English Version
This Site Is Available In English

اعتیاد؛ نخستین مسئله‌ای که باید حل شود

اعتیاد؛ نخستین مسئله‌ای که باید حل شود

سومین جلسه از دور چهارم کارگاه های خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی هشتگرد، با استادی راهنمای تازه واردین مسافر رضا ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» یکشنبه 5 مهر 1405 ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر. خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم و با عشق در کنار شما حضور دارم. آمده‌ام تا چیزی بیاموزم و آن را برای ادامه زندگی‌ام به کار بگیرم. از گروه مرزبانی و ایجنت نمایندگی، مسافر مرتضی عزیز، نگهبان و دبیر جلسه تشکر می‌کنم و به ایشان خداقوت می‌گویم.

دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» است.

پیش از آنکه صحبت اصلی‌ام را آغاز کنم، می‌خواهم از جناب مهندس و خانواده ایشان تشکر کنم؛ چون اعتیاد را به من فهماندند. ایشان توانستند اعتیاد را برای من، به‌عنوان یک مصرف‌کننده، روشن کنند و به من نشان دهند که تا ندانم مسئله اصلی‌ام چیست و از چه چیزی آسیب می‌بینم، نمی‌توانم مسیر درمان را پیدا کنم. اگر این شناخت را به دست نیاورده بودم، شاید امروز اینجا نبودم.

امیدوارم انسان بتواند به خودش کمک کند. دیروز با خودم فکر می‌کردم کسانی که در کنگره ۶۰ به درک واقعی صورت مسئله اعتیاد رسیده‌اند، درمان را تجربه کرده‌اند؛ اما کسانی که هنوز می‌آیند و می‌روند، مصرف می‌کنند و به قول خودمان گریز می‌زنند، شاید هنوز صورت مسئله اعتیاد را به‌درستی درک نکرده‌اند و نمی‌دانند اعتیاد چه بر سرشان آورده است.

هرچه می‌گویم، بر پایه تجربه خودم است؛ چه تجربه خوب باشد و چه بد. من یک‌بار این درک و شناخت را در کنگره ۶۰ تجربه کردم، اما نتیجه خوبی نگرفتم. این را همیشه در مشارکت‌هایم می‌گویم؛ برای خودم، برای اینکه بدانم از چه جایگاهی به چه جایگاهی رسیده‌ام.

وقتی من، رضا، به درک صورت مسئله اعتیاد رسیدم، درمانم آغاز شد. آنجا پذیرفتم که اعتیاد دارم. پذیرش به‌تنهایی کافی نیست و تا زمانی که درمان و پروتکل را اجرا نکنیم، به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم.

نکته مهم این است که هر شخص باید برای حل صورت مسئله خودش تلاش کند. امروز ما اینجا نشسته‌ایم و نخستین مسئله‌ای که باید حل کنیم، اعتیاد است. وقتی من درگیر اعتیاد هستم، نمی‌توانم درست به مسائل دیگر فکر کنم. حتی اگر درباره آن‌ها تصمیم بگیرم، ممکن است نتیجه اشتباهی بگیرم. این را در مسیر درمان خودم تجربه کرده‌ام؛ مسئله‌ای را که نباید حل می‌کردم، پیش کشیدم و از آن آسیب دیدم.

هرکس می‌تواند به‌سادگی متوجه شود که چه چیزی درمانش را مختل می‌کند و مسیرش را منحرف می‌سازد. اگر در مسیر درمان هستید اما از آن منحرف می‌شوید، شاید مسئله‌ای که برای خودتان انتخاب کرده‌اید، درست نباشد. این نظر شخصی من است، چون خودم آن را تجربه کرده‌ام. نزدیک به هفت ماه طول کشید تا از مسئله‌ای که خودم برای خودم ساخته بودم، بیرون بیایم. آن روزها برای من و خانواده‌ام عذاب‌آور بود.

