همسفر لیلا:
در مورد دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد موضوعی که برای من خیلی قابل تأمل است، این است که قبل از کنگره۶۰ نگاه درستی نسبت به اعتیاد نداشتم و همیشه فکر میکردم اعتیاد فقط یک وابستگی و یک عادت بد است و شخص مصرفکننده اگر اراده کند، میتواند آن را کنار بگذارد؛ اما با آموزشهای کنگره یاد گرفتم که اعتیاد یک بیماری است و برای درمان آن؛ باید صورت مسئله را درست بشناسیم. اگر صورت مسئله را اشتباه تشخیص دهیم، طبیعی است که راهحل درستی هم برای آن پیدا نکنیم. یکی از مطالبی که برای من بسیار جالب بود، آشنایی با مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم، روان و جهانبینی بود و متوجه شدم که مصرف مواد فقط جسم انسان را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه روی روان و نگرش او به زندگی هم اثر میگذارد. در گذشته شاید تصور میکردم با قطع مصرف همه چیز تمام میشود؛ اما کنگره به من آموخت که درمان با ترک کردن تفاوت دارد. در روش DST جسم فرصت پیدا میکند به مرور زمان تعادل از دسترفته خودش را بازسازی کند. برای من همسفر این آموزش باعث شد به جای قضاوت کردن بیشتر بفهمم و صبر و آرامش بیشتری داشته باشم. یاد گرفتم که مصرفکننده دشمن من نیست؛ بلکه انسانی است که برای حل یک مشکل به مسیری اشتباه وارد شده است. همچنین فهمیدم که خود من هم به عنوان همسفر نیاز به آموزش و تغییر دارم. کنگره به من آموزش داد که اگر میخواهم در مسیر درمان همراه خوبی باشم؛ باید روی خودم کار کنم. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم بزرگترین تغییر در من، تغییر نگرشم نسبت به اعتیاد و مصرفکننده بوده است. صورت مسئله درست به من کمک کرد که به جای ترس و ناامیدی به درمان و آینده امیدوار باشم و هیچ مسئلهای بدون راهحل نیست به شرط اینکه آن را درست بشناسیم. امیدوارم بتوانم آموزشهایی را که دریافت میکنم فقط در کنگره کاربردی نکنم و در زندگی روزمره هم به کار ببرم. از خداوند و بنیان کنگره۶۰ سپاسگزارم که این مسیر و این آموزشها را در اختیار ما قرار دادند. در پایان امیدوارم همه مسافران و همسفران بتوانند با آموزش، صبر و حرکت درست طعم واقعی آرامش و رهایی را تجربه کنند.
همسفر فاطمه:
اعتیاد سالها مسئلهای حل نشده به حساب میآمد و به همین دلیل بیشتر افرادی که ترک میکردند؛ چون صورت مسئله درست نبود، دوباره به مواد روی میآوردند؛ زیرا این باور را نداشتند که به درمان کامل و قطعی برسند. خدا را شکر به لطف آقای مهندس با شربت OT و روش DST صورت مسئله اعتیاد حل شد. جناب مهندس که خود درگیر اعتیاد بودند، راههای زیادی را برای ترک امتحان کردند که به نتیجه مطلوب نرسیدند. مطالعات و تحقیقات زیادی داشتند. ابتدا خود را درمان نمودند و بعد در سال ۱۳۷۸ این روش را به اثبات رساندند. در گذشته اعتیاد را یک عادت میدانستند در حالی که اعتیاد نه مسمومیت است و نه عادت، اعتیاد جایگزین است یعنی: موادمخدر بیرون جایگزین مواد شبهافیونی بدن شده است و باعث تخریب سیستمهای بدن میشود. زمانی فرد میتواند به درمان برسد که جایگزین درست باشد و باعث راهاندازی دوباره مخدرهای داخل بدن شود و جسم، روان و جهانبینی درست شود. جناب مهندس مثلثی طرح کردند که جسم، روان و جهانبینی ضلعهای آن هستند و باید به تعادل برسند. اگر روی جسم و جهانبینی کار شود و درست شود، ضلع روان خود به خود درست میشود. اگر اینها به تعادل برسند و سیستم بیوشیمی و شبهافیونی بدن خوب کار کند شروع به ترمیم و بازسازی در بدن میکند. صورت مسئله اعتیاد به من کمک کرد که بتوانم هدف خودم از زندگی را مشخص کنم و برای آن تلاش کنم. از آقای مهندس به خاطر روشن کردن صورت مسئله اعتیاد و درمان مسافران و همسفران تشکر میکنم.
