English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- برداشت از سی‌دی شمشیر در سنگ

گروه خانواده- برداشت از سی‌دی شمشیر در سنگ

بعضی داستان‌ها فقط برای سرگرمی نیستند؛ گاهی یک داستان یا تمثیل، حقیقتی را در خود جای می‌دهد که با گذشت زمان همچنان تازه و قابل‌فهم باقی می‌ماند. هر‌بار که به آن نگاه می‌کنیم با توجه به شرایط و میزان آموزش خود می‌توانیم نکته تازه‌ای از آن دریافت کنیم به‌همین‌دلیل؛ بعضی داستان‌ها سال‌ها در ذهن انسان باقی می‌مانند و هربار دریچه‌ای تازه به روی او باز می‌کنند.

در داستان «شمشیر در سنگ»، استاد امین به نکته‌ای اشاره می‌کنند که برای من بسیار قابل تأمل بود. اگر شمشیری در سنگ قرار گرفته باشد، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه چنین چیزی امکان‌پذیر است؟ از نگاه ایشان، این تمثیل می‌تواند به این معنا باشد که آن ماده درابتدا نرم بوده، شمشیر در آن قرار گرفته و سپس به‌مرور سخت و سنگی شده است.

دل انسان نیز می‌تواند در ابتدا نرم و پذیرنده باشد؛ اما یک اتفاق، شکست، فقدان، بی‌مهری یا تجربه‌ای تلخ می‌تواند مانند ضربه‌ای به او وارد شود. انسان برای این‌که دوباره آن درد را تجربه نکند، به‌تدریج حس‌های خود را می‌بندد. شاید در ابتدا هدفش فقط محافظت از خودش باشد؛ اما اگر این حالت ادامه پیدا کند، نسبت به چیزهایی که زمانی برایش زیبا و لذت‌بخش بوده‌اند، بی‌تفاوت می‌شود.

گاهی انسان حتی متوجه این تغییر در خودش نمی‌شود، تصور می‌کند دیگران تغییر کرده‌اند، زندگی سخت شده یا هیچ چیز مانند گذشته نیست؛ درحالی‌که بخشی از مشکل می‌تواند به تغییر و بسته‌شدن حس‌های خودش مربوط باشد. وقتی دل سخت می‌شود، انسان بیشتر کمبودها و نقاط ضعف را می‌بیند و کمتر می‌تواند از داشته‌های خود لذت ببرد.

به‌نظر من، بخش مهم این تمثیل فقط واردشدن شمشیر نیست؛ بلکه بیرون‌آوردن آن است. شمشیر هنگام واردشدن درد دارد و بیرون‌آوردنش نیز دردناک است. اگر انسان مدت‌ها برای محافظت از خودش حس‌هایش را بسته باشد، بازشدن دوباره آن‌ها یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. در این مسیر باید با بعضی از دردها و زخم‌هایی روبه‌رو شود که مدت‌ها نادیده گرفته شده‌اند؛ بنابراین بازگشت از تاریکی همیشه آسان و بدون درد نیست؛ اما همین رویارویی می‌تواند بخشی از مسیر ترمیم باشد.

این موضوع را در درمان اعتیاد نیز می‌توان مشاهده کرد؛ همان‌طورکه درمان جسم انسان نیازمند یک فرآیند تدریجی است، در جهان‌بینی و زندگی نیز بسیاری از تغییرات باید مرحله‌به‌مرحله اتفاق بیفتند. انسانی که سال‌ها رنج‌ دیده، بی‌اعتماد یا بی‌تفاوت شده است، نمی‌تواند با یک تصمیم ساده همه این حس‌ها را تغییر دهد. آموزش، حرکت و زمان لازم است تا آن‌چه در درون او آسیب دیده به‌تدریج بازسازی شود.

این مسئله برای یک همسفر نیز قابل‌توجه است. اعتیاد فقط به مسافر آسیب نمی‌زند؛ بلکه همسفر نیز در طول سال‌هایی که با نگرانی، ترس، رنجش و مشکلات ناشی از اعتیاد روبه‌رو بوده تحت‌تأثیر این شرایط قرار می‌گیرد. ممکن است آن‌قدر ذهن همسفر درگیر تغییر مسافر باشد که خودش و نیازهای درونی‌اش را فراموش کند و به‌تدریج بخشی از حس‌های او نیز آسیب ببیند.

این‌جاست که آموزش‌های کنگره اهمیت پیدا می‌کند. همسفر یاد می‌گیرد که قرار نیست تمام انرژی خود را صرف تغییر مسافر کند؛ بلکه خودش نیز در این مسیر نیاز به تغییر و آموزش دارد. او به‌تدریج یاد می‌گیرد به‌جای کنترل‌کردن مسافر، روی خودش کار کند و نگاهش را نسبت به زندگی تغییر دهد. آموزش‌های کنگره فقط اطلاعاتی در مورد اعتیاد به همسفر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند به او کمک کند و از شرایطی که سال‌ها او را تحت‌تأثیر قرار داده است، عبور کند و دوباره ارتباط بهتری با خودش و زندگی پیدا کند.

