جلسه دوازدهم از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، با استادی راهنمای محترم مسافر عباس و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر یحیی با دستور جلسه «از سایت و فضای مجازی در کنگره ۶۰چگونه استفاده می کنم» در روز پنجشنبه مورخ ۲مهرماه ۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بسیار سپاسگزارم که بار دیگر توفیق خدمتگزاری و آموزشگیری در فضای کنگره را به ما عطا فرمود.امروز دو دستور جلسه داریم
امیدوارم جلسهای پرانرژی و سرشار از حس خوب برای یکدیگر رقم بزنیم و انرژی این جشن را خرج زندگی و حال خوش خود کنیم. ما همواره در جستوجوی حال خوش بودیم؛ زمانی که مصرفکننده شدیم نیز در پی آن بودیم، امافکر می کردیم باید از راهی نادرست به دست آوریم؛ اما اکنون که به درمان رسیدهایم و از دنیای تاریک اعتیاد خارج شدهایم، دریافتهایم حال خوش در مصرف مواد نیست؛ بلکه در سلامت جسم و روان است و بسیار ارزشمند می باشد.
این هفته را به تمامی خدمتگزاران سایت و کسانی کتلاش میکنند تا پیام کنگره ۶۰ را در قالب مطالب سایت به گوش جهان و جهانیان برسانند، تبریک میگویم و از آن ها سپاسگزارم. توجه داشته باشید که «جهان و جهانیان» تنها مختص کنگره ۶۰ در ایران نیست. اگر بازخورد و بازدید این مطالب افزایش یابد، کسی که واژهٔ «درمان» را جستوجو کند، کنگره ۶۰ در نتایج بالا نمایان میشود و بسیاری میتوانند از این مطالب بهره ببرند.این هفته را به خدمتگزاران سایت هم کسانی که پیشتر بودند، همچون آقا ابوالفضل، و هم کسانی که اکنون هستند، همچون آقا مصطفی عزیز، و نیز کسانی که در بخش فارسی و انگلیسی سایت تلاش میکنند تبریک میگویم. امیدوارم خیر و پاداش این تلاشها به زندگیشان بازگردد.
دربارهٔ فایدهٔ سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰، پیشتر بسیار سخن گفتم؛ اما نکتهای را یادآور میشوم: این سایت و فضاهای مجازی چراغ راهی برای دیگران میشود. هفتهٔ گذشته تولد دهسال رهایی آقا مسعود بود. هنگامی که بازخورد و بازدید این مطالب افزایش یابد، کسی که واژهٔ «درمان» را جستوجو کند، کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان، تهران، امامقلیخان، سلمان فارسی اصفهان و دیگر نمایندگیها را در نتایج بالا میبیند و به مطلبی همچون «تولد ده سال رهایی مسافر مسعود» برمیخورد. این بسیار ارزشمند است. ما یک روز هم نمیتوانستیم از مواد فاصله بگیریم؛ اکنون ده سال است. باید چراغ راه دیگران باشیم و آن را روشن نگه داریم؛ با بازدید از مطالب سایت، فضای مجازی و اینستاگرام کنگره ۶۰ و رساندن این پیام به دیگران است.سایت و فضای مجازی کنگره ۶۰ برای من فرامکانی و فرازمانی است. هر کجای ایران که باشم، با دسترسی به اینترنت، هر زمان که بخواهم میتوانم از آن بهره ببرم. خدمتگزاران میکوشند پیامها، دلنوشتهها، پیامهای تولد و دستور جلسات را بارگذاری کنند. سایت کنگره ۶۰ در سال ۱۳۸۲ برای نخستین بار راهاندازی شد، زمانی که بسیاری از ادارات و سازمانهای دولتی هنوز سایت نداشتند. آقای مهندس دژاکام بسیار تأکید میکنند که از دستور جلسات، فضای مجازی، سایت و هوش مصنوعی بهره ببریم. همه میپندارند هوش مصنوعی روزی جایگزین انسان میشود، در حالی که چنین نیست؛ هوش مصنوعی آمده تا در خدمت انسان باشد و فقط باید درست از آن استفاده کنیم.
