اولین جلسه از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر حیدررضا با دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنکره ۶۰ چگونه استفاده میکنم؟» چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
از راهنمای محترم عباس آقا، ایجنت محترم آقا اردلان و گروه مرزبانی تشکر میکنم که اجازه دادند من این جایگاه را تجربه کنم و در کنار شما آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی است. من زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، فقط یک چیز راجع به کنگره شنیده بودم و هیچ تجربهای از آن نداشتم. فقط یک کلمه شنیده بودم: کنگره ۶۰؛ رفتم در گوگل سرچ کردم کنگره ۶۰ و شعبه تهران، چند تا شعبه برایم آمد. یکی از نزدیکترین شعبهها، شعبه نارمک بود که آدرسش را زده بود پارک شقایق، چهارراه تلفنخانه. تصوری که من از کنگره ۶۰ داشتم، مثل NGOهای دیگر بود، با خودم گفتم الان باید برویم یک جایی در پارک، یا چند تا صندلی گذاشتهاند، یا یک چادری زدهاند و آنجا باید بنشینیم و ببینیم چه خبر است. حدود یک هفته، دو هفته با خودم کلنجار میرفتم که بیایم یا نیایم، اما بالاخره آمدم. زمانی هم که آمدم، روزی که قرار بود لژیون انتخاب کنم، با راهنمایم صحبت کردم و گفتم: آقا، من چهارشنبهها نمیتوانم بیایم. چون در واقع در فکر این بودم که یک جوری کار را به بازی بگیرم، فقط برای مدتی موادم را قطع کنم و دوباره برگردم به همان NGO که قبلاً میرفتم. هفته اول چهارشنبه نیامدم؛ جلسه دوم، زمانی که شنبه آمدم، دیدم همه با لباس سفید، مرتب و منظم هستند و همه با احترام با هم برخورد میکنند. یک دیسیپلین و نظم خیلی خاصی پشت این قضیه بود. وقتی سر جلسه نشستم، دیدم راجع به سیدی صحبت میکنند، پرسیدم: سیدی چیست؟ گفتند: اینجا باید هر هفته یک سیدی را گوش بدهی و بنویسی. با خودم گفتم مگر مدرسه است! ولی گذشت. دیدم بچهها دارند صحبت میکنند و راجع به موضوع هفته، مشارکت میکنند. درباره سیدی هفته هم صحبت میشد. یک لحظه در ذهنم سؤال شد که داستان چیست؟ پرسوجو که کردم، گفتند: اینجا دستور جلسات برای یک سال تعیین شده است. همان لحظه یک مقایسهای با جایی که قبلاً میرفتم در ذهنم شکل گرفت. آنجا کسی که مسئول بود، میآمد و با دو نفر مشورت میکرد که موضوع جلسه چه باشد. بعد یک نفر را هم دعوت میکردند که بیاید صحبت کند؛ کسی که شاید از همهجا بیخبر بود و همان لحظه تازه میخواست درباره موضوع فکر کند و صحبتی انجام دهد. در اینجا بود که یک تلنگری به من خورد. از عباس آقا، راهنمای محترمم، پرسیدم داستان چیست؟ گفتند: برو اپلیکیشن مهندس دژاکام را نصب کن، سیدیها آنجاست. خواستم اپلیکیشن را نصب کنم، اما نمیدانم چه مشکلی بود که نصب نمیشد. به من گفتند: برو از داخل سایت، سیدی را بردار و سیدی وظایف رهجو را گوش کن. وقتی وارد سایت شدم، دیدم چه دنیایی است و چه مطالبی در آن وجود دارد. همانجا با خودم گفتم ما آن طرف چه عذابی کشیدیم و چندین سال با چه سختیای زندگی کردیم و دسترسی به اطلاعات نداشتیم. اگر چیزی هم میخواستیم، نهایتاً دو تا دفتر یا دو تا کتاب بود که باید میخواندیم. دانش و اطلاعات هم بهروز نبود. ولی سایت کنگره، امروز کمک بزرگی به ما میکند و دانش و اطلاعات به روز را در اختیارمان میگذارد. به قول آقا کامران، تنها نمایندگی ۲۴ ساعتهای که همیشه در دسترس ماست، همین سایت است.

من پارسال، زمانی که دستور جلسه سایت بود، برایم خیلی جالب بود که شنیدم مهندس دژاکام خودشان هر روز صبح سایت را چک میکنند و به آن سر میزنند. با خودم گفتم: وقتی مهندس میتوانند این کار را انجام بدهند، پس ما هم میتوانیم. من یک هفته، هر روز رفتم و سایت را نگاه کردم. بعد از مدتی، یکدفعه به خودم آمدم و دیدم حدود یک ماه، حتی شاید ۴۰ روز، اصلاً سایت را نگاه نکردهام؛ دوباره شروع کردم. ولی هر از چند گاهی یک هفته یا ده روز سایت را نگاه میکنم و بعد دوباره یادم میرود. این به من نشان میدهد که برای انجام دادن یک کار، باید تمرین و تکرار داشته باشم و حرکتی را که میخواهم انجام بدهم باید پیوسته و مداوم ادامه بدهم. البته هیچوقت نمیتوانیم به مهندس برسیم. ایشان همت بسیار بالا و بلندی دارند و ما خیلی راه داریم تا حتی بتوانیم قدمی در مسیر ایشان برداریم. اوایل که وارد سایت میشدم، بیشتر فقط شعبه خودمان را نگاه میکردم و یک مقدار مطالب و خلاصه جلسهها را میخواندم. تا اینکه تقریباً یک ماه پیش، آقا حبیب به من گفتند: سایت را چک میکنی؟ باید گروههای دیگر را هم بروی و نگاه کنی. حتی صفحه همسفران شعبه خودمان را هم باید ببینی، چون آنجا مطالبی گفته میشود که میتواند برای ما هم مفید باشد.این برای من جالب بود و سعی کردم بروم و به شعبههای دیگر هم سر بزنم. از مشارکتها و مطالبی را که میخوانم چیزهایی یاد میگیرم و برداشت میکنم. اما درباره فضای مجازی، من حقیقتاً فعالیت زیادی ندارم. اگر فعالیتی هم داشته باشم، بیشتر مربوط به کارم است؛ مثلاً اگر بخواهم فاکتوری بزنم یا مطالب گروه و شعبه خودمان را بررسی کنم. در مورد هوش مصنوعی هم حقیقتاً هیچ تجربهای ندارم. ولی جلسه قبل، یکی از دوستان اینجا گفتند: اگر خواستی بیا، من به تو یاد میدهم که چطور از هوش مصنوعی استفاده کنی. تصمیم گرفتم بروم و یاد بگیرم و امیدوارم بتوانم این موضوع را یاد بگیرم و شاید در آینده به دردم بخورد. زیاد صحبت نمیکنم و دوست دارم از تجربه شما دوستان استفاده کنم. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
عکس: مسافر ابوالفضل رهجوی راهنما مسافر کامران (لژیون پنجم)
تایپ،ویرایش و ارسال: مسافر مجتبی رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
104