یکی از مهمترین اقداماتی که بنیان کنگره ۶۰، نویسنده کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و مبتکر روش DST، جناب آقای مهندس حسین دژاکام، قبل از همه اینها انجام دادند، این بود که تمام این مجهولها را به یک مجهول تبدیل نمودند؛ یعنی بسیاری از سؤالات بیربط و گمراهکننده را کنار گذاشتند و یک معادله با دهها مجهول را به یک معادله با یک مجهول تبدیل کردند و مبدأ را مشخص نمودند؛ در اینجا بود که اتفاق بزرگی روی داد. مجهول و یا ایکس در معادله مذکور این بود که چرا یک فرد، هرقدر تلاش میکند و با هر شیوه و متدی که مصرف مواد مخدر را کنار میگذارد؛ حالش خوب نمیشود و به تعادل نمیرسد؟ حتی پس از گذشت مدت طولانی، چرا این فرد دیگر مثل سابق قادر به ادامه زندگی و انجام درست مسئولیتهای خود نیست؟ چرا میل و وسوسه مصرف مواد مخدر را دارد؟
پس از تحقیق و بررسیهای گسترده، پس از سالها تجربه اعتیاد و بهکارگیری روشهای متعدد، زیر نظر متخصصترینهای این حوزه که بعضاً فارغالتحصیلان خارج از کشور نیز بودند و پس از ساعتها تفکر نظری و کار عملی، ایشان به این جواب و نتیجه رسیدند: سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی و مخدرهای طبیعی و درونزای بدن، که ما در کنگره ۶۰ به آن سیستم X میگوییم، دچار اختلال شده و کارش را درست انجام نمیدهد؛ مخدر بیرونی که فرد مصرف میکند، جایگزین آن شده است و هر وقت که مصرف مواد قطع شود، ناکارایی این سیستم هزار مشکل و اختلال ایجاد میکند؛ به این سادگیها هم راهاندازی نمیشود. تازه اگر مواد مخدر به ناگهان قطع شود، خماری شدید ناشی از آن، مثل یک ضربه مهلک، چنان شوکی به این سیستم وارد میکند که تا آخر عمر هم درست نمیشود.
وقتی این سیستم درست کار نمیکند، اول فیزیولوژی و جسم، دوم روان یا خلقوخو از تعادل خارج میشود، سوم تفکرات و دیدگاه شخص به زندگی نیز دچار تحول و دگرگونی میشود. نویسنده کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، سرانجام پس از سالها مصرف مواد مخدر، موفق به درمان اعتیاد خود شدند، بدون هیچگونه عارضه و بدون وسوسه و میل مصرف مجدد مواد مخدر. ایشان دریافتند که مهمترین مسئله در درمان اعتیاد، سیستم X یا سیستم تولیدکننده مخدرهای طبیعی جسم است که تعادل تمام ابعاد وجودی انسان، شامل جسم، روان و جهانبینی را در بر میگیرد.
اینجا بود که ایشان کشف و یافته خود را در قالب یک مقاله علمی به اولین کنگره پزشکی و سراسری راهکارهای درمان اعتیاد در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ارائه نمودند و مقاله فوق در این کنگره پذیرفته شد.صورتمسئله اعتیاد از این موضوعات است. در واقع، آقای مهندس یک نگاه جدیدی به اعتیاد کردند؛ بهاضافه مقالاتی که بعداً اضافه شد، مثل «سم نزدایی» که مفاهیمی را برای ما باز میکند.
در سیدی «کرونا» آقای مهندس میفرمایند: ما اگر بخواهیم مسئلهای را حل کنیم، یک سری دادههایی را داریم و یک صورتمسئله داریم و یک حل مسئله. دادههای اولیه، یعنی همان اطلاعاتی که من درباره یک موضوع دارم. مثلاً درباره اعتیاد یکسری اطلاعاتی را دارم؛ مواد را بشناسم، انسان را بشناسم، این میشود دادههای اولیه.
صورتمسئله یعنی مشکل کجاست؟ یا من چه کاری را انجام دهم؟ یا چه قسمتهایی از بدن من آسیب دیده است؟ چه چیزهایی را از دست دادهام؟ چه چیزهایی از تعادل خارج شده است؟ الان میدانم که یک انسان از نظر جسم، روان و جهانبینی آسیب دیده است. در واقع، ما یک انسان بیمار داریم که میخواهیم به انسان سالم تبدیل کنیم. حالا این تبدیل چگونه اتفاق میافتد؟ این همان حل مسئله است. پس بیماری را میشناسیم، انسان را میشناسیم و اطلاعات را داریم. میخواهیم از نظر روان این تغییرات به وجود بیاید، یا از نظر جسم این غدد راهاندازی شود و از نظر جهانبینی این تغییرات صورت بگیرد. کسی که اعتیاد دارد، جهانبینی او پر از ترس، نفرت، حقارت و دنیایی پر از سیاهی، درد، رنج و ناامیدی است. ما میخواهیم اینها را تغییر دهیم. آن روشی که استفاده میکنیم تا تغییر دهیم، در واقع همان حل مسئله میشود.
همانطور که در سیدی «کرونا» گفته شد، ویروس با یک اسید از بین میرود و ما ویروس را شناختیم، دانستیم که در گلو و یا ریه قرار میگیرد و توانستیم بهوسیله دیسپ خوراکی یا بخور آن را درمان کنیم. چون اطلاعاتی داشتیم و میدانستیم در کجا این ویروس قرار گرفته و به چه چیزی نقطهضعف نشان میدهد، توانستیم راهحل را پیدا کنیم و مسئله را حل کنیم. نوع نگاهی که در کنگره مطرح میشود، نگاه کردن به مسئله و ساده کردن آن است. علت اینکه کنگره ۶۰ برای هر چیزی مثلث درست میکند چیست؟ برای اینکه هدف ما این است که کلید را پیدا کنیم؛ اول مسئله را ساده کنیم و صورتمسئله را مشخص کنیم.اعتیاد سالها حل نشد، برای اینکه صورتمسئله مشخص نشده بود و علت این موضوع این بود که اعتیاد را خیلی پیچیده کرده بودند. ولی ما در کنگره میگوییم: اعتیاد یعنی چه؟ جسم، روان، جهانبینی، یعنی...چه جسم، روان، جهانبینی؛ یعنی ما فقط با این سه مؤلفه سروکار داریم. اگر در جای دیگری بیماری اعتیاد را سرچ کنیم، ممکن است عوامل مختلفی را بیاورد که همه آنها مجهول باشند و ما نمیتوانیم صدها مجهول را حل کنیم. وقتی مجهولات زیاد شود، مسئله به شکل پیچیده و غیرقابلحل درمیآید و در نهایت به نتیجه نمیرسیم و میگوییم این مسئله دیگر حل نمیشود.
آقای مهندس فرمودند: «علت اعتیاد، عدم آگاهی میباشد.» تمام مجهولات به یک مجهول تبدیل شد؛ این آگاهی فقط باید جهانبینی بالا برود. پس مسئله ساده شد و ما متوجه شدیم که با جسم، روان و جهانبینی سروکار داریم و وقتی جسم درست شود، روان نیز درست میشود. هرچقدر مسئله را ساده کنیم، راحتتر میتوانیم حل کنیم.
نویسنده: راهنما همسفر زهره
ویرایش و ارسال: همسفر میترا (دبیر سایت)
همسفران نمایندگی گرمسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
117