پس از یک سال که از ورودم به کنگره میگذرد، با کمتر شدن حاشیههای مضری که مانع فکر کردن و تجربهکردنم میشدند، توانستم بنشینم و کولهباری را که در این مدت از آموزشها پر کردهام، مرور کنم. چیزهای زیادی از ذهنم گذشت؛ بهدستآوردن آرامش، اعتماد و سلامتی، احیای دوستداشتنهایی که در حال فراموششدن بودند، حفظ و جمعکردن خانوادهای که داشت از هم میپاشید، شناخت تصمیماتی که باعث فرورفتنم در اشتباهات میشد، تغییراتی که باید در خودم ایجاد میکردم تا انسان محکمتری در مقابل سختیها باشم.
یاد گرفتم چه نقصهایی دارم که باعث عقبافتادنم در زندگی میشوند و چگونه میتوانم از آنها فاصله بگیرم یا حتی آنها را به نقطه قوت تبدیل کنم. یاد گرفتم چگونه انرژی کسب کنم و از آن در جهت ساختن محیطی بدون تنش و دوستداشتنی برای افراد خانوادهام بهره ببرم و بسیاری چیزهای دیگر؛ اما از میان این همه نعمت بهدستآمده، نعمت آموزشهای جهانبینی و علم زندگی که از روز نخست ورودم به کنگره با آن آشنا شدم، برایم نکتهای بود که دوست داشتم به آن اشاره کنم؛ آموزشهایی که در ادامه با نوشتن، گوش دادن و سپس عملیکردن آنها در طرز فکر، گفتار و رفتارم، کمکم در درونم تثبیت شدند.
فیض کسب علم و آگاهی، یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به ما عطا کرده است. کسی که جهاد میکند، مرزها را حفظ میکند. من نیز با آموزش و کسب آگاهی درباره شیوه زندگیکردن و تصمیمگرفتن، تلاش میکنم مرزهای قلب خود را حفظ کنم تا نیروهای منفی نتوانند به قلبم نفوذ کنند و ایمانم را غارت کنند. یادگیری اصول و آموزشها، با نیتی پاک و همراه با تلاش و کوشش بسیار، ممکن میشود.
آگاهی یعنی اسیر هر حرفی نشدن؛ یعنی قبل از قضاوت کردن، فهمیدن؛ قبل از باورکردن، پرسیدن و شککردن؛ قبل از تصمیمگرفتن، اندیشیدن. آگاهی به انسان قدرت انتخابهای بهتر و متفاوت را میدهد؛ انتخاب اینکه چه چیزی را باور کند، چه مسیری را ادامه دهد و چه چیزی را کنار بگذارد. من باور دارم آگاهی و دانستن، انسان را آزادتر میکند؛ آزاد از قضاوتهای عجولانه، باورهای نادرست و محدودیتهایی که گاهی خودمان برای خودمان ساختهایم؛ همان چارچوبهایی که از روی تعصب، اجتماع و فرهنگ برای ما ایجاد کردهاند و گاهی نمیگذارند آنطور که شایسته است، حفظ آرامش را در زندگی دنبال کنیم و به آن برسیم. شاید زیباترین شکل رشد این باشد که همیشه تشنه یادگیری بمانیم؛ چون هرچه بیشتر میآموزیم، بیشتر میفهمیم که هنوز چیزهای زیادی برای کشف کردن و آموختن وجود دارد.
خداوند را بابت ورودم به کنگره۶۰ و آموزشهایی که در آن کسب کردهام، شاکرم. امیدوارم خداوند به همه عزیزانی که قدم در راه کسب علم زندگی میگذارند و پس از آموختن، برای انتقال آن به دیگران از خودگذشتگی میکنند، توفیق دهد. در آخر، باید به این مهم هم اشاره کنم که قدر عمر خود را بدانیم و در این زمان محدود، وظایف خود را به خوبی بشناسیم و با عشق و ایمان آنها را به انجام برسانیم؛ زیرا پذیرش مسئولیتها باعث میشود، سنگینی انجام دادنشان از روی شانههای ما برداشته شود. آنچه روزی به انجامهایی کسالتآور و سخت، همراه با منت گذاشتن تبدیل شده بود، حالا میتواند با علاقه انجام شود و انرژی خوبی از آن دریافت کنیم؛ انرژیای که دوباره میتوانیم برای یادگیریهای بیشتر و حرکت در مسیر رشد خود به کار بگیریم. من در این یک سال یاد گرفتم مسیر رسیدن به صلح و آرامش را بشناسم، در جهت آن قدم بردارم و برای دست یافتن به آن کوشا باشم.
نویسنده: همسفر فرحناز رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0