در دوران ابتدایی هنگام امتحان ریاضی حل کردن مسئله برایم بسیار سخت بود و نمیتوانستم به پاسخ برسم. معلم همیشه میگفت: «برای حل کردن یک مسئله ریاضی ابتدا باید صورت مسئله را بهخوبی بفهمی و ببینی از تو چه میخواهد؛ چون نیمی از پاسخ در خود صورت مسئله است.» سالها بعد زمانی که همسفر یک فرد مصرفکننده شدم و با او زندگی کردم، مفهوم این جمله را به شکل دیگری تجربه کردم. زندگی با فردی که با مصرف موادمخدر برای مدتی کوتاه به تعادل میرسید و با از بین رفتن اثر مواد دوباره دچار خماری، بیحوصلگی و عصبانیت میشد، برایم بسیار سخت و طاقتفرسا بود. گاهی حتی توان راه رفتن نداشت و جسمش کاملاً از کار میافتاد و به دنبال آن وضعیت روانی او نیز تحت تأثیر قرار میگرفت.
هم من و هم مسافرم از این شرایط خسته شده بودیم. برای ترک یا درمان اعتیاد راههای مختلفی را امتحان کردیم؛ نزد پزشک رفتیم، از داروهای جایگزین استفاده کردیم و حتی چندین بار به روش سقوط آزاد ترک کرد. چند روز درد و مشکلات جسمی را تحمل میکرد و حالش بهتر میشد؛ اما مشکل اصلی همچنان در بخش روان وجود داشت و پس از مدتی دوباره به مصرف بازمیگشت. رفتار او در آن دوران بهگونهای بود که گاهی خودم به او میگفتم: «برو مصرف کن تا جسم و روانت به تعادل برسد.» همیشه برایم سؤال بود که چرا یک فرد مصرفکننده نمیتواند از این بلای خانمانسوز رها شود و چرا هر بار که ترک میکند، دوباره به مصرف بازمیگردد.
خدا را شکر که پس از شکستهای پیدرپی با کنگره۶۰ آشنا شدیم. بعد از ورود به کنگره و دریافت آموزش و مشاوره از راهنمای تازهواردین، کمکم با اصل موضوع اعتیاد آشنا شدم و پاسخ بسیاری از سؤالهایی را که سالها ذهنم را درگیر کرده بود پیدا کردم. در کنگره آموختم که مصرف طولانیمدت موادمخدر سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدن را که در کنگره از آن با عنوان «سیستم ایکس» یاد میشود، دچار اختلال میکند؛ بنابراین با قطع ناگهانی مواد نمیتوان انتظار داشت که جسم در مدت کوتاهی به شرایط طبیعی بازگردد. جسم برای بازسازی و رسیدن دوباره به تعادل به زمان نیاز دارد.
آن زمان بود که متوجه شدم چرا مسافرم با روشهای قبلی نمیتوانست به درمانی پایدار برسد. با قطع مواد ممکن بود، بخشی از مشکلات جسمی در مدت کوتاهی برطرف شود؛ اما بخش روانی و سیستمهای آسیبدیده بدن هنوز فرصت کافی برای بازسازی پیدا نکرده بودند و به همین دلیل پس از مدتی دوباره چرخه مصرف آغاز میشد. خدا را شکر آقای مهندس با تکیه بر تجربه شخصی و تحقیقات خود با ارائه «صورت مسئله اعتیاد» و روش DST، دیدگاه جدیدی نسبت به درمان اعتیاد مطرح کردند، دیدگاهی که در آن سه ضلع جسم، روان و جهانبینی مورد توجه قرار میگیرد.
در این روش درمان طی یک دوره مشخص و بهصورت تدریجی انجام میشود. مسافر با استفاده از شربت OT و کاهش پلهای مواد فرصت پیدا میکند تا جسم و روان خود را بهتدریج بازسازی کند و به تعادل برسد. من در گذشته تصور میکردم که برای درمان اعتیاد فقط کافی است، مواد قطع شود؛ اما در کنگره۶۰ آموختم که «قطع مصرف» با «درمان» تفاوت دارد. با قطع ناگهانی مواد، شخص ممکن است با عکسالعملهای آشکار و پنهان روبهرو شود. بیخوابی، پرش عضلات و عرق کردن از جمله عکسالعملهای آشکار هستند و افسردگی، گوشهگیری، تنبلی، ناامیدی و زود خسته شدن میتوانند از جمله عکسالعملهای پنهان باشند.
برای رسیدن به درمان، جسم و روان باید فرصت بازسازی داشته باشند و این موضوع نیازمند زمان و استفاده از روشی صحیح و تدریجی است. از نظر من، یکی از بزرگترین دستاوردهای کنگره۶۰ شناخت و مطرح کردن «صورت مسئله اعتیاد» است؛ زیرا زمانی که صورت مسئله بهدرستی شناخته شود، راه درمان نیز بهتر مشخص خواهد شد. در کنگره آموختم که مواد مخدر بیرونی بهتدریج جایگزین مواد شبهافیونی طبیعی بدن میشوند و با ادامه مصرف سیستمهای طبیعی بدن از تعادل خارج میشوند؛ بنابراین برای بازگشت به تعادل این جایگزینی باید بهصورت تدریجی و حسابشده برطرف شود.
خداوند را شاکرم که ما را با کنگره۶۰ آشنا کرد. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم سؤالی که سالها ذهنم را درگیر کرده بود با شناخت «صورت مسئله اعتیاد» برایم پاسخ داده شد. خوشحالم که مسافرم با کمک آموزشهای کنگره و طی کردن مسیر درمان به تعادل و آرامش رسید. از خداوند سپاسگزارم که این مسیر را به ما نشان داد و امیدوارم بتوانم همیشه قدردان این نعمت باشم.
نویسنده: راهنما همسفر مریم لژیون اول
رابط خبری: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر ابتهال رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
147