English Version
This Site Is Available In English

تولد رها یافتگان بیانگر صورت مسئله اعتیاد است.

تولد رها یافتگان بیانگر صورت مسئله اعتیاد است.

جلسه پنجم از دور بیست و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی راهنما مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر برات با دستور جلسه ( صورت مسئله اعتیاد ) شنبه 04 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱6:30 آغاز به کار کرد. 

خلاصه سخنان استاد:

شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که یک روز دیگر این اجازه را به من داد تا در این جایگاه بنشینم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم؛ چراکه بستری را فراهم کرده‌اند تا من مصطفی بتوانم در این بستر حاصلخیز، مسیر سیر تکاملی خودم را طی کنم و به حال خوش و رهایی برسم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ نیز تشکر می‌کنم. خدمت همه اعضا و خدمتگزاران در کنگره یک هدف مهم دارد و آن، کمک به انسان‌هایی است که با بیماری اعتیاد وارد کنگره می‌شوند تا بتوانند به درمان و رهایی برسند. ما منتظر هستیم انسانی که دردمند است وارد این مکان شود و همه با عشق و ایمان دست به دست هم بدهیم تا او نیز به نتیجه برسد.

دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است و هم‌زمان آغاز سال تحصیلی کنگره ۶۰ را داریم. به نظر من آغاز سال تحصیلی فرصت خوبی است تا هر کدام از ما به یک سال گذشته خود نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا در این یک سال انسان بهتری شده‌ام یا همان انسان قبلی هستم و تغییر چندانی نکرده‌ام؟ قرار است من مصطفی یک سال آموزش بگیرم، بکارم و در پایان سال محصول آن را برداشت کنم. حال باید ببینم از کاشته‌های سال گذشته چه چیزی برداشت کرده‌ام و آیا آنچه کاشته‌ام، محصولی سالم و ارزشمند بوده است یا خیر. «صورت مسئله اعتیاد» یکی از موضوعاتی است که نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری و عملکرد کنگره ۶۰ داشته است. تشخیص صحیح، اولین قدم برای حل یک مشکل است. اگر انسان نداند مشکلش چیست، طبیعتاً نمی‌تواند راه درمان مناسبی برای آن پیدا کند. سال‌ها و حتی قرن‌ها انسان‌ها با مسئله اعتیاد درگیر بودند، اما درمان واقعی آن ناشناخته بود. افراد مختلف راهکارهای متفاوتی ارائه می‌دادند، اما وقتی نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شد، به جای اینکه گفته شود هنوز شناخت و دانش کافی درباره این مسئله وجود ندارد، اعتیاد را یک مشکل لاینحل معرفی می‌کردند. این نگاه، انسان گرفتار اعتیاد را به سمت ناامیدی سوق می‌داد.

آقای مهندس با نگاه دقیق به صورت مسئله اعتیاد، مسیر جدیدی را برای درمان باز کردند. یکی از پایه‌های این حرکت، شناخت جایگزینی مواد مخدر بیرونی با مواد شبه‌افیونی و بازسازی سیستم‌های آسیب‌دیده بدن بود. از دل این شناخت، روش DST و مفهوم «سیستم ایکس» مطرح شد. در ابتدا بسیاری باور نمی‌کردند که در بدن انسان سیستمی وجود داشته باشد که در اثر مصرف مواد مخدر دچار اختلال شود و برای بازسازی آن به زمان نیاز باشد. تصور رایج این بود که با قطع مصرف، پس از مدت کوتاهی آثار فیزیکی برطرف می‌شود؛ در حالی که کنگره ۶۰ نشان داد برای درمان بنیادی، باید فرصت لازم برای بازسازی سیستم‌های حیاتی بدن فراهم شود. سیستم ایکس، مجموعه‌ای از سیستم‌های حیاتی بدن است که در تنظیم بسیاری از حالات جسمی و روانی انسان نقش دارد. بنابراین اگر این سیستم دچار اختلال شود، طبیعی است که حالات مختلف جسمی و روحی انسان نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ بر اساس شناخت و بازسازی همین سیستم‌ها شکل گرفته است.

