پس از اینکه وارد لژیون ویلیام شدم، فکر میکردم تنها یک سفر است و فقط به دنبال سلامت سیستم ایکس بدن خود هستم؛ اما سفرم راهی به خواستههای نفس داشت، نفسی که بد رکابی میکرد و نافرمان شده بود. در سیدی ابراهیم، این حضرت پیامبر سلیم است؛ (کلمهای که از سلام میآید) به معنی تسلیم شدن، فرمانبرداری و آیین ابراهیم است. کاری که حضرت ابراهیم انجام داد، پاکسازی کالبد انسان از وجود نیروهای تاریکی بود. افکار منفی اندیشههای شیطانی توانستند به درون انسان وارد شوند، جن توانسته قدرت را به دست بگیرد و انسانهای زیادی را به گمراهی بکشاند؛ اما خواسته حضرت ابراهیم این بود که شهر وجودی خود را از وجود این نیروها امن کند و این موضوع را به انسانهای دیگر انتقال دهد. حضرت به قدرت مطلق گفت: هرکس از این اصول پیروی کرد، از نعمتهای تو برخوردار میشود و هرکس که پیروی نکرد در همان گمراهی و تاریکی خود باقی بماند.
در واقع سوره ابراهیم به ما میگوید: آنهایی که شهر وجودی یا کالبد خود را دچار مشکل کردند، یا کافر هستند و شریک پیدا میکنند، چه خاصیتی دارند و حضرت ابراهیم چقدر زیبا یک مثلث ترسیم میکند: (مثلث حلیم، أؤ و منیب)
حلیم: کسی که صبر دارد.
أؤ: کسی که درد میکشد و ناله نمیکند.
منیب: یعنی بازگشت به سوی حقیقت.
در مقابل این مثلث، مثلثی وجود دارد با اضلاع: یستبعون، یعنی فقط کاری را میکند که عشقش میکشد.
یسودون: یعنی کسانیکه الکی میخندند.
یبغون: کسانیکه کجی را طلب میکنند. این صفتها بیماریهای صور پنهان هستند. حضرت ابراهیم دست بر خرابیهای خود میگذارد؛ چراکه این ویژگیها و مشکلات را داشتند و به دنبال درست کردن آنها بودند. پیامبران ابتدا باید صفات را تجربه کنند، این بیماریها را خود نیز دارند، رنجش را میکشند و سپس تعالیم الهی به آنها نازل میشود. بعد از اینکه خود را درمان کردند، این را به انسانهای دیگر انتقال میدهند. حرکت حضرت ابراهیم در صور پنهان نشان میدهد که این صفتها در او بوده است، اما به دنبال درمان، احیا و تغییر خود بودند، پس از آن به مقام بالایی رسیدند. وقتی به کنگره۶۰، نگاه میکنم، چقدر زیبا این قوانین درون آن اجرا شده؛ راهنمایانی که آموزش دیدند، با رنج و تلاش درون خود را شکافتهاند و حالا به انسانهای دیگر آموزش میدهند. این عمل هم سهل و هم سخت است؛ از نفس اماره به مطمئنه رسیدن است. اما حقیقت این است که تکتک ما میتوانیم با یافتن گرههای درونی خود به پالایش و تزکیه واقعی برسیم؛ من این مهم را در سفر نیکوتین پیدا کردم. یافتم که اگر از خواستههای نامعقول نفس خود پیروی کنم، از مسیر آسایش و آرامش دور خواهم شد؛ اما اگر با گره درونی خشم، ترس و اضطراب مبارزه کنم، مسافر را در مسیر روشن در کنار خود و در صلح قرار میدهم. خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که من را لایق دانست تا عضو کوچکی از کنگره۶۰، باشم.
منبع: سیدی ابراهیم (امین)
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62