دلنوشته مسافر علی اکبر در مورد سایت کنگره60
سلام دوستان علیاکبر هستم مسافر.
بعضی وقتها آدم فکر میکند یک اتفاق، اتفاق کوچکی است اما بعداً میفهمد همان اتفاق، مسیر زندگیاش را تغییر داده است.
برای من، سایت کنگره ۶۰ فقط یک سایت نیست.
گاهی صفحهای را باز کردهام و مطلبی خواندهام که دقیقاً حرف دل آن روز من بوده است. گاهی جواب سؤالی را گرفتهام که مدتها در ذهنم چرخیده و گاهی هم فقط چند خط خواندهام اما همان چند خط باعث شده ناامید نشوم.
شاید کسی که این مطالب را مینویسد، نداند یک نفر آن طرف صفحه با چه حالی دارد آن مطلب را میخواند. شاید نداند همین نوشته ممکن است دست یک انسان را بگیرد و نگذارد دوباره به تاریکی برگردد.
من امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی چیزها از یک «آگاهی» شروع شده است؛ از یک جمله، یک تجربه یا یک آموزش... و چه زیباست که کنگره ۶۰ این آگاهی را محدود به یک مکان نکرده است. هر جا که یک گوشی یا یک کامپیوتر باشد، میتواند پنجرهای رو به امید باشد.
برای من، هفته سایت یعنی قدردانی از تمام خدمتگزارانی که بیسروصدا مینویسند، آموزش میدهند و تجربه خود را در اختیار دیگران میگذارند. شاید خودشان ندانند، اما ممکن است نوشتههایشان برای یک نفر، شروع دوباره زندگی باشد.
من به سهم خودم میگویم:
ممنونم که این پنجره باز است چون شاید روزی، یک نفر درست در لحظهای که فکر میکند دیگر راهی نیست، از همان پنجره نور را ببیند.
سایت، پنجرهای رو به نور،
حرفی از جنس عشق و شعور،
یک راه برای رفتن، برای شدن،
برای دوباره ساختنِ خودم.
تنظیم و ارسال خبر: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
73