این مسیر با درمان اعتیاد متوقف نشد و موضوع درمان سیگار نیز دنبال شد. آقای مهندس تأکید کردند که درمان زمانی کامل‌تر می‌شود که مصرف سیگار نیز مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از مصرف‌کنندگان تصور نمی‌کردند که سیگار هم بتواند درمان شود، اما کنگره ۶۰ این موضوع را نیز در مسیر درمان قرار داد. به نظر من کسی که در کنگره حضور دارد، باید به صورت مسئله اعتیاد توجه جدی داشته باشد؛ زیرا اگر این مسئله را درست نشناسیم، ممکن است در مسیر درمان از حقیقت فاصله بگیریم.

موضوع فقط مواد مخدر نیست. بدن انسان ساختاری بسیار پیچیده دارد و میلیاردها سلول در آن در حال فعالیت هستند. برای اینکه این مجموعه عظیم به‌درستی کار کند، سیستم‌های مختلف بدن باید هماهنگ باشند. بنابراین درمان اعتیاد نیز نیازمند یک نگاه بنیادی و علمی است. در ادامه این مسیر، موضوعاتی مانند اضافه‌وزن و چاقی نیز مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. همچنین درباره بیماری‌های مختلف و مشکلاتی که در گذشته برای بعضی از آنها درمان مشخصی وجود نداشت، تحقیقات انجام شده و همچنان ادامه دارد. ما در کنگره ۶۰ یاد گرفته‌ایم که تابع فرمان باشیم، آموزش بگیریم و برای رسیدن به حقیقت، تحقیق و تفکر کنیم. حرکت علمی کنگره همچنان ادامه دارد و هرچه شناخت ما از انسان و ساختارهای جسم و روان بیشتر شود، مسیر درمان نیز کامل‌تر خواهد شد.

به نظر من آغاز سال تحصیلی کنگره فرصتی است تا دوباره به خودمان نگاه کنیم؛ ببینیم چه چیزی کاشته‌ایم، چه آموزش‌هایی گرفته‌ایم و از آنچه در سال گذشته کاشته‌ایم، امروز چه چیزی برداشت می‌کنیم. اگر آموزش و عمل ما درست باشد، قطعاً محصول آن نیز در زندگی ما نمایان خواهد شد.

دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی حسن عزیز

یکی از نکات ارزشمندی که در مورد حسن آقا می‌توانم بیان کنم، نظم و مسئولیت‌پذیری ایشان است. به یاد دارم که در طول یک سال سفر، تقریباً هر روز رأس ساعت پنج صبح برای اعلام سفر حاضر می‌شدند. این نظم، تعهد و پایبندی به برنامه، نشان‌دهنده اراده و مسئولیت‌پذیری ایشان است و حقیقتاً شایسته احترام و تقدیر است. حسن آقا انسانی دلسوز و مسئولیت‌پذیر هستند؛ چه در کنگره، چه در محیط کار و چه در خانواده. ایشان همواره نسبت به اطرافیان خود احساس مسئولیت دارند و این دلسوزی را می‌توان به‌خوبی در رفتار، گفتار و نوع ارتباطشان با دیگران مشاهده کرد. یکی دیگر از ویژگی‌های قابل توجه حسن آقا، اهمیت و توجه ویژه ایشان به خانواده است. ایشان شناخت و نگاه عمیقی نسبت به جایگاه خانواده دارند و پیوندهای خانوادگی برایشان از اهمیت خاصی برخوردار است. در بسیاری از گفت‌وگوهایی که با ایشان داشته‌ام، صحبت از خانواده و اهمیت حفظ و تقویت این پیوندها بوده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد خانواده جایگاه ویژه‌ای در زندگی ایشان دارد. امیدوارم حسن عزیز در ادامه مسیر، با همان نظم، تعهد، دلسوزی و توجهی که در این یک سال از خود نشان داده‌اند، مسیر رشد و آموزش را ادامه دهند و در کنار خانواده محترمشان، روزبه‌روز شاهد آرامش، حال خوش و موفقیت‌های بیشتری باشند.

از خداوند بزرگ برای ایشان و خانواده محترمشان سلامتی، سربلندی و توفیق در ادامه این مسیر را خواستارم.

