English Version
This Site Is Available In English

خدمت، هنر زندگی کردن را به من آموخت

 خدمت، هنر زندگی کردن را به من آموخت

به‌‌نام آن‌که ما را زندگی داد، وز آن بس مژده پایندگی داد. در زمان تاریکی و اعتیاد مسافرم، زندگی کردن و تحمل مشکلات برای من سخت شده بود، افکارم پریشان بود و قدرت تصمیم‌گیری نداشتم، وسوسه‌ رها کردن و تسلیم شدن در برابر مشکلات هر روز بزرگ‌تر می‌شد، همه راه‌ها را امتحان کرده بودیم؛ ولی به بن‌بست می‌خوردیم. با خود می‌گفتم دیگر هیچ راهی وجود ندارد؛ اما میان فراز و نشیب‌ها صدای امید به من می‌گفت: صبور باش، گاهی باید از میان بدترین روزهای زندگی عبور کنی تا به بهترین‌ها برسی و برای رسیدن به آن روزها، نباید در مقابل مشکلاتی که سر راه تو سبز می‌شوند کم بیاوری؛ چون هیچ مسئله‌ای بدون راه‌ حل نیست. باید محکم و استوار روی هدف خود تمرکز کنی. تصمیم گرفتم به‌ جای فرارکردن از مشکلات، به خدا توکل کنم و محکم‌تر از قبل حرکت کنم. در مسیر حرکت، خداوند مرا به سمت نوری به‌ نام جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، کشاند. در آن زمان تصور می‌کردم کنگره۶۰ فقط برای درمان اعتیاد است و من برای درمان مسافر خود  وارد این مکان می‌شوم؛ ولی در ادامه با آموزش‌های مهندس حسین دژاکام و استاد امین دژاکام یک‌سری تغییرات درونی در من ایجاد شد و می‌توانم بگویم این اتفاق، از بزرگ‌ترین معجزه‌های زندگی من بود که سال‌ها منتظر آن بودم.

یکی از آن‌ها سفر در لژیون جونز بود که بعد از رهایی، حس و حال و انرژی خاصی در من ایجاد شد و دیگری دیدن الگوهای نابی مثل: راهنمایی استادان همسفر ناهید و همسفر سمیه، تولدها، رهایی‌ها‌، مهربانی دوستان، خدمت کردن در جایگاه‌های مختلف، تولدی دوباره از جنس اندیشه، معرفت، احساس، ازخودگذشتگی، بخشش، عشق، محبت و ایمان را در من زنده کرد؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم در این مسیر عاشقی خدمت کنم و این حس و حالی که دریافت کردم را به دیگران انتقال دهم. از هر کدام از خدمت‌ها آموزش‌هایی گرفتم و توانستم گره‌های درونی خود را پیدا کنم؛ اما یکی از معجزات بزرگ زندگی من در زمان خدمت سایت اتفاق افتاد، یک شب برای اولین بار خدمت لژیون سردار به من واگذار شد که تا دیر وقت طول کشید، انجام دادم و تحویل دادم، چند روز بعد پسرم با ماشین تصادف خیلی وحشتناکی کرد و به لطف خدا صحیح و سالم به خانه برگشت. آموزش گرفتن و خدمت کردن در این مسیر عاشقی در واقع هنر زندگی کردن را به من آموخت تا اگر در طول مسیر زندگی قفلی می‌بینم، اول با حرکت کردن و بعد با سه کلید ارزشمند صبر، آرامش و توکل به قدرت مطلق باز کنم.

نویسنده: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست و ششم) دبیر اول سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...