English Version
This Site Is Available In English

توجه به ابعاد سه‌گانه جسم، روان و جهان‌بینی

توجه به ابعاد سه‌گانه جسم، روان و جهان‌بینی

سلام دوستان مهلا هستم همسفر

وقتی برای اولین‌بار با موضوع «صورت‌مسئله اعتیاد» آشنا شدم، فهمیدم چیزی که ما از بیرون می‌بینیم، با آن‌چه واقعاً در جسم و روان یک فرد مصرف‌کننده اتفاق می‌افتد، تفاوت بسیاری دارد. شاید قبلاً فکر می‌کردم اعتیاد یعنی فقط فردی مواد مصرف می‌کند و اگر اراده داشته باشد، می‌تواند به‌ راحتی آن را کنار بگذارد؛ اما با آموزش‌های کنگره۶۰ آموختم که برای حل یک مشکل، ابتدا باید ریشه و دلیل اصلی آن را بشناسیم و بدانیم چه تغییری در ساختار وجودی انسان رخ داده است.

به نظر من، یکی از مهمترین نکات در صورت‌مسئله اعتیاد، اشاره به این موضوع است که مصرف موادمخدر به مرور زمان روی سیستم‌های حیاتی و طبیعی بدن اثر می‌گذارد. بدن انسان به‌طور طبیعی موادی تولید می‌کند که برای رسیدن به حال خوش و تعادل لازم هستند؛ اما وقتی موادمخدر بیرونی وارد بدن می‌شود، این سیستم‌ها به تدریج از کار می‌افتند و بدن از حالت طبیعی خود فاصله می‌گیرد. این‌جا است که متوجه می‌شوم چرا فقط گفتنِ «دیگر مصرف نکن»، نمی‌تواند گره‌ای از مشکلات باز کند. مثلاً اگر کسی مدت زیادی با عصا راه رفته باشد، نمی‌توانیم یک‌باره عصا را از او بگیریم و انتظار داشته باشیم همان لحظه مثل گذشته راه برود؛ عضلات او ضعیف شده‌اند و بدنش باید دوباره تمرین کند تا توانایی خود را بازیابد. من این مثال را در مورد درمان اعتیاد نیز به‌خوبی درک می‌کنم؛ چراکه جسمی که مدت‌ها با مواد بیرونی کار کرده، نیازمند زمان و بازسازی است تا دوباره به تعادل نزدیک شود.

نکته‌ای که برای من بسیار جالب بود، توجه کنگره۶۰ به ابعاد سه‌گانه جسم، روان و جهان‌بینی است. ممکن است جسم یک فرد در مسیر درمان قرار بگیرد؛ اما اگر نوع نگاه و تفکر او تغییر نکند، احتمال بازگشت به شرایط قبلی وجود دارد. به همین دلیل، آموزش‌ها برای من تنها یک‌سری کلمات نیستند؛ بلکه چراغی هستند که کمک می‌کنند تا ریشه رفتارها و افکار گذشته‌ام را بشناسم و در جهت اصلاح آن‌ها قدم بردارم. به عنوان یک همسفر، صورت‌مسئله اعتیاد باعث شد بسیاری از رفتارهایی را که قبلاً درک نمی‌کردم، با دیدی متفاوت بنگرم. پیش از این، شاید دائم از خودم می‌پرسیدم: «چرا مسافرم فلان رفتار را انجام می‌دهد یا چرا نمی‌تواند خودش را کنترل کند؟» اما حالا می‌دانم که وقتی مسئله‌ای را درست نشناسیم، قضاوت‌هایمان نیز نادرست خواهد بود. این آموزش به من یاد داد به جای نگاه کردن به نتیجه رفتارها، به دنبال علت و ریشه اصلی مشکلات باشم.

موضوع دیگری که برایم بسیار حیاتی شد، «صبر» است. درمان اعتیاد مثل مصرف یک قرص و انتظار برای بهبود در چند ساعت نیست؛ بلکه مسیری است که باید برای آن زمان قائل شد، آموزش گرفت و قدم‌به‌قدم پیش رفت. معتقدم اگر قرار است چیزی حقیقتاً درست شود، باید فرصت کافی داشته باشد تا از ریشه اصلاح شود، نه این‌که فقط ظاهر آن برای مدتی پنهان بماند. در نهایت، آن‌چه از صورت‌مسئله اعتیاد آموختم این است که تا وقتی خودِ مسئله را درست درک نکنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم راه‌حل درستی بیابیم. این آموزش نگاه مرا از «چرا مصرف می‌کند؟» به «چه اتفاقی افتاده و چگونه می‌توان آن را درمان کرد؟» تغییر داد. همین تغییر نگاه، برای من بسیار ارزشمند است؛ زیرا حس می‌کنم وقتی شناخت من افزایش یابد، رفتار و برخورد من نیز آرام‌تر و منطقی‌تر خواهد شد.

نویسنده: همسفر مهلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مطهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...