English Version
This Site Is Available In English

زیباترین خدمت آن خدمتی است که چیزی در مقابلش نخواهی و حتی ندانی خدمتی که انجام داده‌ای دقیقاً به چه کسی رسیده است

زیباترین خدمت آن خدمتی است که چیزی در مقابلش نخواهی و حتی ندانی خدمتی که انجام داده‌ای دقیقاً به چه کسی رسیده است

جلسه هماهنگی لژیون های سردار استان خراسان در نمایندگی عطار نیشابوری،روز پنجشنبه با استادی: دیده بان محترم مسافر علیرضا در تاریخ 2مهرماه 1405 ساعت 12 آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم،مسافر
خدا را شکر می‌کنم که امروز توفیق شد در خدمت شما بزرگواران باشیم. همان‌طور که دوستان می‌دانند، نمایندگی‌های مختلفی امروز در این گردهمایی حضور دارند و از ایجنت‌ها، نگهبانان، خزانه‌داران و خدمتگزاران شعب مختلف تشکر می‌کنم که در این جمع حضور پیدا کردند.
امیدوارم بتوانیم نقطه‌نظرات و تجربیات خودمان را در اختیار یکدیگر قرار بدهیم؛ چون در کنگره چیزی جز آموزش و انتقال تجربه نداریم،اما یک سؤال اساسی وجود دارد: ما در کنگره چه کاری می‌توانیم انجام بدهیم؟به نظر من، ما در کنگره قرار نیست کاری برای کنگره انجام بدهیم؛ بلکه باید کاری کنیم که کنگره برای ما کاری انجام بدهد،حداقل کاری که می‌توانیم انجام بدهیم این است که بفهمیم کنگره برای ما چه کرده و قرار است چه تغییری در ما ایجاد کند.
من، علیرضا، در جایگاه یک دیده‌بان باید تکلیف خودم را با خودم روشن کنم. وقتی انسان در یک مسیر حقیقی و درست حرکت می‌کند، طبیعتاً به نتیجه درست می‌رسد؛ اما اگر مسیر اشتباه باشد، نتیجه هم اشتباه خواهد بود،ما در کنگره یک مثلث داریم:معرفت، عمل سالم و عدالت،حالا سؤال این است که معرفت کجاست؟ عمل سالم کجاست؟ عدالت کجاست؟
ما در کنگره سه سفر داریم: سفر اول، سفر دوم و سفر سوم. امروز کاری به سفر سوم نداریم. می‌خواهیم ببینیم معرفت، عمل سالم و عدالت در کجای این سفرها قرار دارند،من باید ببینم خودم کجا هستم. آیا در معرفت قرار دارم؟ آیا در عمل سالم هستم؟ آیا عدالت را در زندگی خودم اجرا می‌کنم؟همه این‌ها قرار است به یک نتیجه برسند، می‌خواهیم بدانیم جایگاه من کجاست و اصلاً کنگره چه جایگاهی در زندگی من دارد؟
سفر اول یک پیش‌نیاز دارد. اگر از بالا به سفر اول نگاه کنیم، یک دوره سازگاری اولیه داریم که به جسم مربوط می‌شود و بعد یازده ماه سفر اول را داریم. در این یازده ماه قرار است جسم به تعادل برسد، اما آیا فقط جسم است؟روان کجاست؟ چه زمانی قرار است روان به تعادل برسد؟ جهان‌بینی کجا قرار است تغییر کند؟ما یازده ماه سفر می‌کنیم تا جسم به تعادل برسد و قرار است روان ما نیز به تعادل برسد،حالا می‌خواهم بپرسم: سفر دوم کجاست؟تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید؟آیا سفر دوم فقط مرزبانی است؟ مرزبانی حدود چهارده ماه زمان دارد، ایجنتی هم یک دوره مشخص دارد، راهنمایی زمان مشخصی دارد، دیده‌بانی هم ممکن است چندسال‌ها ادامه داشته باشد،پس سفر دوم کجاست؟
در سفر اول، مبدأ ما مشخص می‌شود و راهنما با کلام و آموزش، ما را در مسیر حرکت می‌دهد تا به فرمان قطع مواد و رهایی برسیم،اما بعد از رهایی، آیا فرمان دیگری وجود ندارد؟قطع مواد پایان کار نیست، بعد از رهایی، باید حرکتی دیگر آغاز شود؛ حرکتی از قطع مواد مخدر تا شناخت خود. اینجاست که شناخت خود مطرح می‌شود،اما چگونه باید خودمان را بشناسیم؟در اضلاع کنگره، یکی از اضلاع معرفت است. معرفت یعنی شناخت، دانش و آگاهی، وقتی می‌گوییم فلانی آدم بامعرفتی است، یعنی شناخت و دانش دارد و آموزش دیده است،ما این معرفت را در کنگره چگونه کسب می‌کنیم؟با آموزش، با خواندن و نوشتن سی‌دی‌ها، با مشارکت، با حضور در کارگاه‌ها و با تجربه کردن آموزش‌ها.