 

صحبت‌های مسافر حسن:

به نام قدرت مطلق الله «آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. تنها پیوند محبت است که ما را به هم نزدیک نگه خواهد داشت.» سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفته‌ام و این حس خوب را تجربه می‌کنم. از صمیم قلب آرزو می‌کنم تمام سفر اولی‌هایی که گل رهایی را دریافت کرده‌اند و وارد سفر دوم شده‌اند، روزی این جایگاه را تجربه کنند. در ابتدا از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم و امیدوارم خداوند عمر باعزتی به ایشان عطا کند و سایه ایشان همواره بالای سر کنگره ۶۰ باشد تا بتوانیم از آموزش‌هایشان بهره‌مند شویم. از ایشان سپاسگزارم که چنین بستری را برای درمان، آموزش و خدمت فراهم کرده‌اند. حدود دو سال و نیم پیش، با حالی بسیار خراب وارد کنگره شدم و به لطف روش درمانی کنگره ۶۰ به درمان و رهایی رسیدم. از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰، به‌خصوص نمایندگی پاکدشت، سایت، OT، نشریات، گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر می‌کنم و دست تک‌تک این عزیزان را می‌بوسم.

از ایجنت قبلی، آقای دهقان، بابت زحماتشان تشکر می‌کنم و به آقا میلاد تبریک می‌گویم. همچنین از مرزبانان دوره گذشته تشکر کرده و به مرزبانان جدید تبریک می‌گویم. امیدوارم خدمتشان بسیار خوب، پربرکت و همراه با آموزش باشد و برکت این خدمت چندین برابر به زندگی خودشان بازگردد. از راهنمای تازه‌واردین، جناب آقای رضا بنیادی عزیز، نیز صمیمانه تشکر می‌کنم و امیدوارم هر جا که هستند، سالم و سلامت باشند. همچنین از راهنمای خودم، جناب آقای مصطفی امیری عزیز، قدردانی می‌کنم. امیدوارم همیشه سایه ایشان بالای سر خانواده محترمشان باشد. من خودم را تا آخر عمر مدیون آموزش‌ها و محبت‌های آقا مصطفی می‌دانم و امیدوارم همیشه سایه ایشان بالای سر بچه‌های لژیون باشد تا بتوانیم از آموزش‌هایشان بهره‌مند شویم. از راهنمای همسفرم، خانم سمیرا، نیز تشکر ویژه‌ای دارم. همسفر من به دلیل بیماری تقریباً یک سال است که نتوانسته در کنگره حضور داشته باشد. در این مدت، پیام‌ها و پیگیری‌های خانم سمیرا تأثیر بسیار زیادی بر روحیه همسفرم داشت. گاهی وقتی به خانه می‌رفتم، متوجه می‌شدم حال همسفرم تغییر کرده و وقتی می‌پرسیدم چه اتفاقی افتاده، می‌گفت خانم سمیرا با من تماس گرفته یا برایم پیام فرستاده است. همین توجه و محبت باعث می‌شد روحیه او بسیار بهتر شود. از شما واقعاً ممنونم و امیدوارم همسفرم دوباره بتواند در کنگره حضور پیدا کند.

از همسفر عزیز خودم نیز صمیمانه تشکر می‌کنم. ما مصرف‌کنندگان در دوران اعتیاد، بدهی زیادی به همسفرانمان داریم. همسفر من فقط در کنارم ماند، بلکه در تمام سختی‌های زندگی از من حمایت کرد. زمانی که ازدواج کردیم، شرایط مالی بسیار ساده‌ای داشتیم و در یک زیرزمین کوچک زندگی می‌کردیم. با وجود اینکه من از همان ابتدا درگیر اعتیاد بودم و آن را از همسرم پنهان می‌کردم، او در کنارم ماند و کمکم کرد. امروز با تمام وجود می‌گویم بخش بزرگی از آنچه در زندگی دارم، به دلیل حضور و حمایت همسفرم است. امروز دختر عزیزم نیز در این جلسه حضور دارد و از حضور او بسیار خوشحالم. شاید بسیاری از اعضای خانواده از گذشته من و شرایطی که داشتم اطلاع نداشتند و امروز حضور آنها در این جایگاه برای من ارزشمند است. حدود دو سال و نیم پیش، با حالی بسیار خراب وارد کنگره شدم. یکی از موضوعاتی که در کنگره با آن آشنا شدم، صورت‌مسئله اعتیاد بود. بیرون از کنگره، شناخت درستی از اعتیاد نداشتم و بیشتر چیزهایی که می‌شنیدم، درباره ترک اعتیاد، کمپ و کلینیک بود. چیزی به نام درمان واقعی اعتیاد برای من شناخته‌شده نبود.