دستور جلسهٔ دوم تولد یکسال رهایی مسافر علی عزیزاست.
من علیآقا را از سالها پیش میشناختم،و این شناخت به واسطهٔ ارتباط شغلیمان بود. همهٔ مردم پیشتر کشمش در جیب میریختند و میخوردند؛ علیآقا تریاک در آن میریخت. خوشبختانه پیام کنگره ۶۰ را از طریق زنده یاد مسافرداوود ، دریافت کرد و وارد کنگره شد.بسیار جالب است که امروز دومین سالی است که مسافر داوود این جهان را وداع گفته است. او در اثر تصادف فوت کرد و درمانش نیمهتمام بود؛ روی پلهٔ چهاردهم بود که تصادف کرد. اما اثر ماندگارش، پیام تولدی بود که به علی اهدا شد. امروز دومین سال فوت داوود است و همان پیامی که ابلاغ کرد، همزمان با تولد یکسال رهایی علی شده است. علیآقا وارد کنگره که شد، چون کمی میشناختمش، چندان نزدیکش نشدم. اما چون پیام را از داوود گرفته بود، وارد کنگره شد و بسیار خوب حرکت کرد. در سفر اول، چهل سیدی، و سی سیدی را نوشت. زمانی که برای رهایی رفتیم، خدمت گزاری که دفترهایش را بررسی میکرد، گفت: «سید، آنقدر خوب نوشتی که من خجالت میکشم دفترت را ورق بزنم.» بسیاری از سیدیها را کامل نوشته بود و حرکتی قوی آغاز کرد.
امروز به شکرانهٔ آن حرکت عظیم، بهعنوان خدمتگزار وارد سفر دوم شد. در قسمت OT خدمت میکند.. همسفرش نیز به شکرانهٔ این رهایی وارد کنگره شد و در حال سفر هستند. امیدوارم خیر و برکات کنگره و این خدمت، نصیب حال خودش، خانوادهاش و فرزندانش شود و بکوشد جایگاه حال راهنمایی را به دست آورد.

خلاصه سخنان مسافر علی:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
قبل از هر چیزیاد میکنم از هملژیونیام که سبب آشنایی من با کنگره شصت شد و روحش آسمانی است. بیگمان او نیز امروز شادمان است. میخواهم خاطرهای از روزگار مصرف بگویم. شنیده بودم که از هر هزار نفر، اگر یکی سکته کند و او را به خاک بسپارند، زیر خاک قلب آن دوباره به تپش میافتد. این سخن بسیار آزارم میداد. حتی وصیت کرده بودم و همسفرم که اینجا نشسته گواه است که از نرسیدن تریاک به بدنم چنان میترسیدم که سفارش کرده بودم وقتی فوت شدم مقداری تریاک در دهان من بگذارند که همه میپرسیدند برای چه میخواهی؟ گفتم شاید زیر خاک، به هر حال، به گونهای زنده شدم . من مردن را باور نداشتم. اما اکنون ببینید کنگره با من چه کرد. این کیمیاگری است. معجزه برایش کم است. کسی که چنین میاندیشید، کسی که چنین قدرت ویرانی داشت. از نخستین روزی که سفر میکنم، راهنمایم گواه بود. در گاراژ هر روز تریاک می کشیدند. اکنون پس از درمان، کیسه تریاک را زیر سرم میگذارم و آسوده میخوابم، بیآنکه وسوسه شوم. این چیز کمی نیست. و همه را مدیون راهنمایم و آموزشهای کنگره هستم.