آن چیزی که در سی‌دی‌ها و آموزش‌ها یاد می‌گیریم، باید تبدیل به توانایی درونی شود؛ یعنی بتوانیم بر اساس آن دانش حرکت کنیم. این همان جایی است که عمل سالم مطرح می‌شود،عمل سالم کجاست؟در کنگره همه ما سعی می‌کنیم حرمت‌ها را رعایت کنیم. اما مسئله اصلی، بیرون از کنگره است،کنگره یک آموزشگاه، یک دانشگاه و یک آزمایشگاه است. ما در اینجا دانش و آموزش را یاد می‌گیریم و در یک محیط کنترل‌شده آن را تمرین می‌کنیم،اما عمل سالم واقعی، بیرون از کنگره خودش را نشان می‌دهد،دانش زمانی ارزشمند است که بتوانم در همان لحظه از آن استفاده کنم،قرارنیست مثلث ما ناقص باشد،قرار است هر سه ضلع در کنار هم قرار بگیرند:معرفت، عمل سالم و عدالت.
این همه آموزش که در کنگره می‌بینم، باید به من توان، قدرت و اراده بدهد تا بتوانم تغییرات را در بیرون از کنگره و در زندگی واقعی خودم ایجاد کنم،ما افرادی هستیم که خواهان رهایی از دام اعتیادیم،اما سؤال این است که تا کجا قرار است رها شویم؟ممکن است انسان از مواد رها شود، اما همچنان درگیر مسائل و مشکلات دیگری باشد،درمان فقط این نیست که مواد را کنار بگذاریم. باید بتوانیم عقل، روان، جهان‌بینی و رفتار خودمان را نیز تغییر بدهیم،کنگره یک آغاز دارد و یک پایان،اگر در هوشیاری حرکت کنیم، خدمت هم می‌تواند به ما خدمت کند.
گفته می‌شود زمانی که انسان بر ماده و مادیات مسلط می‌شود، بخشی از قدرت اهریمن را در خودش شکست داده است،سؤال این است: آیا من می‌توانم بر ماده و مادیات مسلط باشم؟چگونه ماده از من فرمان می‌برد؟ما قرار است انسان‌های توانمند و ثروتمندی باشیم. وقتی از خدمت در کنگره صحبت می‌کنیم، منظورمان فقط خدمت داخل کنگره نیست؛ هدف این است که این آموزش‌ها در زندگی بیرون از کنگره هم خودش را نشان بدهد،اگر فکر کنیم صرفاً به خاطر جایگاهی که در کنگره داریم، انسان بزرگی هستیم، اشتباه کرده‌ایم،باید عمل سالم داشته باشیم، ببخشیم، نیاز دیگران را برطرف کنیم و اجازه بدهیم راز زندگی برایمان آشکار شود.
در وادی پنجم درباره پس‌انداز صحبت می‌شود. بخشی از داشته‌های ما برای امروز است، بخشی برای آینده و بخشی نیز برای دیگران،سؤال این است که آیا می‌توانم سهم دیگران را در همان لحظه آزاد کنم؟آیا می‌توانم بدون اینکه منتظر باشم چیزی به من برگردد، ببخشم؟اینجاست که ماده از من فرمان می‌برد،در لژیون سردار باید این آموزش‌ها را به یکدیگر منتقل کنیم؛ اینکه خدمت مالی و بخشش، فقط پرداخت پول نیست، بلکه حرکتی در مسیر تزکیه و پالایش است،هدف این است که بتوانیم خوب زندگی کنیم.
آقای مهندس گفته‌اند عضویت در لژیون سردار برای یک سفر اولی می‌تواند مانند دارو باشد؛ چون انسان را وارد مرحله‌ای می‌کند که در آن باید از بخشش و خدمت نیز آموزش بگیرد،وقتی وارد مرحله دوم می‌شویم، باید روانمان نیز به تعادل برسد،جهان پیرامون ما چگونه با ما صحبت می‌کند؟آیا دائماً با خشم، درگیری، دعوا و اختلاف مواجه هستیم یا آرامش و تعادل بیشتری در زندگی‌مان ایجاد شده است؟این همان جهان‌بینی است،جهان‌بینی یعنی من جهان را چگونه می‌بینم و چگونه با جهان پیرامون خودم ارتباط برقرار می‌کنم.
من تجربه کرده‌ام که برای خوب زندگی کردن تلاش زیادی کرده‌ام، اما تا زمانی که ضلع بخشش را تجربه نکرده بودم، گویی چیزی کامل نبود،در کنگره، همه‌چیز آموزشی است،جایگاه من به‌عنوان دیده‌بان، جایگاه یک آزمایشگاه است. ارتباط من با ایجنت، ارتباط ایجنت با مرزبان و ارتباط همه ما با یکدیگر، بخشی از همین آزمایش و آموزش است،اما نمره واقعی من کجا مشخص می‌شود؟بیرون از کنگره،عدالت جایگاه ما را مشخص می‌کند، نه ادعای خودمان.
بخشش نیز زمانی معنا پیدا می‌کند که در زندگی واقعی و در ارتباط با دیگران خودش را نشان بدهد. لژیون سردار جای گدایی و گریه کردن نیست. قرار نیست بگوییم «به خدا پول نداریم». بحث اصلی این است که ما باید بخشش را در خودمان ایجاد کنیم،زیباترین خدمت آن خدمتی است که چیزی در مقابلش نخواهی و حتی ندانی خدمتی که انجام داده‌ای دقیقاً به چه کسی رسیده است،باید این بازی را جدی بگیریم؛ چون اصل بازی، بیرون از کنگره است،هدف این است که ببینیم آموزش‌ها در زندگی ما چه تغییری ایجاد کرده‌اند و چگونه توانسته‌ایم آن‌ها را به عمل تبدیل کنیم.از توجه شما سپاسگزارم.

ضبط صدا: مسافر علی(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر احمد(لژیون چهارم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...