۲۵ سال تخریب داشتم. آخرین آنتیX مصرفیام تریاک کشیدنی بود. روش درمان DST و داروی درمانی OT است. راهنمای خوب و گرامیام آقا امین، لژیون ۱۴، شعبه بنیان هستند. ورزش من در کنگره شطرنج است.
مدت سفر اول: ۱۱ ماه و ۲۰ روز
مدت رهایی: ۶۲ روز، به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس
دلنوشتهای برای رهایی
روزهای تلخ...
روزهایی که اعتیاد، آرامش را از من گرفته بود و حتی قدرت حرف زدن با دیگران را هم نداشتم. وارد کنگره ۶۰ شدم؛ نه با امید، بلکه با حالی خراب و زخمی که التیام نمییافت. اما اینجا جایی بود که کمکم نور به زندگیام تابید.
اولین جرقههای آرامش، با راهنماییهای راهنمایم در قلبم روشن شد. قدمبهقدم آموزش گرفتم. از سخنان اساتید و تجربههای کسانی که خودشان روزی مثل من بودند و امروز به رهایی و حال خوش رسیدهاند، الگو گرفتم. دیدم که میشود؛ دیدم که میتوان از آن باتلاق بیرون آمد.
وقتم را در سایت کنگره گذراندم. آنجا فقط یک صفحه اینترنتی نبود؛ یک خانواده بود. خانوادهای که زحمتها، اشکها و لبخندهایشان پشت هر پست و هر آموزش نهفته است.
سایت کنگره، تکنولوژی جدیدی برای بازگو کردن زحمات کسانی است که در این راه، جان و وقت خود را گذاشتند تا به دنیا نشان دهند راهی جدید و بهروز برای درمان اعتیاد وجود دارد؛ راهی که نهفقط جسم، بلکه روح را هم درمان میکند.
امروز من، علی، که با حال خراب آمدم، حالا خدمت میکنم؛ خدمت به کسانی که مثل خودم درگیر این بلا هستند. این خدمت، ادای دینی است به همه آنهایی که در رهایی من سهم داشتند:
به راهنمای مهربانم که دستم را گرفت،
به اساتیدی که با کلامشان امید کاشتند،
به همسفرانی که تجربههایشان چراغ راهم شد،
و به کنگره ۶۰ که ثابت کرد رهایی، یک رؤیا نیست.
از همه آنها سپاسگزارم. و حالا من هم قطرهای هستم از این اقیانوس مهربانی.
باشد که بتوانم تا آخرین نفس، چراغ این راه بمانم.
این متن را با احترام، به همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ تقدیم میکنم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
7