۳۲ سال ویرانی و در تاریکی بودن کم نیست. من خود همسفر و فرزندانم در تاریکی بودیم هنگامی که مواد مصرف میکردم تصور میکردم تنها خود در تاریکی هستم اما من خانواده خود را نیز در تاریکی نگه داشته بودم. زیرا وقتی ما مصرف کننده هستیم مردم به فرزند ما به گونه دیگری نگاه میکنند. . میخواهم از همسفرم سپاسگزاری کنم. امیدوارم خدا چنان عمری دهد که بتوانم گوشهای از این ۳۲ سال را جبران کنم. مثالی کوچک بزنم: اگر برق خانهتان از ساعت هشت تا ده شب برود، ساعت ده و ده دقیقه بگذرد کلافه میشوید . من ۳۲ سال نگذاشتم کسی دست بر کلید برق خانهام بگذارد تا از تاریکی بیرون آیم خانواده خود را از آسودگی و روشنایی محروم ساختم. بسیار مدیون کنگره ۶۰ هستم. تا پایان عمر اگر به راهنمایم خدمت کنم، کم است. اگر به کنگره خدمت کنم، همانند دانهای شن در بیابان است. اکنون من هم درمان اعتیاد را انجام دادهام بدون اینکه ریالی پول پرداخت کرده باشم. سخنی درباره بخشش بگویم. شنیدهایم که میگویند طلبکار به موی بدهکار میرسد، اما مو را نمیبُرد. همان مو را اگر در کنگره ببخشی، خدا برایت ریسمان میکند. اگر بخشش باشد، همه چیز ممکن است وهر کاری میتوانیم بکنیم.امیدوارم در کنگره بمانم و خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم

خلاصه سخنان راهنما همسفر آرزو:
سلام دوستان آرزو هستم راهنمای یک همسفر
سپاس فراوان از خدای بزرگ که امروز به من اجازه داد به واسطه دو عزیز، در این جایگاه قرار بگیرم. امیدوارم این عزیزان همیشه موفق و پایدار باشند. نخست، این جشن تولد یکسال رهایی مسافر علی و همسفرش خانم معصومه را به آقای مهندس و خانواده محترمشان، و همچنین به خودشان و راهنمای محترم، آقای عباس، تبریک میگویم. امیدوارم در جایگاههای خدمت در کنگره قرار بگیرند و در این جایگاه بدرخشند. خانم معصومه عزیز، تازه به لژیون من وارد شده و نزدیک یک ماه است. درباره ایشان نمیتوانم چیزی بگویم، تنها این را میتوانم بگویم که هر نسلی که نو شود، دنیا و ما از نو شدنش بیخبریم. هنگامی که نسلی زنده میشود و در مسیر آگاهی و دانایی قرار میگیرد، بیگمان میتواند موج خود را به دیگران نیز برساند. آقای علی همین کار را کرد. هنگامی که خودش زنده شد، موج مثبت و نیکش به همسفرش رسید و او توانست در این جایگاه قرار بگیرد. از آقای علی سپاسگزارم که همسفرش را در سفر دوم همراه خود به کنگره آورد تا خانم معصومه نیز طعم رهایی را بچشد و تاریکی سالها را به روشنایی بدل کند و در مسیر خدمت قرار بگیرد تا بتواند دست درماندگان این راه را بگیرد. سپاسگزارم که به سخنان من گوش دادید.
.jpg)
خلاصه سخنان همسفر معصومه:
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان عزیز هستم. من تازه سفرم را شروع کردهام و اینکه میخواستم تشکر کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان، و گروه مرزبانی و راهنمای خوب مسافرم ، و راهنمای خودم خانم آرزوی عزیزم سپاسگزارم .خیلی خوشحالم که دراین جایگاه قرار گرفتم. برای مسافرم خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفته است،برای او آرزوی موفیقت دارم.. تشکر میکنم از همه خدمتگزارانی که اینجا خدمت میکنند.
تایپ مسافر رضا لژیون هفتم
عکاس مسافر نریمان مرزبان خبری
تنظیم و ارسال مسافر مصطفی
مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
15