در کنگره ۶۰ با مثلث درمان، یعنی جسم، روان و جهان‌بینی، آشنا شدم و فهمیدم اعتیاد فقط مسئله مصرف مواد نیست که بتوان با کنار گذاشتن آن، مشکل را حل کرد. زمانی که صورت‌مسئله را درست بشناسیم، پیدا کردن راه‌حل بسیار آسان‌تر می‌شود؛ همان‌طور که می‌گویند: «معما چون حل گشت، آسان شود.» من زمانی برای ترک اعتیاد به دنبال راه‌های مختلف می‌گشتم و حتی در فضای مجازی دنبال روش‌هایی بودم که بدون درد و خماری بتوانم مواد را کنار بگذارم. از نظر مالی هم برای تهیه مواد مشکلی نداشتم، اما واقعیت این بود که از زندگی با اعتیاد خسته شده بودم.

وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم، نزد آقای رضا بنیادی نشستم و از ایشان کمک خواستم. به ایشان گفتم که دیگر خسته شده‌ام و می‌خواهم نجات پیدا کنم. آن زمان شاید خودم هم به‌درستی نمی‌دانستم چه چیزی می‌خواهم، اما امروز می‌فهمم که خواسته واقعی من، رهایی از اعتیاد بود. در دوران مصرف، مواد مخدر برای من به اولویت اصلی زندگی تبدیل شده بود. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم در واقع دو زندگی و دو وابستگی داشتم؛ یکی زندگی با همسرم و دیگری وابستگی به مواد مخدر. حتی زمانی که در خماری بودم، اولویت اولم تهیه مواد بود.

صحبت‌های راهنما همسفر سمیرا: 

نام قدرت مطلق الله سلام دوستان، سمیرا هستم، همسفر.

در ابتدا خدای خودم را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق را به من عطا کرد تا در یکی دیگر از جلسات کنگره ۶۰ حضور داشته باشم و به واسطه برگزاری یک تولد دیگر، بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، مسافران و همسفران و تمامی خدمتگزاران نمایندگی پاکدشت تشکر و قدردانی می‌کنم. خدا را هزاران بار شکر می‌کنم بابت مشخص شدن صورت‌مسئله اعتیاد؛ چراکه به واسطه آن، نه‌تنها تعداد زیادی از مصرف‌کنندگان که سال‌ها در بند اعتیاد بودند توانستند به رهایی و درمان قطعی برسند، بلکه صورت‌مسئله بسیاری از بیماری‌ها و بندهایی که انسان‌های زیادی با آن درگیر بودند نیز مشخص شد؛ از جمله مسئله سیگار، اضافه‌وزن و موارد دیگر.

از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی می‌کنم و از خداوند برای ایشان و خانواده عزیزشان سلامتی، طول عمر و توفیق روزافزون مسئلت دارم. تولد یک سال رهایی مسافر حسن را به ایشان، راهنمای محترمشان آقا مصطفی، همسفر خوبشان خانم طیبه و فرزندان عزیزشان تبریک می‌گویم. خانم طیبه دو ماه بعد از مسافرشان وارد کنگره شدند و به لژیون من پیوستند. چیزی که در همان ابتدا باعث شد ایشان مجذوب کنگره شوند، تغییرات بسیار زیادی بود که در طول دو ماه اول سفر در مسافرشان به وجود آمده بود. هدف خانم طیبه از آمدن به کنگره این بود که ببیند چه جایی، چه کسی و چه چیزی باعث این همه تغییر در مسافرشان شده است. در جلسه اول، بیشتر از آسیب‌هایی که به واسطه اعتیاد به خانواده و همسفر وارد شده بود صحبت کردند و جلسه با گله و شکایت از مسافرشان به پایان رسید؛ اما بعد از آن، دیگر چیزی جز گفتن از خوبی‌ها و تغییرات مثبت مسافرشان از ایشان نشنیدم. به نظر من، یکی از دلایل مهمی که باعث شد مسافرشان سفر خوبی داشته باشند، در کنار خواست و تلاش خودشان، حضور و همراهی همسفرشان بود.

