دلنوشته مسافر جلال در باب دستور جلسه این هفته: صورت مسئله اعتیاد
سلام دوستان جلال هستم یک مسافر
اعتیاد فقط قصه مصرف یک ماده نیست.
پشت هر مصرف، انسانى ایستاده که روزی آرزوهای بزرگی داشته است.
شاید مهمترین اشتباه ما این بود که اعتیاد را فقط یک عادت بد میدیدیم.
گاهی فکر میکردیم با اراده و زور میتوان مسئله را تمام کرد.
اما صورتمسئله اعتیاد، بسیار عمیقتر از این حرفهاست.
وقتی ماده مخدر وارد بدن میشود، فقط حال روحی انسان را تغییر نمیدهد.
بلکه به مرور، تعادل جسم و روان و سیستمهای حیاتی بدن نیز دستخوش تغییر میشود.
انسانی که روزی برای آرامش مصرف کرده، ممکن است بعد از مدتی برای زنده ماندنِ تعادل بدنش مصرف کند.
اینجاست که مفهوم اعتیاد را بهتر میتوان فهمید.
دیگر نمیتوان گفت: «اگر بخواهد، میتواند.»
چون مسئله فقط خواستن یا نخواستن نیست.
بدن انسان در اثر مصرف مداوم، شرایط جدیدی پیدا کرده است.
از طرف دیگر، ذهن و روان او نیز با مواد مخدر پیوند خوردهاند.
به همین دلیل، قطع ناگهانی مصرف همیشه به معنای حل شدن مسئله نیست.
گاهی فقط صورت مسئله را پاک میکنیم، بدون اینکه آن را حل کرده باشیم.
کنگره ۶۰ به من یاد میدهد که قبل از هر کاری باید مسئله را درست بشناسم.
اگر صورت مسئله را اشتباه بفهمم، طبیعی است که راهحل من هم اشتباه باشد.
درمان اعتیاد نیازمند شناخت، آموزش، زمان و حرکت درست است.
در این مسیر، جسم باید فرصت بازسازی و ترمیم پیدا کند.
روان نیز نیازمند آموزش و آرامش و تغییر نگرش است.
جهانبینی انسان باید به تدریج تغییر کند تا زندگی دوباره معنا پیدا کند.
درمان، یک اتفاق ناگهانی نیست؛ یک سفر است.
سفری از تاریکی به روشنایی، از بینظمی به تعادل و از ناامیدی به امید.
در این سفر، صبر نقش بسیار بزرگی دارد.
همانطور که هیچ درختی یکشبه میوه نمیدهد، انسان هم برای بازسازی به زمان نیاز دارد.
گاهی خانواده نیز باید آموزش ببیند تا به جای سرزنش، راه درست حمایت را یاد بگیرد.
شخص مصرفکننده هم باید بداند که محکوم به شکست نیست.
پشت هر انسانی که گرفتار اعتیاد شده، هنوز ظرفیت بزرگی برای ساختن وجود دارد.
فقط باید راه را شناخت و قدمبهقدم حرکت کرد.
من امروز اعتیاد را نه یک بنبست، بلکه مسئلهای قابل شناخت و قابل درمان میبینم.
این نگاه، تفاوت بزرگی در زندگی انسان ایجاد میکند.
وقتی امید با آموزش همراه شود، حرکت آغاز میشود.
و وقتی حرکت درست باشد، آرامآرام نتیجه خودش را نشان میدهد.
شاید زیباترین قسمت این سفر، بازگشت دوباره انسان به خودش باشد.
بازگشت به خانواده، به محبت، به مسئولیت و به زندگی.
در این مسیر، انسان فقط از مواد فاصله نمیگیرد؛ بلکه باید از تفکرهای اشتباه نیز فاصله بگیرد.
او یاد میگیرد که برای تغییر، ابتدا باید خودش مسئولیت تغییر را بپذیرد.
صورت مسئله اعتیاد به من آموخت که هیچ انسانی را نباید فقط با گذشتهاش قضاوت کرد.
گاهی یک انسان برای نجات خود، فقط به یک فرصت، یک آموزش و یک مسیر درست نیاز دارد.
و چه زیباست وقتی کسی که روزی در تاریکی بوده، خودش چراغ راه دیگری میشود.
در نهایت، درمان اعتیاد یعنی بازگرداندن انسان به تعادل.
یعنی جسم، روان و جهانبینی در کنار هم حرکت کنند.
و نتیجه این حرکت، فقط رهایی از مواد نیست؛ بلکه رسیدن به زندگی سالم و باارزش است.
من باور دارم وقتی صورت مسئله را درست بفهمیم، راه درمان هم کمکم خودش را نشان میدهد.
و آن روز، اعتیاد دیگر یک دیوار بلند و شکستناپذیر نیست؛ بلکه مسئلهای است که میتوان با آگاهی، صبر و حرکت درست از آن عبور کرد.
در پایان نتیجه میگیرم:
به نظر من بزرگترین پیام «صورتمسئله اعتیاد» این است که برای حل هر مشکلی، ابتدا باید آن را درست بشناسیم. اگر اعتیاد را فقط ضعف اراده بدانیم، ممکن است هم فرد گرفتار و هم خانوادهاش سالها در چرخه سرزنش و ناامیدی باقی بمانند. اما وقتی جسم، روان و جهانبینی را در کنار هم ببینیم، نگاه ما از قضاوت به شناخت و از ناامیدی به درمان تغییر میکند.
حضرت مولانا میفرماید:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
مسافر جلال لژیون ششم شعبه زالپارس
سلام دوستان محمد رضا هستم مسافر
دلنوشتهای برای دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»
میخواهم بگویم اگر امروز هنوز در تاریکی هستم، نباید فراموش کنیم که هر قدم کوچک، میتواند یک پیروزی بزرگ باشد. قرار نیست یکشبه همهچیز تغییر کند، مهم این است که حرکت کنیم و از مسیر خودمان ناامید نشویم.
ما اینجا نیستیم که بیعیب و نقص باشیم،ما در کنگره ۶۰ هستیم تا یاد بگیریم، تجربه کنیم و دوباره خودمان را پیدا کنیم. یاد بگیریم چگونه با خودمان روبهرو شویم، بدون اینکه از خودمان بترسیم.
«صورت مسئله اعتیاد» برای من یعنی فهمیدن اینکه چه اتفاقی برای جسم، روان و جهانبینی من افتاده و از کجا باید دوباره شروع کنم. کنگره به من یاد میدهد که به جای فرار از خودم، آرامآرام با خودم روبهرو شوم و قدمبهقدم مسیر درمان و بازسازی را طی کنم.
امروز شاید هنوز در ابتدای راه باشم، اما همین که قدمی برداشتهام، یعنی امید هنوز زنده است.
مسافر محمد رضا لژیون هفتم شعبه زالپارس
گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری:مسافر جعفر
ویراستاری : مسافر احسان از لژیون چهارم
عکاس: مسافر قاسم لژیون سوم
تنظیم برای وبلاگ: مسافر رحمان از لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
17