همسفر اکرم:
صورت مسئله اعتیاد برای زندگی من سالها حل نشدنی بود و من همیشه فکر میکردم درمان اعتیاد حل نشدنی است. افرادی که اعتیاد داشتند، از هر راهی که وارد میشدند تا ترک کنند و بعد از چند مدت از ترک کردن دوباره به سمت مواد میرفتند؛ چون مبدأ مشخص نبود و این بیماری اعتیاد درمان نداشت و همه این باورها اشتباه بود. ما وقتی وارد کنگره۶۰ شدیم و فهمیدیم که اعتیاد یک بیماری است و درمان دارد و مصرفکننده موادمخدر میتواند هر نوع موادی را بعد از مدت زمان ۱۰ تا ۱۱ ماه کنار بگذارد به این باور رسیدیم که صورت مسئله اعتیاد حلشدنی میباشد. شاکر خداوند متعال هستم که کنگره را سر راه من و مسافرم قرار داد تا بتوانم زندگی خوبی را داشته باشم و از آقای مهندس ممنون و سپاسگزارم که توانستند صورت مسئله اعتیاد را حل کنند و سپاس فراوان دارم از راهنمایم خانم مهین و راهنمای مسافرم که ما را در این مسیر راهنمایی کردند.
همسفر مریم:
هر مسئلهای صورت مسئلهای دارد. صورت مسئله از تعدادی سؤال بیجواب به وجود میآید. صورت مسئله یعنی اینکه ابتدا؛ باید فکر کنیم که سوالها چه هستند و ما دنبال چه مجهول و ناشناختهای هستیم. یکی از مشکلات اصلی شناخت صورت مسئله اعتیاد این است که هیچ کسی نتوانست به مجهولات پاسخ دهد و نتیجه آن سردرگمی بود و همه جهان را گمراه کرد و هیچ کسی نتوانست راهی برای آن پیدا کند و از نبود آگاهی، عدهای به جایی رسیدند که گفتند اعتیاد درمان ندارد و یک بیماری مزمن است. یکی از اقدامات مهم مؤسس کنگره۶۰ توسط جناب مهندس دژاکام، ابداع روش DST بود که تمام این مجهولات را به یک مجهول تبدیل کرد. پس از سالها تجربه اعتیاد و به کارگیری روشهای متعدد، آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را پیدا کردند و فهمیدند که اعتیاد چه هست و فرد مصرفکننده چه مشکلی دارد و گفتند: اعتیاد جایگزینی مزمن است یعنی: موادمخدر بیرونی جایگزین مواد شبهافیونی بدن میشود و زمانی میتواند درمان شود که جایگزینی درست باشد یعنی: مخدرهای درون راهاندازی شوند. به عبارتی یک روان خراب جایگزین یک روان سالم شود. برای درمان مثلثی مطرح کردند که شامل جسم، روان و جهانبینی است؛ باید این سه به تعادل برسند و روی جسم و جهانبینی کار شود تا روان خود به خود به تعادل برسد. صورت مسئله اعتیاد برای من همسفر نیز کاربردی میباشد؛ باید مبدأ، مقصد و هدفم را در زندگی مشخص کنم. دیدم را نسبت به جهان بیرون و درون تغییر دهم و بتوانم صورت مسئله مشکلات را با تفکر درست پیدا کنم. وقتی صورت مسئله را پیدا کنم، حل مشکلات برایم آسان میشود.
همسفر سمانه:
وقتی حرف از صورت مسئله اعتیاد میشود، خیلیها فکر میکنند یعنی اینکه چطور مواد را کنار بگذاریم؛ ولی من در کنگره۶۰ متوجه شدم که ماجرا خیلی عمیقتر از اینها میباشد. صورت مسئله یعنی، بدانیم اصلاً با چه چیزی طرف هستیم و چرا این اتفاق افتاده است. سالها با خودم میجنگیدم و فکر میکردم من آدم بدی هستم، آدمی که اراده ندارد؛ ولی وقتی با صورت مسئله اعتیاد آشنا شدم انگار پرده از جلوی چشمم کنار رفت و فهمیدم یک قسمت از بدنم، همان سیستم ایکس از کار افتاده است و موادمخدر بیرونی جایگزین مخدر درونی بدن شده است. این نگاه، بار سنگین قضاوت را از دوشم برداشت. آقای مهندس این حجاب را برداشتند و اجازه دادند ما صورت واقعی مسئله را ببینیم. صورت مسئله فقط جسم نیست و جسم، روان و جهانبینی هر سه با هم درگیر میشوند. تا زمانیکه این مثلث را درست نشناسیم مثل تیراندازی در تاریکی است. من قبل از این، از اعتیاد فقط سیاهیاش را دیده بودم. ترس، حقارت و دروغ؛ اما صورت مسئله به من نشان داد که این یک بیماری است نه یک گناه و بیماری که ترک ندارد، درمان دارد و این فهم جان خستهام را تازه کرد. وقتی فهمیدم مبدأ کجاست، مسیر چیست و مقصد کجاست دیگر گم نمیشوم. این فهم، مثل آب روی آتش بود و کوهی از امید در دلم روشن شد. امروز میدانم که صورت مسئله اعتیاد فقط یک دستور جلسه نیست؛ بلکه الفبای رهایی است. اگر این الفبا را یاد بگیرم دیگر ماجراهای زندگیام را در تاریکی نمیخوانم و آنها را درست و آگاهانه خواهم خواند.
رابط خبری: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
118