وقتی اعتیاد وارد زندگی می‌شود، به مرور زمان و ذره‌ذره، به واسطه آسیب‌ها و ترکش‌هایی که به همسفر و خانواده وارد می‌کند، باعث می‌شود پیوند محبت کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شود و حتی از بین برود. ما به عنوان راهنمای همسفر، بارها از همسفرانی می‌شنویم که وقتی وارد لژیون می‌شوند، می‌گویند: «هیچ حسی نسبت به مسافرمان نداریم و فقط به خاطر فرزندانمان زندگی می‌کنیم.» اما با حضور مسافر و همسفر در کنگره و آموزش گرفتن، به مرور زمان و با روش DST، پیوند محبت دوباره بازسازی و احیا می‌شود. حتی در مواردی شاهد بوده‌ایم که جدایی‌ها به ازدواج دوباره ختم شده و پیوند محبت، بسیار قوی‌تر و مستحکم‌تر از دوران قبل از اعتیاد شده است. این اتفاق در رابطه میان مسافر حسن و خانم طیبه نیز در طول سفر اول رقم خورد. خانم طیبه با وجود شرایط جسمی خاصی که داشتند و با توجه به اینکه لازم بود هرچه سریع‌تر تحت عمل جراحی قرار بگیرند، به دلیل دوران نقاهت پس از جراحی و اینکه ممکن بود نتوانند در روز رهایی مسافرشان در کنار ایشان باشند، درد و سختی زیادی را تحمل کردند تا بتوانند طعم شیرین رهایی را در کنار یکدیگر تجربه کنند.

خدا را شکر که ایشان تا روز رهایی در کنار مسافرشان ماندند و امروز شاهد حال خوب هر دوی این عزیزان هستیم. امیدوارم مسافر و همسفر این تولد، پیام تولدشان را دریافت کنند و بتوانند زکات رهایی و حال خوب خود را با خدمت کردن در کنگره پرداخت کنند. همچنین امیدوارم انرژی و حس خوب این جایگاه باعث شود خانم طیبه بار دیگر جذب کنگره شوند، در کنار مسافرشان ادامه مسیر بدهند و شاهد حضور پررنگ‌تر ایشان در کنگره باشیم. ان‌شاءالله روزی برسد که شال‌های خدمتی بر دوش مسافر حسن و خانم طیبه قرار بگیرد و این عزیزان بتوانند در مسیر خدمت و آموزش، قدم‌های مؤثری بردارند. از خداوند برای هر دو عزیز و خانواده محترمشان بهترین‌ها را خواستارم. به امید رهایی همه انسان‌های در بند.اگر بخواهید، می‌توانم همین متن را یک بار دیگر با لحن صمیمی‌تر و نزدیک‌تر به ادبیات سخنرانی‌های کنگره ۶۰ هم تنظیم کنم تا برای انتشار در سایت، طبیعی‌تر و گرم‌تر باشد.

صحبت‌های همسفر طیبه: 

به نام قدرت مطلق الله  سلام دوستان، طیبه هستم، یک همسفر.

در ابتدا سپاسگزارم از آقای مهندس و خانواده محترمشان؛ همواره قدردان دانش و راهنمایی‌های ایشان هستم.

از راهنمای مسافرم، آقای مصطفی درویش، تشکر میکنم که همواره به مسافرم انگیزه و امید بخشیدند. و سپاس ویژهای دارم از راهنمای عزیز خودم، خانم سمیرا، که سبب شدند با قدرت و اطمینان در کنار مسافرم باشم. از تمامی عزیزانی که در کنگره به نحوی خدمتگزار هستند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. و در پایان، تبریک ویژهای به مسافرم، حسن، تقدیم میکنم؛ او با وجود تمام دشواریها توانست رها شود و امروز، روز تولد یک سال اوست. تولدت مبارک! 

امیدوارم روزی برسد که من و مسافرم نیز از خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشیم

عکس: مرزبان خبری مسافر حسن 

تایپ: مسافر احـمد لژیون 9 و مسافر رمضان لژیون ۱۱ 

پروژکتور: مسافر حسین لژیون 6

ویراستاری و بارگذاری: مسافر احـمد لژیون 9

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...