من یک همسفر هستم. سالها کنار فردی زندگی کردهام که دوستش داشتم؛ اما اعتیاد آرام آرام او را از من و خود او دور میکرد. روزهایی بود که نمیدانستم باید گریه کنم، بجنگم یا سکوت کنم، امیدوار باشم یا تسلیم شوم. من هم در کنار مسافرم سالها با ترس، نگرانی، بیاعتمادی و ناامیدی زندگی کرده بودم.
گاهی با خود میگفتم: چرا زندگی ما باید اینگونه باشد؟ تا زمانی که با کنگره۶۰ آشنا شدم، برای اولین بار متوجه شدم که اعتیاد فقط یک عادت یا یک ضعف اخلاقی نیست!
متوجه شدم جسم و روان انسان درگیر افیون میشود و برای بازگشت به تعادل، زمان و آموزش لازم است.
در کنگره۶۰ آموزش گرفتم که ابتدا باید خودم را پیدا کنم. متوجه شدم همسفر بودن فقط به معنای تحمل کردن نیست!
همسفر بودن یعنی: آموزش گرفتن، صبر کردن، امید داشتن و آموزش گرفتن صحیح و دوست داشتن.
من یک همسفر هستم و امروز دیگر از آینده نمیترسم؛ چون میدانم وقتی راه را بشناسی، آموزش بگیری، صبر کنی و قدم به قدم حرکت کنی، حتی بعد از سالها تاریکی میتوانی طلوع را تماشا کنی و معنای واقعی آرامش را لمس کنی. به امید رهایی مسافر عزیزم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق
- تعداد بازدید از این مطلب :
30