وقتی مسئله‌ای را آغاز می‌کنم، فقط خودم درگیر آن نمی‌شوم؛ خانواده و اطرافیانم هم از پیامدهایش تأثیر می‌پذیرند. برای حل مسئله باید آن را اجرا کرد. کسانی که در کنگره ۶۰ به جایگاه خدمتی می‌رسند، مسیر درمان خود را طی کرده‌اند.

در مسئله سیگار و کاهش وزن هم تصمیم‌گیرنده و اجراکننده اصلی خود من هستم. راهنما کمکم می‌کند، اما باید مسیر ده تا یازده‌ماهه را خودم طی کنم؛ خودم فکر کنم، تصمیم بگیرم و به آن عمل کنم.

در کاهش وزن نیز وقتی تغییری اتفاق نمی‌افتد، باید ببینم کجای کار ایراد دارد. راهنمای جونز می‌گوید در یک ماه باید دست‌کم دو کیلو کاهش وزن داشته باشیم. اگر این اتفاق نمی‌افتد، باید صورت مسئله را دوباره بررسی کنم. از سوی دیگر، کاهش وزن بیش از اندازه هم می‌تواند نشانه‌ای باشد که جایی از مسیر درست پیش نمی‌رود. این‌ها را با تجربه خودم می‌گویم.

وقتی صورت مسئله اعتیاد را حل می‌کنی و به درمانی که کنگره ۶۰ و خودت در پی آن هستی می‌رسی، تازه فرصت پیدا می‌کنی مسئله دیگری را در زندگی‌ات حل کنی. گاهی این مسائل دشوارند و یکی پس از دیگری سراغ آدم می‌آیند.

می‌خواهم کمی هم درباره لژیون سردار بگویم. خدا را شکر توانستم سهم سرداری‌ام را تسویه کنم و این برایم مایه افتخار است. بااین‌حال، هر بار که وارد این مسیر شده‌ام، مسئله مالی بزرگ‌تری برایم پیش آمده و مرا به چالش کشیده است. من هم باید آن را حل کنم؛ چون انسان همیشه با مسئله روبه‌روست و باید راه‌حلش را پیدا کند.

بیرون از کنگره ۶۰، وقتی از مسئله حرف می‌زنیم، معمولاً آن را مشکل می‌نامند؛ اما من در جایی هستم که یاد گرفته‌ام مشکلات را به مسئله تبدیل کنم. مسئله پاسخ دارد. هر مسئله‌ای که برای من پیش می‌آید، راه‌حلی هم دارد. ممکن است رسیدن به بعضی پاسخ‌ها دو یا سه سال طول بکشد. همان‌طور که درمان اعتیاد ده تا یازده ماه زمان می‌برد، هر مسئله‌ای نیز زمان خودش را دارد.

من گاهی عجله می‌کنم و دوست دارم زودتر به نتیجه برسم. شاید خداوند آنچه را می‌خواهم در اختیارم بگذارد، اما وقتی برای رسیدن به آن شتاب می‌کنم، خودم را آزار می‌دهم.

به باور من، دو نوع صورت مسئله وجود دارد؛ یکی مسئله‌ای که خودم به وجود می‌آورم و دیگری مسئله‌ای که از سوی خداوند و هستی پیش رویم قرار می‌گیرد. وقتی مسئله‌ای از راه می‌رسد، نباید بی‌دلیل عجله کنم. من این را از تجربه خودم می‌گویم.

در پایان، به عزیزانی که مشارکت نمی‌کنند می‌گویم شاید هنوز صورت مسئله مشارکت را برای خودشان حل نکرده‌اند. کسانی هم که تازه به لژیون می‌آیند، پس از یک یا دو هفته باید مشارکت کنند؛ چون مشارکت بخشی از مسیر درمان است.

امیدوارم عزیزانی که کمتر مشارکت می‌کنند، امروز مشارکت کنند و بر ترسشان غلبه کنند.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مسافر حسین مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...