفکننده تحملش میکردم التیام میبخشد. به من یادآوری میکند همانطور که طول میکشد تا یک فرد سالم، بعد از استفاده مکرر از مواد مخدر، مصرفکننده شود؛ پس برای درمان اعتیاد هم زمان خاص خودش لازم است. خیلی بهتر میشود که من، به عنوان یک همسفر، یک بار دیگر به مسافرم، به همسرم، فرصت و زمان کافی بدهم تا با خواست خودش و تلاش خودش بتواند درمانش را انجام بدهد. من همراه و همسفر آن قرار میگیرم و از آموزشهای کنگره استفاده میکنم تا بتوانم هم بخشی از این زخمهایم را درمان کنم و هم گرههای درونیام را باز کنم.
نکته پایانی هم این است همانطور که برای حل مسئله اعتیاد ما آمدیم، اعتیاد را شناختیم و متوجه شدیم که اعتیاد یعنی تعامل میان انسان و مواد مخدر، برای حل هر مسئلهای در زندگیمان، هم باید اول از همه مشخص کنیم که ریشه آن مشکل و مسئله در کجا است. بعد از آن مشخص کنیم که سهم من همسفر در حل این مشکل چه چیزی هست و بعد از آن، اقدام به حرکت کنم؛ در مسیر درست و با روش درست. چرا که خیلی وقتها دستوپای بیهوده میزنم، ولی نهتنها به نتیجه نمیرسم؛ بلکه در آن مردابی که برای خودم درست کردم، روزبهروز بیشتر فرو میروم. خدا را شکر، به واسطه کنگره و به واسطه علم کنگره، این روش و مسیر درست به صورت رایگان در اختیار ما قرار داده شده است. فقط کافی است که ما در این مسیر قرار بگیریم تا بتوانیم به آن حال خوش و به درمان مسافرمان انشاءالله نزدیک شویم.
در ادامه رهایی 40 سی دی همسفر فاطمه و همسفر تکتم رهجویان راهنما همسفر طاهره (لژیون اول) که برایشان آرزوی بهترینها داریم.


.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر لیلی و مسافر حبیب
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلی
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
264