خداوند را شاکر و سپاسگزارم، از آقای مهندس تشکر میکنم که اجازه دادند در مسیر کنگره۶۰، قرار بگیرم، حرکت کنم، خدمت کنم و آموزش بگیرم، تا بتوانم ببخشم و در مسیر بخشندگی رشد کنم، جبران خسارت که در گذشته به خود و دیگران وارد کردهام را انجام بدهم؛ البته با کوچکترین مبلغ در دریای بیکران اقیانوس لژیون سردار بتوانم اسم خود را قرار دهم. روز اول که وارد کنگره۶۰، شدم با خودم فکر میکردم من چگونه میتوانم این مسیر دور را طی کنم، شاید به هزینه مسیر فکر میکردم، آگاهی نداشتم و در تاریکی خودم بودم. دائما در ذهن خودم فکر میکردم، چرا من به این مکان آمدهام، فکر میکردم این بار هم مثل دفعههای قبل فایدهای ندارد. اما کم کم زمان گذشت، یک روز لژیونی به نام لژیون سردار برگزار شد، برای اولین بار به عنوان مهمان در لژیون نشستم، دوست داشتم ببینم چه کسانی در این لژیون هستند، کسانی که اینجا نشستهاند پولدار هستند آنقدر پول هستند دغدغهای ندارند، خیلی راحت میتوانند ببخشند. با خودم فکر میکردم که این بخشندگی از کجاست، اشخاصی را در لژیون دیدم که ۵۰ میلیون، ۱۰۰ میلیون، ۵۰۰ میلیون پرداخت کرده بودند، حس و حال دلشان خیلی خوب است. وقتی از برکتهای این لژیون صحبت میکردند، که چگونه در مسیر زندگی برای آنها نمایان میشد، بغض میکردم، بعد از چند وقت تازه فهمیدم بهای هر کار ضد ارزشی که در گذشته انجام دادهام را باید پرداخت کنم تا حال خودمان خوب شود. لژیون سردار به من بخشندگی را آموخت تا بتوانم ببخشم، ای کاش بتوانم بیشتر و بیشتر ببخشم، آرزوی دنور و پهلوانی را در ادامه مسیر دارم.
نویسنده: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر منیژه راهنمای تازهواردین
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول)
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
81