درابتدای ورود به کنگره، ممکن است تمام فکر یک همسفر این باشد که مسافرش چه زمانی درمان می‌شود و زندگی چه زمانی به شرایط گذشته برمی‌گردد؛ اما با آموزش، متوجه می‌شود که این مسیر فقط برای درمان مسافر نیست؛ بلکه خودش نیز می‌تواند از این فرصت برای شناخت بیشتر خود، ترمیم آسیب‌ها و ساختن زندگی بهتر استفاده کند.

در وادی دوم می‌آموزیم که انسان برای پی‌بردن به عظمت روشنایی‌ها، تاریکی‌ها را تجربه می‌کند و زمانی‌که در تاریکی‌ها فرومی‌رود، باید از گذرگاه‌های بسیار سخت عبور کند، اگر بتواند از این گذرگاه‌ها جان سالم به‌در ببرد انسانی کارآزموده و رها خواهد شد. این دیدگاه برای من باعث شده است به سختی‌هایی که در زندگی پشت سر گذاشته‌ام و آن‌چه ممکن است در‌ادامه مسیر با آن‌ روبه‌رو شوم، جور دیگری نگاه کنم؛ همان‌طور‌که آقای مهندس بارها می‌فرمایند: «سختی‌ها لعنت خداوند نیستند.» گاهی همین سختی‌ها می‌توانند زمینه‌ای برای آموزش و رشد انسان باشند و اگر با تفکر و حرکت از آن‌ها عبور کنیم، می‌توانند به تجربه و توانایی بیشتری در ما تبدیل شوند.

این موضوع برای من با تجربه‌ای که در زندگی داشتم، ملموس‌تر شد. روزی که متوجه شدم مسافرم به‌جای مصرف تریاک، درگیر شیشه و هروئین شده است برای من یک ضربه بسیار سنگین بود و شرایط بسیار سختی را تجربه کردم. ناباوری، ترس و ناامیدی تنها حس‌های آن روزهایم بود؛ اما امروز که به آن مسیر نگاه می‌کنم، می‌بینم از دل همان سختی، مسیری برای من باز شد که شاید بدون آن اتفاق هرگز به آن وارد نمی‌شدم.

با ورود به کنگره و قرارگرفتن در مسیر آموزش، کم‌کم علم زندگی‌کردن را آموختم، یاد گرفتم داشته‌هایم را ببینم و قدر عافیت را بدانم. هنوز هم در زندگی با مشکلاتی روبه‌رو هستم؛ اما نگاه من به زندگی تغییر کرده و چیزهایی را می‌بینم که پیش از این شاید به آن‌ها توجه نمی‌کردم.

همان تجربه سخت، امروز به من کمک کرده است وقتی همسفری با نگرانی از مصرف شیشه مسافرش صحبت می‌کند، شرایط او را بهتر درک کنم و با امید بیشتری با او صحبت کنم. اگر آن تجربه را نداشتم، شاید این درک را به این شکل نداشتم؛ بنابراین یک تجربه سخت، زمانی‌که با آموزش و تفکر همراه شود، می‌تواند از یک رنج صرفاً فراتر برود و به آگاهی و توانایی تبدیل شود؛ حتی می‌تواند روزی به وسیله‌ای برای کمک به انسان دیگری تبدیل شود.

در مسیر کنگره۶۰ نیز نمونه بارزی از تبدیل تجربه به خدمت را می‌بینیم. آقای مهندس دژاکام در مسیر زندگی و درمان اعتیاد با مسائل و سختی‌های زیادی روبه‌رو شدند و حاصل آن تجربه به روشی برای درمان اعتیاد تبدیل شد. این تجربه درادامه گسترش پیدا کرد و در زمینه‌هایی مانند درمان سیگار، چاقی و همچنین فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی نیز ادامه یافت. این مسیر نشان می‌دهد که یک تجربه سخت، اگر با آموزش، تفکر و حرکت همراه شود، می‌تواند از زندگی یک انسان فراتر برود و به خدمت به انسان‌های بیشتری تبدیل شود.

به‌نظر من تفاوت اصلی در خود ضربه‌خوردن نیست؛ بلکه در کاری است که انسان بعد از ضربه با خودش انجام می‌دهد. همه انسان‌ها ممکن است در زندگی با سختی و شکست روبه‌رو شوند؛ اما همه از آن تجربه، آموزش نمی‌گیرند. یک نفر ممکن است سال‌ها در همان نقطه بماند و زخم خود را تازه نگه دارد؛ اما انسان دیگری می‌تواند با کمک آموزش و حرکت، آن زخم را ترمیم کند و روزی همان تجربه به توانایی او برای درک و کمک به دیگری تبدیل شود.

بنابراین مسئله این نیست که در زندگی با هیچ شمشیر و ضربه‌ای روبه‌رو نشویم؛ زیرا سختی، بخشی از مسیر زندگی است مسئله این است که اجازه ندهیم آن شمشیر برای همیشه در وجودمان باقی بماند و حس‌های ما را از کار بیندازد. برای بیرون‌آوردن آن باید حرکت کنیم، آموزش بگیریم و روی خودمان کار کنیم. شاید این مسیر درد داشته باشد؛ اما پشت این درد، امکان ترمیم، شناخت و بازگشت به زندگی وجود دارد.

منبع: فایل صوتی شمشیر در سنگ
نویسنده و رابط خبری لژیون سردار: راهنمای تازه‌واردین همسفر افضل
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...